دانلود پایان نامه

ادبیات عاشورایی در ادبیات فارسی شاعران، آرام، محتاط و پنهانی حرکت خود را آغاز کرده و در اشاره به کربلا و حماسه ی عاشورا به ابیاتی اندک اکتفا نموده اند. (عاشورا در آئینه ی شعر معاصر، 1389: 55)
به هر ترتیب مرثیه کسایی به عنوان نخستین مرثیه شعر فارسی دارای ساختاری بسیار ابتدایی و خام می باشد .
پس می توان گفت قصیده ی مسمط کسایی کهن ترین سوگنامه ی ماجرای کربلاست. در اواخر قرن چهارم که فاطمیان بر مصر دست یافتند و حکومتی مقتدر را پی افکندند و شهرت آنان به کشورهای اسلامی رسید و در شرق ایران طرفدارانی پیدا کردند، شاعران فارسی گوی آن سامان به مدح اهل بیت زبان گشودند که نمونه ی برجسته ی آنان ناصر خسرو است.
دکتر صفا درباره ی ناصر خسرو چنین می گوید:
ناصرخسرو بی تردید یکی از شاعران بسیار توانا و سخن ور فارسی است، وی طبعی نیرومند و سخنی استوار و قوی و اسلوبی نادر و خاص خود را دارد. زبان این شاعر قریب به زبان شعرای آخر دوره ی سامانی است و حتی اسلوب کلام او کهنگی بیشتری از کلام شعرای دوره ی اول غزنوی را نشان می دهد. در دیوان او بسیاری از کلمات و ترکیبات به نحوی که در اواخر قرن چهارم متداول بوده و استعمال می شده است به کار رفته و مثل آن است که عامل زبان در این شاعر توانا و چیره دست اصلاً اثری بر جای ننهاد.
خاصیت عمده ی شعر ناصر خسرو اشتمال آن بر مواعظ و حکم بسیار است. ناصر خسرو در این حکم قطعاً از کسائی مروزی مقدم خود پیروی کرده است. (تاریخ ادبیات ایران، ج 2، 1378: 454)
بتگر بتی تراشید و او را همی پرستد زو نیست رنج کس را نه زان خدای سنگین
تو چون بتی گزیدی کز رنج و شر آن بت برکنده گشت و کشته یکرویه آل یاسین
آن کز بت تو آمد بر عترت پیمبر از تیغ حیدر آمد بر اهل بدر و صفین
لعنت کنم بر آن بت کز فاطمه فدک را بستد به قهر تا شد رنجور و خوار و غمگین
لعنت کنم بر آن بت کو کرد و شیعت او حلق حسین تشنه در خون خضاب و رنگین
پیش تواند حاضر اهل جفا و لعنت لعنت چرا فرستی خیره به چین و ماچین
(دیوان ناصر خسرو، 1378: 410)
همانگونه که مشاهده می شود در اشعار عاشورایی ناصر خسرو همان سادگی حفظ شده است . در اشعار این دوره علاوه بر سادگی یک خصیصه دیگر نیز قابل توجه می باشد و آن حجم اندک اشعار است . چنانکه از اشعار کسایی و ناصر خسرو به خوبی مشهود است که اشعار عاشورایی محدودی از این شاعران باقی مانده است .
در سراسر قرن پنجم و ششم شمار اشعاری که در مدح آل پیامبر به فارسی سروده شده فراوان نیست. شگفت اینکه در قرن پنجم شیعیان در بغداد و مرکز خلافت عباسی انجمن ها تشکیل می دادند و بر مصیبت اهل بیت می گریستند، اما در شرق ایران یعنی دور افتاده ترین نقطه به مرکز خلافت، ناصر خسرو باید از بیم جان از بیغوله ای به بیغوله ی دیگر پناه ببرد. ناصر خسرو تنها مذهب شیعه را بر حق می داند و همه را به آن فرا می خواند و از امامان شیعه به بزرگی و جلالت یاد می کند و تأثیر خود را از فاجعه ی کربلا این گونه نشان می دهد:
دفتر پیش آر و بخوان آنک تشنه شد و گشنه و نگرفت دست
شهره از او شد به جهان کربلاش حرمت و فضل و شرف مصطفاش
(دانش نامه ی شعر عاشورایی، 1383: 718)
سیاستهای متعصبانه ی غزنویان در برابر اقلیت های مذهبی و بخصوص شیعیان در قرن پنجم، عاملی برای رشد نیافتن تظاهرات مذهبی شیعه و یکی از جلو های آن، یعنی سرودن مراثی بود. چه بسیار دانشمندان شاعرانی که به همراه آثار خود در آتش جهل و بیداد حاکمان زمان خود از بین رفتند. از سوی متوکّل، خلیفه ی عباسی، دستور ویران کردن مشهد امام حسین (ع) را صادر می کند و از سویی دیگر، چوبه های دار در شهرهای شیعی نشین همچون ری برپا می شود و هزاران انسان آزاده بر چوبه های دار بوسه می زنند.
