دانلود پایان نامه

ز انجام اين طرح بررسي اثرات تغذيه نسبت‌هاي مختلف اسيدهاي چرب امگا-3 به امگا-6 و مخلوط منحصر به فردي از گياهان دارويي شامل دارچين، زردچوبه، رزماري و ميخک بر توليد و متابوليت هاي خوني، متابوليسم گلوکز و تنش اکسيداتيو گاوهاي دوره انتقال مي‌باشد.
4-5- نتايج و بحث پژوهش دوم
4-5-1- مصرف ماده خشک، تغييرات وزن بدن و نمره بدني
دام‌هايي که جيره حاوي دانه کتان اکسترود شده مصرف نمودند نسبت به دام‌هايي که جيره حاوي دانه سوياي اکسترود شده مصرف نمودند، مصرف ماده خشک و انرژي بيشتر (05/0 ? P) داشته و کاهش مصرف خوراک کمتري (10/0 ? P) در دوره قبل از زايش نشان دادند (جدول 4-5). توازن انرژي نيز در دام‌هاي دريافت کننده دانه کتان اکسترود شده بالاتر از دام‌هاي مصرف کننده دانه سويا بود (05/0 ? P). تغييرات وزن بدن و نمره بدني و وزن تولد گوساله‌ها تحت تأثير منبع دانه روغني قرار نگرفت (10/0 ? P). بعد از زايش، گاوهاي مصرف کننده دانه کتان اکسترود شده مصرف ماده خشک و توازن انرژي بيشتري داشته و وزن بدن و نمره بدني کمتري نسبت به دام‌هاي مصرف کننده دانه سوياي اکسترود شده، از دست دادند (05/0 ? P). تغذيه دانه کتان اکسترود شده با جلوگيري از کاهش شديد مصرف خوراک قبل از زايش در کنار افزايش مصرف خوراک قبل و بعد از زايش و افزايش قابليت هضم ماده آلي و ديواره سلولي که در ادامه بحث خواهد شد منجر به افزايش انرژي دريافتي و بهبود توازن منفي انرژي شده و موجب کاهش از دست دادن وزن و نمره بدني شده است. موافق با نتايج آزمايش فعلي، پتيت و بنچار [202] گزارش نمودند که تغذيه دانه کامل کتان در دوره قبل از زايش مصرف خوراک بعد از زايش را نسبت به دام‌هايي که سوياي ميکرونيزه مصرف نمودند، بيشتر نمود. مکمل نمودن دانه کتان اکسترود شده همچنين از کاهش شديد مصرف خوراک قبل از زايش جلوگيري نمود. کاهش مصرف خوراک قبل از زايش به عنوان زمينه‌ساز اصلي شروع بسيج چربي در نظر گرفته مي‌شود [106].
قبل از زايش، مصرف خوراک گاوهايي که گياه دارويي مصرف نمودند تمايل به افزايش نشان داد (10/0 ? P). وزن بدن و نمره بدني و تغييرات آنها در دوره قبل و بعد از زايش تحت تأثير گياه دارويي قرار نگرفت (10/0 ? P). قبل از زايش، اثرات متقابل بين منبع دانه روغني و گياه دارويي بر فراسنجه‌هاي مختلف بررسي شده معني دار نشد (10/0 ? P). بعداز زايش، اثر متقابل بين منبع دانه روغني و گياه دارويي بر مصرف خوراک و انرژي دريافتي معني‌دار بود (05/0 ? P). مکمل نمودن گياه دارويي بر دام‌هايي که جيره بر پايه دانه سوياي اکسترود شده دريافت نمودند، مصرف خوراک را افزايش داد (05/0 ? P)، درحالي که در جيره‌هاي بر پايه دانه کتان اکسترود شده، افزودن مخلوط گياهان دارويي تأثيري بر مصرف خوراک و دريافت انرژي نداشت. تأثير گياهان دارويي و برخي مواد موثره آنها بر مصرف خوراک در تحقيقات مختلف همسو نبوده و پاسخ‌هاي مشاهده شده در تحقيقات به شدت متفاوت مي‌باشد. براي مثال، برخي تحقيقات گزارش نمودند تغذيه اسانس‌ها و گياهان دارويي تأثيري بر مصرف خوراک نداشت [33، 34 و 287]. وال و همکاران [275] با تغذيه مخلوط سينامالدهيد