دانلود پایان نامه

يعني شاخص‌ جامع و مانع، شفاف و ساده و واضح و رسا و صريح باشد، بطوري كه برداشت يكساني از مفاهيم ايجاد نمايد.
* قابل اندازه‌گيري باشد. سنجش آن ها به سادگي مقدور باشد. يعني علاوه بر عملكرد كمي، قابليت تعريف عملكرد كيفي شاخص در قالب‌هاي متغير كمي را نيز داشته باشد.
* قابل دستيابي باشد.
* واقع‌گرايانه باشد. يعني با فعاليت‌ها و مأموريت‌ها و خط مشي و راهبردهاي واقعي سازمان و با حوزه‌هاي حساس و كليدي عملكرد سازمان مرتبط باشد.
* چهارچوب و محدودة زماني، يعني شاخص دوره ارزيابي معين داشته باشد.
* بانك اطلاعاتي، يعني داده‌ها و اطلاعات لازم و مربوط به شاخص وجود داشته باشد.

2- تعيين وزن شاخص ها، به لحاظ اهميت آن ها و سقف امتيازات مربوطه.
اهميت هر كدام از ابعاد و محور شاخص‌ها چقدر است؟ آيا شاخص‌ها اهميت يكسان دارند يا متفاوت؟ كدام شاخص از بيشترين و كدام يك از كمترين اهميت برخوردار است؟ براي تعيين ضرايب و اوزان شاخص‌ها روش‌هايي از جمله مي‌‌توان روش ليكرت، روش گروه غيرواقعي26 ، روش بوردا27 ، روش انتخاب نظريات كارشناسان28 را مي‌توان نام برد.
يكي از روش‌هاي مهم قابل استفاده در اين زمينه كه در علم مديريت نيز كاربرد زيادي دارد، روش فرآيند تحليل سلسله مراتبي29 كه از اصول اساسي تفكر تحليلي زير تبعيت مي‌كند:
* اصل ترسيم درخت سلسله مراتب
* اصل تدوين و تعيين اولويت‌ها
* اصل سازگاري منطقي قضاوت‌ها
تصميم‌گيري براساس روشAHP از مزيت‌هاي بسياري از جمله الگوي واحد قابل فهم، تكرار فرآيند، اجماع و تلفيق قضاوت‌ها، بده و بستان بين عوامل تشكيل دهنده گزينه‌ها، تركيب مطلوبيت گزينه‌ها، رويكرد تحليلي و سيستمي، عدم اصرار بر تفكر خطي، ساختار سلسله مراتبي و اندازه‌گيري موارد نامشهود در تدوين و تعيين اولويت‌ها برخوردار است.
روشAHP با طبقه‌بندي سلسله مراتب ساختاري و وظيفه‌اي براساس مقايسات زوجي اولويت‌ها بنا شده است كه تصميم‌گيرنده، به ترسيم درخت سلسله مراتب تصميم كه عوامل مورد مقايسه و گزينه‌هاي رقيب مورد ارزيابي در تصميم را نشان مي‌دهد انجام داده و سپس مقايسات زوجي صورت مي‌گيرد. همين مقايسات، وزن هريك از عوامل را در راستاي گزينه‌هاي رقيب مشخص مي‌سازد و در نهايت يك الگوريتم رياضي به گونه ماتريس‌هاي حاصل از مقايسات زوجي را با همديگر تلفيق مي‌سازد كه تصميم بهينه به منظور اختصاص ضرايب به بهترين وجه ممكن حاصل مي‌شود. البته نرخ سازگاري تصميم با قضاوت‌ها در اين مرحله واجد اهميت خاصي بوده و سازگاري مقايسات را مشخص مي‌كند. يكي از روش هاي مقايسه نرخ سازگاري، روش بردارهاي ويژه مي‌باشد.(رحيمي،1385: 14)

3- استانداردگذاري و تعيين وضعيت مطلوب هر شاخص براي پايان هر دوره ارزيابي
تعيين معيار عملكرد و مقدار تحقق شاخص بصورت كمي يا كيفي و نرخ رشد عملكرد در سال هاي گذشته بصورت ميانگين و يا ميانگين متحرك براي دو يا چند سال گذشته با در نظر گرفتن اهداف خاص تعيين شده براي آن دوره و پديده‌هاي مؤثر در نحوه تحقق آن شاخص، استخراج و معين مي‌گردد. در تعيين وضعيت مطلوب عملكرد شاخص بايد واقع‌گرايانه و غير بلندپروازانه عمل‌ كرد و توافق واحدهايي كه وظيفه انجام و عمل به آن شاخص را به عهده دارند جلب نمود.
