دانلود پایان نامه

ن نیز گنجینه ی ارزشمندی از آثار عاشورایی را به خود دید. از این عاشورا یکی از نقاط مهم تلاقی مذاهب اسلامی، بلکه نقطه ی اشتراک ادیان توحیدی و آزادی خواه به شمار آمده و بسیاری از شاعران با درک عظمت و تأثیر گذاری نام حسین (ع) دل نگاشته های خود را در تاریخ ادبیات عاشورایی به ثبت رسانده اند. (عاشورا در آئینه ی شعر معاصر، 1389: 18)
شعر عاشورایی شعری است که به بخشی از مسایل مرتبط به حادثه ی عاشورا در گذشته، آینده و یا زمان وقوع آن پرداخته باشد. چرا که جمع تمام ابعاد مختلف این حادثه در یک اثر هنری امری غیر ممکن است. (همان، 27)
موضوع شعر عاشورا، مسائل مربوط به قیام الهی امام حسین و اخبار مبتنی بر شهادت آن حضرت از زمان حضرت آدم تا خاتم و حوادث مرتبط با این نهضت از مکه تا کربلا تا مدینه و مکه است.
در تعریف شعر عاشورا باید به این نکته عنایت داشت که هر چند این نوع شعر موضوعاً مربوط به مسائل قیام حسینی و وقایع مرتبط با آن است ولی میان آثاری که صرفاً به مسایل عاطفی کربلا و ماتمی آن پرداخته اند با آثار منظومی که ملهم از ارزشهای عاشورایی و مبتنی بر اهداف الهی این نهضت شگرف اند تفاوت قایل شد. بر این اساس می توان گفت: شعر عاشورایی شعری است که در مقام تبیین مقولات ارزشی این نهضت الهی است و متعهدانه حول محور مسایل زیربنایی آن حرکت می کند.
شعر عاشورا به شعری اطلاق می شود که صرفاً بیان عاطفی و ماتمی و هر از گاه به جنبه های حماسی واقعه ی کربلا می پردازد. (مجاهدی، 1379: 48)
در شعر شعوری عاشورا، شاعران حقیقت عاشورا را درک کرده اند. جهان بینی آنها آنقدر بزرگ است که تمام عاشورا برای آنها از روز تاسوعا شروع نمی شود. در شعر شعوری عاشورا مسأله، مسأله ابدیت تاریخ است، مسأله پیوند با ظهر مجروح است. (سبوی کربلا، 1388: 9)
علاوه بر نقش ادبیات در احیای قیام عاشورا، شعر چنین وسیله ی مهمی در نقد و احتجاح بر استبداد حاکمان زمانه نیز به شمار می آمد. از این رو شاعران اهل بیت همواره در طول تاریخ تشیع مورد تعقیب و آزار و شکنجه ی مخالفین و سردمداران حکومت قرار گرفتند. چرا که شعر با نفوذ در عمق جان مردم شعله ی قیام و انتقام خواهی را در بین آنها برافروخت و باعث گرایش بیشتر به مکتب شیعه و پیوند روز افزون شیعیان به عقاید خویش گردید و پایه های حکومت ظالمان را متزلزل ساخت. (عاشورا در آئینه ی شعر معاصر، 1389: 32)
تشویق صریح امام شیعه در سرودن شعر برای امام حسین (ع) و گریستن و گریاندن بر مصایب او، تأثیر عظیمی بر شکل گیری و رشد شعر عاشورایی نهاد. احادیث و روایاتی که از ایشان به ویژه امام صادق و امام باقر (ع) نقل شده مؤید این مطلب است.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند:
«هر کسی درباره ی حسین شعری بسراید و گریه کند و دیگران را بگریاند، خداوند گناهانش را آمرزیده و بهشت را بر او واجب می گرداند.» (همان؛ 31)
شعر عاشورا با تعهد به ارزش های والای امام حسین (ع) در قیام و اصلاح است، برقراری عدالت و مبارزه با ظلم همواره شعری هدفمند بوده، که آشکار و پنهان به دنبال تحقق اهداف نهضت ایشان، گاه با به چالش کشیدن حکومت ظالمان پایه های ظلم را با تهدید روبرو ساخته است. (همان؛ 29)
شاعر در شعر عاشورایی بر امام خویش می گرید، ندبه می کند، فضایل و بزرگواریهای او را می ستاید، دشمنانش را تقبیح و سرزنش می کند و بر ضد آنها می خروشد. لذا مرثیه، مدح؛ هجو، حماسه از اغراض عمده ی شعر عاشورایی به شمار می رود.
برخی از اشعار عاشورایی را با توجه به موضوع آنها به دو دسته ی توصیفی و پیامی تقسیم کرده اند:
اشعار توصیفی به اشعاری اطلاق می شود که در آنها اشعار عاشورا به تصویر کشیده شده، به این معنا که به جنبه های عاطفی آن توجه شده باشد. این اشعار خود به چند شاخه تقسیم می شود که شامل: زبان حال، نوحه، مدیحه، منقبت است.