و ائوگنول به گاوهاي شيري چند شکم زايش، کانگ و همکاران [145] و بويد و همکاران [40] با تغذيه مخلوط‌هاي تجاري از اسانس يا عصاره‌هاي گياهي، مصرف خوراک بيشتري را گزارش نمودند. در حقيقت نتايج متناقض درتحقيقات مختلف تعجب آور نيست زيرا عوامل زيادي در پاسخ مشاهده شده مي‌تواند موثر باشد. ترکيب شيميايي اسانس يا عصاره مصرف شده، اسانس‌هاي مختلف در مخلوط و اثرات متقابل بين آنها، جيره پايه مصرف شده، مرحله فيزيولوژيک دام و اثرات متقابل بين اين عوامل مي‌تواند تأثير گذار باشد [139]. يافته هاي اخير پيشنهاد مي‌نمايند که ترکيبات فعال بيولوژيک ممکن تحت شرايطي که دام در معرض تنش هاي محيطي و فيزيولوژيک قرار دارد موثرتر باشد [102]. به عنوان مثال عصاره گياه رديکس بوپلري33 به مقدار 25/0 تا 5/0 گرم در روز اثرات منفي گرمازدگي را کاهش داده و مصرف خوراک و عملکرد گاوهاي شيري تحت تنش حرارتي را بهبود بخشيد [195]. يانگ و همکاران [286] گزارش نمودند که تغذيه دوزهاي پايين سينامالدهيد مصرف خوراک و افزايش وزن روزانه را در دام‌هاي پرواري که در معرض تنش‌هاي تغذيه‌اي مانند اسيدوز قرار داشتند، بيشتر نمود. جيره‌هاي حاوي مقدار زياد کنسانتره، دام‌هاي پرواري را در معرض شرايط تنش‌زا قرار مي‌دهد [11] و احتمال اين وجود دارد که اثرات ضد التهابي سينامالدهيد [141] توانسته باشد پاسخ‌هاي التهابي را تعديل نموده و عملکرد را بهبود بخشد.
4-5-2- توليد شير و ترکيبات آن
تأثيرات منبع اسيدهاي چرب و گياهان دارويي بر توليد و ترکيبات شير در جدول 2 نشان داده شده است. توليد شير در دام‌هايي که دانه کتان اکسترود شده مصرف نمودند در مقايسه با دام‌هايي که سوياي اکسترود مصرف نمودند، بيشتر بود (05/0 ? P) که مطابق با نتايج ديگر محققين بود. تحقيقات گذشته نشان دادند که گاوهايي که جيره بر پايه دانه کتان مصرف نمودند توليد شير بيشتري در مقايسه با دانه آفتابگردان و چربي مگالاک داشتند [204] ولي توليد شيري برابر با دام‌هايي داشتند که دانه سوياي ميکرنيزه دريافت نمودند [201]. به هر حال دام‌هايي که جيره حاوي دانه کتان اکسترود شده مصرف نمودند داراي راندمان خوراک پايين‌تري نسبت به دانه سوياي اکسترود شده بودند و چنين پاسخي مي‌تواند در اثر روانه شدن انرژي به سمت جايگيزيني ذخاير بدني، در کنار توليد شير در دام‌هاي دريافت کن
نده جيره غني از اسيدهاي چرب امگا-3 باشد. بهبود توازن انرژي گاوها مي‌تواند با پيشگري از ناهنجاري هاي متابوليکي دوره انتقال در ارتباط بوده و مهم تلقي گردد. تحقيقات نشان داده اند که تزريق سياهرگي روغن کتان مي تواند متابوليسم بافت چربي را تغيير دهد که حتمالاً به افزايش حساسيت انسولين و افزايش اثرات ضد ليپوليزي انسولين در بافت چربي مربوط گردد [167 و 214]. افزايش حساسيت انسولين در تيمارهاي مصرف کننده دانه کتان اکسترود شده که در تحقيق فعلي نشان داده شد، در کل مي‌تواند دليلي بر کاهش بسيج چربي و نمره بدني بالاتر اين دام‌ها باشد. همچنين لاکتوز شير در تيمارهاي مصرف کننده دانه کتان اکسترود شده نسبت به دام‌هاي مصرف کننده سوياي اکسترود شده بيشتر بود (05/0 ? P) که با نتايج محققين