4- سنجش و اندازه‌گيري از طريق مقايسه عملكرد واقعي پايان دوره ارزيابي، با استاندارد مطلوب از قبل تعيين شده و استخراج و تحليل نتايج.
براي هر شاخص، عملكرد واقعي را با استفاده از مجموع واقعيت‌هاي موجود مشخص و با استاندارد عملكرد مطلوب مقايسه نسبت به وضعيت تحقق اهداف آن شاخص بررسي و در نهايت تحليل لازم انجام و در صورت لازم اقدامات اصلاحي جهت بهبود عملكرد در آن شاخص را معين نمود. يك نكته اين كه در نتايج عملكرد، معمولاً رويكرد و ديدگاه حاكم در ارزيابي عملكرد مورد توجه خاص قرار مي‌گيرد. مثلاً اگر ارزيابي عملكرد يك فرآيند مورد توجه باشد، نتايج اين اندازه‌گيري منتهي به تعيين وضعيت مطلوب يا نامطلوب بودن عملكرد آن فرآيند مي‌گردد. اگر فرآيند موجب افزايش ارزش افزوده براي سازمان شود عملكرد آن مطلوب وگرنه علت منفي بودن عملكرد فرآيند را بايد بررسي كرد.
براي علت‌يابي مي‌توان از تكنيك طراحي آزمايش ها30 و براي كاهش خطا از زيگماي 631 كه در سازمان هاي پيشرو، بيشتر عملي مي‌باشد استفاده نمود.
همچنين براي بهبود داخل فرآيند از روش بهبود مستمر فرآيند32 و جهت بهبود كلي و عوامل خارجي فرآيند نياز به مهندسي مجدد33 است.(رحيمي،1385: 17)
شاخص هاي عملكردي در آموزش عالي
از جمله ابزارهايي كه معمولا جهت سنجش عملكرد آموزشي مورد استفاده قرار مي گيرند، شاخص ها هستند. شاخص هاي عملكردي كه در نظام آموزش عالي استفاده مي شوند، همان كاركردهايي را دارند كه، شاخص در ديگر حوزه ها مانند اقتصاد، يا سيستم هاي اجتماعي به عهده دارند. ارزش شاخص ها بيشتر از آن جهت است كه ضمن فراهم آوردن اطلاعات جاري، روندها را تحليل و تغييرات و تحولات را پيش بيني مي كنند. شاخص ها براي توصيف ماهيت يك سيستم بكار مي روند تا از طريق آن ها مشخص شود كه اجزاي آن سيستم چگونه با هم مرتبط و متعامل بوده، چگونه تغيير مي كنند. همچنين اطلاعات حاصل از شاخص هاي عملكردي براي قضاوت درباره پيشرفت به سمت اهداف يا استانداردها، مورد استفاده قرار مي گيرند.
شاخص ها عملكردي در آموزش عالي، مسائل و م
شكلات آموزش عالي را از طريق جمع آوري مدارك روشن و عيني بيان مي كنند و به عنوان مبنايي براي پاسخگو كردن نظام آموزشي به كار مي روند. علاوه بر آن، شاخص ها مي توانند براي كشف علل و عوامل ناكامي هاي نظام آموزشي به كار روند.