در زبان حال شاعر خود را در صحنه قرار می دهد، سپس همه ی جریانات را تصویر می کند و حوادث را از زبان قهرمانان داستان حکایت می کند.
اشعار پیامی نز به اشعاری گفته می ود که غرض از آن بیان آرمانها و اهداف نهضت عاشورا می باشد.
بیان اندوه انسانها، طبیعت، ملائکه و جن، بیان فضایل ذاتی، دینی و نسبی اهل بیت و امام حسین (ع)، حضور عناصر بشری در شعر عاشورایی اعم از اهل بیت، مسلمانان کوفه و عراق، دشمنان و غاصبان، بیان حوادث میدان نبرد به صورت کلی و جزیی و گاه بیان علت حوادث، آب و عطش، زمین مقدس کربلا که گاه به عنوان سرزمین بلا و مصیبت معرفی می شود، ذکر شهیدان کربلا و بیان شجاعت ها و دلاوریهای آنان، بیان مصائبی که شاعر به خاطر عشق به اهل بیت متحمل شده است، این مضامین را زمانی در شعر عاشورایی می یابیم که شاعر تحت فشار شرایط بد جامعه و اذیت و آزار حاکمان قرار داشته است. (همان؛ 35 و 26)
و اما …
شعر کربلا، شمشیر هماره آخته ی شیعه است، که به نام آن امام مظلوم و به یاد امام منصور، پای در رکاب دارد. (شورش در خلق عالم، 1379: 7)
3-2 .شعر عاشورایی در گذر زمان
به شهادت تاریخ در مصیبت هیچ انسانی از آدم تا خاتم به قدری که در مصیبت ابوعبدالله – ارواحنا فداء – سخن گفته شده و شعر سروده شده یک هزارمش برای هیچ کس، هر چند هم متعین و سرشناس و برجسته بود و هرچند غمش جان گزا و مصیبتش دردناک بود، گفته و سروده نشده است.
(معصوم پنجم حسین بن علی، 1385: 371)
شعر عاشورایی عمده ترین زیر مجموعه شعر متعهد اهل بیت بویژه در زبان فارسی محسوب می شود. با در ن
ظر گرفتن عواملی چون پیدایش تشیع و رواج آن در بین دو ملت ایران و عرب، محل وقوع حادثه، پیشینه ی ادبیات غنی و زبان مستقل و بخصوص حضور امامان شیعه کاملاً طبیعی به نظر می رسد که این شاخه ی ادبیات نخستین حضور خود را در میان عرب و در همان روز حادثه تجربه کرده باشد. (عاشورا در آئینه ی شعر معاصر، 1389: 29)
به همین دلیل نخستین کسی که لب به رثای ابو عبدالله – روحی فداه- گشود مردی از قبیله ی بنی سهیم بن عود بن غالب بود. این مرد را عقبة بن عمر سهی می نامیدند و نویسنده معتقد است که این قطعه از لطیف ترین و احتمالاً سلیس ترین شعرهایی است که در مراثی معصوم پنجم سید الشهداء انشاء شده است.
این شاعر سهمی چنین گفته:
اذا العینَ قرّت فی الحیاة و أنتم تفاحون فی الدنیا فأظلم نورها
«اگر دیدگان ما بخواهند روشن و خاموش باشند، و شما در این دنیا دلتنگ و هراسان باشید آن دیدگان کور باد».
مررت علی قبر الحسین بکربلا ففاض علیه من دموعی عزیزها
«در بادیه ی کربلا بر قبر حسین گذشتم، وسیل اشک من بر تربت مزارش فرو ریخت».
فمازلت اُرثیه و أبکی لشجوه و تسعد عینی دمعها و زفیرها
«بی درنگ لب به رثای او گشودم و بر غمش گریستم، اشک های من و آههای من چشمانم را در این سوگواری کمک می کردند».
و بکیت من بعد الحسین عصابة أطابت به من جانبیه فتورها
«بر خفتگان خاک کربلا سلام باد و افسوس دارم که بر مزارشان کمتر سلام می گویم.»
«در ظلمت شبها و روشنی روزها بر آن قبرها سلام باد، سلامی که همراه باد صبا با غبارها بر آن قبرها می نشیند.»