شروع مراسم رسمی عزاداری برای امام حسین (ع) را می توان در قرن ششم و دوران قدرت و تسلط آل بویه جستجو کرد. در این روزگار به دستور امرای شیعه مذهب آل بویه، مردم در روز عاشورا با تعطیل نمودن کسب و کار خود به عزاداری پرداختند و زنان نیز با پریشان ساختن گیسوان، سیلی زدن به صورت و خراشیدن روی خود به ماتمداری شهدای کربلا نشستند.
آغاز واقعی سرایش مراثی مذهبی را باید از همین قرن به بعد دانست. در این دوران قوامی رازی، شاعر معروف شیعی، اشعاری در رثای سید الشهداء می سراید. (سبوی کربلا، 1388: 21)
قوامی مردی شیعی مذهب و در میان شاعران شیعی معروف بوده است. نه تنها نام او در کتاب النقض در شمار شاعران شیعی ذکر شده بلکه در آثار او اشعار کثیر در منقب خاندان رسالت و مرثیت آنان نیز دیده می شود. (تاریخ ادبیات ایران، ج 2، 1378: 697)
همان طور که اشاره شد در اشعار شاعران در قرن های نخستین یک سادگی و نپختگی مشاهده می شود . با بررسی اشعار شاعران در دوره های بعد می توان به این نتیجه رسید که این سادگی و نپختگی منحصر به شاعران دوره ی نخستین نمی باشد و شاعران دوره های بعد نیز با تبعیت از شاعرانی چون کسایی ، سبک ابتدایی او را در شعر هایشان مورد توجه قرار داده اند .از آن جمله در شعر قوامی رازی شاعر قرن ششم این ویژگی به خوبی مشهود است .
روز دهم به ماه محرم به کربلا ظلمی صریح رفت بر اولاد مصطفی (ص)
هرگز مباد روز چو عاشورا در جهان کان روز بود قتل شهیدان به کربلا
آن تشنگان آل محمد اسیروار بر دشت کربلا به بلا گشته مبتلا
(دیوان قوامی
رازی، 1374: 125)
از جمله ویژگی های مرثیه قوامی این است که در کمال سادگی سروده شده است و از تصویر های شاعرانه در آن خبری نیست به نظر می رسد قوامی در این مرثیه به نوعی به روایت حادثه عاشورا پرداخته است .
قوامی تنها دو مرثیه ی عاشورایی سروده که یک مرثیه ی آن متشکل از 6 بیت است. (کافی، 1386: 161)
به هر ترتیب قوامی رازی در قرن ششم نخستین سوگنامه و قصیده ی مستقل عاشورایی خود را در رثای امام (ع) سروده است.
خواجوی کرمانی و سلمان ساوجی از دیگرشاعران مرثیه سرا در سده های ششم تا هشتم هستند .
از اشعار خواجوی کرمانی ترکیب بندی است در مناقب ائمه اثنی عشر (ع) گزیده ای از ابیات را در اینجا ذکر می کنیم:
به حلق تشنه آن رشک غنچه ی سیراب که رخ به خون جگر شوید از عناب
شه دو مملکت و شهسوار نه مضمار مه دوازده برج و امام شش محراب
فروغ جان رسول، چراغ و چشم بتول بهار عترت و نوباوه ی دل اصحاب
حدیث مقتل او گر به گوش کوه رسد شود ز خون دل اجزای او عقیق مذاب
وگر سپهر برد نام آتش جگرش کند به اشک چو پروین ستارگان را آب
به کربلا شد و کرب و بلا به جان بخرید گشود بال و از این تیره خاکدان پرید
(دیوان خواجوی کرمانی، 1369: 606)
و نیز از اشعار سلمان ساوجی:
خواهشت آب است و ما می آوریم اینک به چشم خاکسار آن کس، که با دریا به آبش ماجراست
(دیوان سلمان، 1336: 423)
هر چه از قرن های آغازین فاصله می گیریم به تدریج شعر عاشورایی رنگ دیگری به خود گرفته و از مرز سادگی عبور کرده و پخته تر می شود .
بدین ترتیب سیف فرغانی شاعر سنی مذهب در امتداد همان شمشیر ذلت ناپذیر به بار نشسته می خواند:
ای قوم در این عزا بگریید بر کشته ی کربلا بگریید
با این دل مرده، خنده تا چند امروز در این عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتند از بهر خدای را بگریید
(دیوان سیف فرغانی، 1341: 176)
شیوه ی سخنوری سیف در قصیده، متأثر از سبک شاعران خراسانی است. (تاریخ ادبیات، ج 1/3، 1378: 632)
دل خسته ی ماتم حسینید ای خسته دلان هلا بگریید
در ماتم اوخموش مباشید یا نعره زنید یا بگریید
(دیوان سیف فرغانی، 1341: 176)
سیف فرغانی در ابیاتش مردم را به عزاداری سید شهیدان دعوت کرده و عزاداری و گریستن در عزای امام حسین را سبب بارش رحمت الهی می داند .
در گریه به صد زبان بنالید در پرده به صد نوا بگریید
تا شسته شود کدورت از دل یک دم از سر صفا بگریید
نسیان گنه صواب نبود کردید بسی خطا بگریید
وز بهر نزول غیث رحمت چون ابر گه دعا بگریید
(دیوان سیف فرغانی، 1341: 176)
در قرن هفتم و هشتم شاهدیم شاعران سنی مذهب چون سیف فرغانی نیز از حقانیت امام حسین (ع) طرفداری کرده و بر یزیدیان می تازد.
در طول دوران حکومت غزنویان و سلجوقیان، به دلیل تعصبات شدید سلاطین نسبت به شیعیان این اقلیت در شرایط بسیار بدی به سر می برد، به دلیل همین سختگیری های بی جای مذهبی است که تا این زمان عاشورا سرای متداول نبود و تعداد ابیات و قصاید سروده شده در این باب بسیار اندک بود. اگرچه دربار این سلاطین به واسطه ی ابراز فضل و رقابت، به حمایت از ادب فارسی و شعر پرداختند، اما گرایش مذهبی آنان همچنان مانع رشد ادبیات شیعی گردید. (عاشورا در آئینه ی شعر معاصر، 1389: 57)
پس از سیف فرغانی شاعران دیگری به عرصه آمدند.
به تدریج شعر در این دوره از دربارها به در آمده و دیگر به طور مطلق در اختیار سلاطین و امیران قرار نداشت، اندیشه های دینی و مذهبی و آئین و رسوم رایج روزگار، زمینه ساز کلام گویندگان گردید و بعد تفکرات مذهبی بر هر نوع تفکر دیگری برتری پیدا کرد. (حسین کازرونی، 1382: 36)
از کلام هر کس که از ستم می خروشید، ندای حسین می جوشید و از این میان شعرا، این گلبانگ را رساتر خروشیده اند و از ایشان هرکس فریاد خویش را از تولای حسین و حماسه ی سوگ سرخ او بیشتر سیراب ساخته، سرسبزتر برآمده است. قرن نهم دوره ی شکفتگی شعر مذهبی فارسی و علی الخصوص اشعار عاشورایی است. در این دوره شعر فارسی از جهت کمیت و تا حدی از نظر کیفیت ترقی کرد. سرایندگان متعددی در این عصر پیدا شدند. شاهزادگان تیموری هم خود مروج شعر هنر و مشوق شاعران بودند.
در این دوره برای ترویج تشیع موقعیت خوبی فراهم شد و شیعیان هم از فرصت استفاده نمودند و برای ترویج عقاید خود در سراسر ایران پراکنده شدند و دیگر مانند سابق در مراکز و شهرهای خاصی باقی نماندند.
برخی از آثار این دوره در شرح مناقب حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار (ع) و عاشورای حسینی اختصاص یافته است. هر چند این اشعار غالباً همراه با غلو در ذکر اوصاف و مناقب و کرامات پیشروان تشیع همراه بوده است. برخی از شعرای این عصر در این راه چنان پیش رفتند که از مجموع اشعار آنان در مناقب و مراثی دیوانی مستقل پدید آمد که در این زمینه باید از ابن حُسام خوسفی نام برد. (دانش نامه شعر عاشورایی، 1383: 718 و 719)
محمد بن حسام الدین بن محمد خوسفی معروف به ابن حسام از شاعران مشهور قرن نهم و از جمله ی بزرگترین شاعران شیعی مذهب آن دوران است. یکی از آثار معروف ابن حسام دیوان قصاید و ترجیعات و مخمسات و مثمنات و مربعات اوست در حمد و ستایش باری تعالی و نعت پیامبر (ص) و منقبت علی بن ابیطالب
و اولاد او و قصائدی در بیان مصیبت کربلا و رثاء حسین بن علی (ع). (تاریخ ادبیات ایران، ج 4، 1373: 315 و 317)
از اشعار اوست:
دلم شکسته و مجروح و مبتلای حسین طواف کرد شبی گرد بلای حسین
شکفته نرگس و نسرین و سنبل تردید ز چشم و جیهه و جعد گره گشای حسین
طراز طره ی مشکین عنبر افشانش خضاب کرد به خون، خصم بی وفای حسین
(دیوان ابن حسام خوسفی،


دیدگاهتان را بنویسید