همچنين اين شاخص ها مبنايي براي بودجه ريزي در انواع بودجه ريزي هاي مبتني بر عملكرد درون دانشگاه فراهم مي كنند. تدوين شاخص هايي جهت سنجش عملكرد دانشگاه ها، مديريت را قادر مي سازد تا ميزان بهره وري سيستم دانشگاه را از طريق مقايسه عملكردها با اين شاخص ها افزايش داده و روند رشد و نزول عملكردها بر حسب شاخص ها را كنترل نمايند. شاخص ها مي توانند نشان دهند كه اقدامات اصلاحي در كدام قسمت سيستم دانشگاهي بايد انجام شود. بر اساس شاخص ها مشخص مي شود كجا و چگونه، كيفيت يا كميت آموزش بايد بهبود يابد.
مطالعات تطبيقي و مرور تحليلي منابع و مأخذ سازمان يافته آموزش عالي جهان نشان مي دهد دلايل زير موجب توجه به شاخص هاي عملكردي و نقش آن ها در كيفيت آموزش عالي گرديده است:
-1 گسترش دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي و افزايش شمار دانشجويان و رشته هاي تحصيلي
-2 محدوديت هاي روز افزون منابع مالي و بودجه
استفاده از شاخص ها در سيستم هاي آموزشي معمولا از جنبه هاي متفاوتي مورد توجه قرار گرفته است. ابتدايي ترين و در عين حال بنيادي ترين تعريف اين واژه، شاخص را به عنوان جنبه هاي اساسي سنجش پذير آموزش و تعليم توصيف مي كند. در اين تعريف شاخص ها در واقع آماره هايي هستند كه انتظار مي رود به سادگي اطلاعات مربوط به جنبه هاي مهم يك نظام آموزشي را تعريف، سنجش پذير و تأمين نمايند.(ساکتي، سعيدي، 1388: 4)
گروه بندي و معرفي شاخص هاي آموزشي
شاخص هاي آموزش عالي را مي توان از ديدگاه هاي مختلف و با توجه به داده ها و اطلاعات بكار رفته در آن ها تقسيم بندي نمود.
يكي از اين تقسيم بندي ها بر اساس اجزاي متشكله نظام آموزشي بدين قرار است:
– شاخص هاي درونداد هاي آموزشي: شاخص هاي مربوط به درونداد به عوامل دروني نظام آموزشي شامل منابع انساني، منابع مالي و كالبدي اطلاق مي گردد. دروندادهاي آموزشي عبارتند از: اعضاء هيأت علمي، دانشجويان، حمايت كاركنان، برنامه درسي، آزمايشگاه ها و سايت هاي كامپيوتري، تسهيلات و منابع كتابخانه اي و رويه ها و استانداردها.
منابع انساني سطوح مختلف تحصيلي در آموزش عالي از جمله دانشجويان دوره هاي كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد، دكتري، اعضاء هيأت علمي و كاركنان اداري را در بر مي گيرد. شاخص هايي نظير نسبت ثبت نام كنندگان در سطوح مختلف تحصيلي به كل دانشجويان، نسبت استاد به دانشجو، نسبت كاركنان اداري به دانشجو و نسبتهاي مختلف رده هاي هيأت علمي به كل اعضاء هيأت علمي در اين گروه جاي مي گيرند.
– شاخص هاي فرآيند آموزشي: شامل شاخص هاي مربوط به فرآيندهايي كه اعضاء گروه هاي آموزشي انجام مي دهند كه عبارت است از: فرآيند تدريس، فرآيند مديريتي، فرآيند نظارت و پشتيباني تحقيق، فرآيند پشتيباني دانشجويان و فرآيند كنترل كيفيت. منظور از شاخص هاي فرآيند آموزشي محاسبه ميزان موفقيت دانشجويان جهت تحقق اهداف تعيين شده آموزشي است. در اين جا بيشتر كارآيي و كاركرد نظام آموزشي براي مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف آن براي امر بازنگري و اصلاح مورد توجه مي باشد. معيارهايي نظير: افت تحصيلي، نرخ مردودي، نرخ ارتقاء و ميزان گزينش در رشته هاي مختلف تحصيلي مي توانند بازگو كننده ميزان كارآيي و عملكرد هر مؤسسه آموزش عالي قلمداد گردند.