«همواره از مشک و عبیر این قبور سرشار باشند». (معصوم پنجم حسین بن علی، 1385: 372 و 373)
اگر چه ملت ایران و عرب هر دو در طول تاریخ با حکومت هایی مواجه بودند که با در پیش گرفتن سیاستهای ضد شیعی مانع بالندگی و رشد ادبیات آن و حتی گاه مانع درخشش آن می شدند، اما این شعله برافروخته در جان شیعه هرگز به خاموشی نگرایید و حتی در پاره ای شرایط سخت و دشوار، شیعیان همچنان مراسم عاشورا را برپا کرده و شاعران نیز پنهان و بدون اینکه اشعار خود را ثبت و ظبط کنند، خشم، کینه و اندوه خود را در قالب شعر بیان نمودند که این عوامل تخریبی باعث از بین رفتن بسیاری از آثار گردید. بنابراین با توجه به سخت گیری های حاکمان ظالم در دوره های نخستین، شاعران با کمترین خطر، سرودن این گونه اشعار را به جان می خریدند و یا اگر شعری هم می سرودند آن را پنهان می کردند، از این رو انتظار می رود بخش عظیمی از شعر شیعی این دوران بخصوص شعر عاشورایی معدوم یا مفقود شده باشد و این به واسطه ی تأثیری بود که شعر عاشورا در برانگیختن خشم و نفرت مخاطبان خود نسبت به هر گونه ظلم و ستم ایفاء می کرد. (عاشورا در آئینه ی شعر معاصر، 1389: 30)
از نیمه ی دوم قرن نخستین هجرت به رغم تمایل حکومت دمشق، در شعر عربی نشانه هایی از گرایش به خاندان پیامبر (ص) پدیدار گشت و شعرا شروع به سرودن اشعاری از مظلومیت آل پیامبر (ص) کردند.
شاعران فارسی زبان در دوره های نخستین پس از شکل گیری شعر و ادب، اغلب به صورت کنایه و تلمیح از کربلا و شهادت امام حسین (ع) سخن گفته اند، به همین خاطر از سه قرن اولیه شعر فارسی، شعری که به صراحت درباره ی قیام عاشورا و شخص امام (ع) باشد نمی توانیم استخراج کنیم و این به آن خاطر است که شاعران به خاطر وجود حکومت های ظالم و عموماً دشمن اهل بیت، بیشتر از ترس جان به حالت تقیه بودند. شاعران اشاره وار و در ضمن قصاید دیگر به موضوع کربلا پرداختند و تعداد ابیات بسیار اندک بوده است. (همان، 35)
در شعر فارسی گرایش به مدح و رثای خاندان پیامبر (ص) از قرن چهارم هجری آغاز شد به طوری که شمار اشعار سروده شده در این باب در سراسر حکومت های سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان بسیار اندک می باشد. آنچه بیشتر در ادبیات فارسی متداول شده و مرسوم است ذکر مصائب سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) و اعوان و انصار آن حضرت در واقعه ی جانگداز کربلاست که شعرای معتقد را بر آن داشته که شعر یا اشعاری درباره ی این حادثه ی دلخراش بسرایند. (دانش نامه ی شعر عاشورایی، 1383: 717)
صاحب نظران در مورد تعیین حکیم کسایی مروزی و ناصرخسرو به عنوان نخستین پرچمدار ادبیات شیعی و عاشورا سرایی اختلاف نظر دارند.
برخی نیز شروع این حرکت را به زمانی دیرتر یعنی قرن ششم و شاعر شیعی این قرن قوامی رازی نسبت می دهند. (عاشورا در آئینه ی شعر معاصر، 1389: 34)
اما تصور می شود قدیمی ترین مراثی را در سوگ شهیدان کربلا کسایی مروزی شاعر قرن چهارم هجری سروده باشد.
به نظر می رسد مرثیه کسایی به عنوان نخستین تجربه شعر فارسی از ساختارهای مناسب لفظی و غنای محتوایی برخوردار نبوده و در مقایسه با آثاری از این نوع خام و نپخته و ابتدایی میباشد.(ریاحی،41:1367)
بیزارم از پیاله وز ارغوان و لاله ما و خروش و ناله، کنجی گرفته مأوا
دست از جهان بشویم، عز و شرف نجویم مدح و غزل نگویم، مقتل کنم تقاضا
میراث مصطفی را، فرزند مرتضی را مقتول کربلا را، تازه کنم تولا
آن میر سربریده، در خاک و خون تپیده از آب ناچشیده، گشته اسیر غوغا
(گزیده اشعار کسایی، 1370: 48)
با نگاهی به اشعار کسایی می توان به این نتیجه رسید با توجه به این که کسایی مروزی از شاعران نام آور زمان خود بوده است و توصیفات زیبایی در اشعارش به
کار برده است ولیکن اشعار او در نهایت سادگی سروده شده است .
در جلد اول تاریخ ادبیات ایران می خوانیم کسایی از استادان مسلم عهد خود بوده و در ابداع مضامین و بیان معانی و توصیفات و ایراد تشبیهات لطیف طبیعی مهارت و قدرت بسیار داشته است .(تاریخ ادبیات ایران ، جلد اول ،1378:444)
تنها و دل شکسته، بر خویشتن گریسته از خانمان گسسته وز اهل بیت و آباد
از شهر خویش رانده، وز ملک برفشانده مولی ذلیل مانده، بر تخت ملک مولی
مجروح خیره گشته، ایام تیره گشته بدخواه چیره گشته، بی رحم و بی محابا
(گزیده اشعار کسایی، 1370: 48)
شاعران از قرن چهارم، یعنی آغاز شکل گیری شاخه ی


دیدگاهتان را بنویسید