قبلي مطابق بود [153 و 203]. همانطور که قبلا ماشک و همکاران (2003) گزارش نمودند اسيد لينولنيک مي‌تواند نرخ گلوکونئوژنز را در مقايسه با ديگر اسيدهاي چرب بيشتر نمايد. همچنين توازن مثبت انرژي و کاهش اسيدهاي چرب غيراستريفيه خون در دام‌هاي مصرف کننده دانه کتان اکسترود شده گواه سلامت کبد و تجمع کمتر چربي در کبد مي‌باشد که گلوکونئوژنز را تسهيل مي‌نمايد. توجه به اين نکته ضروري است که نشخوارکنندگان براي سنتز گلوکز به شدت به گلوکونئوژنز وابسته مي‌باشند [203] که با فراهم شدن بيشتر گلوکز و دريافت آن توسط بافت پستاني موجب افزايش سنتز لاکتوز و ترشح آن به داخل شير مي‌گردد.
در گاوهايي که گياه دارويي مصرف نمودند توليد شير و چربي شير تمايل به افزايش نشان داد (10/0 ? P) ولي ديگر ترکيبات شير تحت تأثير قرار نگرفت (10/0 ? P). مشابه با نتايج آزمايش فعلي، گزارش شده است که اضافه نمودن اسانس به جيره گاوهاي شيري پر توليد يا دوز بالاي عصاره رزماري به جيره ميش‌هاي شيري منجر به افزايش چربي شير گرديد [72 و 237]. از طرفي، پوتير و همکاران [220] نشان دادند که مکمل نمودن ويتامين E به عنوان يک احيا کننده قوي از کاهش چربي شير در جيره هاي غني از چربي جلوگيري نمود. بنابراين، قدرت احيا کنندگي قوي گياهان دارويي استفاده شده در تحقيق حاضر ممکن است مسئول افزايش چربي شير در دام‌هاي دريافت کننده گياه دارويي باشد که مکانيسم آن احتمالاً به افزايش جمعيت ميکروبي سلولولايتيک و کاهش هيدروژناسيون و ترانس ايزومريزاسيون مربوط مي‌گردد. اثر متقابل بين منبع دانه روغني و گياه دارويي بر شير تصحيح شده براي 4 درصد چربي و انرژي تمايل به معني داري نشان داد (10/0 ? P). مکمل نمودن گياه دارويي، شير تصحيح شده را در دام‌هايي که جيره برپايه دانه سويا دريافت نمودند افزايش داد ولي اين پاسخ در دام‌هايي که دانه کتان مصرف نمودند مشاهده نگرديد. اثر متقابل معني داري بين منبع دانه‌هاي روغني و گياه دارويي بر ترکيبات شير مشاهده نشد (10/0 ? P). اثر متقابل مشاهده شده بين منبع دانه روغني و گياه دارويي بر توليد شير تصحيح شده با نتايج حاصل از مصرف خوراک مشابه مي‌باشد. مصرف ماده خشک يکي از فاکتورهاي اصلي موثر بر توليد شير در اوايل شيردهي، مخصوصاً در گاوهاي پر توليد مي‌باشد. گاوهاي دوره انتقال و مخصوصاً آنهايي که توازن منفي انرژي و بسيج چربي شديدتري دارند همانند دام‌هايي که جيره حاوي سويا را دريافت نمودند، شرايط پر تنشي را تجربه مي‌نمايند [75]. علاوه بر اين گزارش شده است که مصرف جيره‌هاي با نسبت بالاي اسيدهاي چرب امگا-6 مي‌تواند فرآيندهاي التهابي را تشديد نموده و دام را در معرض برخي بيماري‌ها و ناهنجاري‌هاي مرتبط با واکنش‌هاي التهابي قرار دهد [38، 249]، بنابراين فعاليت التهابي اسيدهاي چرب امگا-6 ممکن است در دوره انتقال تشديد يابد. همانطور که در فصل 2 بحث شد گياهان استفاده شده در اين تحقيق اثرات ضد التهابي قوي از خود نشان مي‌دهند و ممکن است بتوانند پاسخ‌هاي التهابي حاصل از جيره بر پايه سويا را تعديل نموده و عملکرد را بهبود بخشد و باعث ايجاد اثر متقابل بين اين دو فاکتور اصلي گردد.
4-5-3- قابليت هضم و تخمير شکمبه اي
گاوهايي که دانه کتان اکسترود شده مصرف نمودند قابليت هضم ظاهري ماده آلي (10/0 ? P) و ديواره سلولي (05/0 ? P) بيشتري نشان دادند. مکمل نمودن گياهان دارويي تأثيري بر قابليت هضم ظاهري نشان نداد (10/0 ? P). عدم پاسخ گياهان دارويي و مواد استخراج شده از آن‌ها بر قابليت هضم مواد مغذي خوراک موافق با نتايج قبلي مي‌باشد [34 و 237]. ولي با توجه به افزايش مصرف خوراک، مصرف مواد مغذي قابل هضم افزايش يافته و پيشنهاد مي‌نمايد که بهبود توليد شير در دام‌هايي که گياه دارويي مصرف نمودند مربوط به افزايش مصرف خوراک و موادمغذي قابل هضم باشد و در نتيجه بهبود راندمان خوراک با تغذيه گياهان دارويي مشاهده نشد.
pH (10/0 ? P) و محتواي پپتيد + اسيدهاي آمينه مايع شکمبه (05/0 ? P) در گاوهايي که گياه دارويي مصرف نمودند افزايش نشان داد، در حالي که نيتروژن آمونياکي، کل اسيدهاي چرب فرار و ظرفيت تام آنتي اکسيداني تحت تأثير قرار نگرفت (10/0 ? P، جدول 4-7). اثر متقابل بين منبع دانه‌هاي روغني و گياهان دارويي بر غلظت نسبي پروپيونات و نسبت استات به پروپيونات معني دار بود (05/0 ? P). مکمل نمودن مخلوط گياهان دارويي بر دام‌هايي که جيره بر پايه کتان اکسترود شده مصرف نمودند غلظت پروپيونات را افزايش داد و نسبت استات به پروپيونات را کاهش داد (05/0 ? P) در حاليکه اين پاسخ در جيره‌هاي برپايه سويا اکسترود شده مشاهده نگرديد (10/0 ? P). همچنين اثر متقابل بين منبع دانه‌هاي روغني و گياهان دارويي بر
غلظت استات، ايزوبوتيرات و متان تخمين زده شده تمايل به معني داري از خود نشان داد (10/0 ? P) بدين‌سان که در گاوهايي که مکمل گياه دارويي و جيره‌هاي بر پايه کتان اکسترود شده مصرف نمودند اين فراسنجه ها کاهش نشان داد (05/0 ? P)، در حاليکه در جيره‌هاي بر پايه سويا، مکمل نمودن گياه دارويي تغييري ايجاد ننمود (10/0 ? P). اطلاعات در مورد تأثير گياهان دارويي و مواد موثره آنها بر تخمير شکمبه‌اي گاوهاي دوره انتقال بسيار محدود است. گزارش شده است که ترکيبات فعال بيولوژيک مانند کارنوزيک اسيد توانست تخمير شکمبه اي را تعديل نموده و اسيدوز متابوليکي را در نشخوارکنندگان پرواري کاهش دهد [86 و 178]. گاوهاي دوره انتقال معمولاً به برخي ناهنجاري‌هاي مربوط به تخمير شکمبه مانند اسيدوز حساس هستند که موجب کاهش مصرف خوراک، هضم فيبر شکمبه و فرآهم شدن مواد مغذي در اين دوره حساس مي‌گردد و توازن


دیدگاهتان را بنویسید