– شاخص هاي بروندادي آموزشي: منظور از بروندادهاي آموزشي دانش آموختگان، پژوهشگران، تحقيقات بنيادي و كاربردي، ارائه خدمات به جامعه نظير آموزش ضمن خدمت و كارگاه هاي آموزشي. از جمله شاخصهاي برونداد مي توان نسبت دانش آموختگان هر سال به كل دانشجويان همان سال و نسبت دانش آموختگان جذب شده در بازار كار به كل دانش آموختگان همان سال نام برد. (ساکتي، سعيدي، 1388: 6)
چالش هاي كاربرد شاخص هاي عملكردي در بودجه ريزي عملياتي دانشگاه هاي ايران
دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي نه تنها در راستاي اجراي سياست هاي دولت وظيفه دارند سيستم بودجه بندي خود را از برنامه اي به عملياتي تغيير دهند، بلكه در اجراي بند( الف) ماده 49 قانون برنامه چهارم، ملزم به تهيه بودجه عملياتي به منظور دستيابي به بهاي تمام شده فعاليت هاي آموزشي وپژوهشي و تعيين هزينه سرانه دانشجو و دريافت سهم دولت از بودجه عمومي خواهند بودند. اما در شروع روش جديد، تخصيص اعتبارات به صورت كمك دولت و در قالب بودجه در اختيار دانشگاه ها قرار گرفت و پشتوانه هاي كارشناسي لازم براي دفاع از هزينه سرانه واقعي دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي تدارك ديده نشد و دانشگاه ها در اولين سال اجراي برنامه با مشكل جدي عدم انطباق در آمد و هزينه مواجه گشته اند. به عبارت ديگر مي توان گفت كه حداقل سطح فعاليت براي هر يك از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي مشخص نشده است و ابزارهاي تشويقي براي ارتقاء سطح اهداف و دستاوردهاي سازماني فعاليت ها نيز مفقود و نامعلوم است. در اين راستا ابزار اندازه گيري و شاخص هاي مرتبط با آن براي دانشگاه ها و نحوه ارتباط بين درجه دستيابي به اهداف يا پيشرفت ها و شاخص ها با تصميمات مربوط به تخصيص منابع مشخص نيست. بنابراين اولين ضرورت در مسير تحولات جديد، تعريف و به اجرا در آوردن شاخص هاي عملكردي در حوزه هاي آموزشي، پژوهشي و خدم
ات اجتماعي است. در اين رابطه مديريت دانشگاهي با مسائل و مشكلات عديده اي دست به گريبان بوده و نيازمند يك فرآيند مديريت مالي كارآمد مي باشد. در اين راستا اگر چه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي در اجراي تمام موارد فوق با دشواري ها و چالش هايي روبرو هستند، اما چالش ها و مشكلات مرتبط با شاخص هاي عملكردي از اين بابت كه اين شاخص ها به عنوان پل ارتباطي بين بودجه و اهداف هستند، از اهميت بسزايي برخوردار است. برخي از چالش ها و مشكلات تدوين و به كاركيري شاخص هاي عملكردي براي بودجه ريزي دانشگاهي در زير آمده است:
– دشواري تعريف شاخص هاي آموزشي، پژوهشي و خدماتي در حوزه آموزش عالي به دليل ماهيت خاص آن:
از لحاظ تيپ شناسي دانشگاه هاي موجود در نظام آموزش عالي دولتي را مي توان در سه گروه دسته بندي كرد:
الف) دانشگاه جامع نظير دانشگاه تهران، شيراز و اصفهان كه داراي ساختار علمي جامع بوده و در سازماندهي دانشكده ها و گروه هاي علمي آن ها قابليت طراحي و راه اندازي كليه دوره ها و رشته هاي موجود در دانش بشري

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید