دانلود پایان نامه

مبتني بر بهبود مديريت تبديل به مكانيزمي براي پاسخ دادن به درخواست هاي اعتباري دستگاه ها و نه پاسخ به نيازها و الزامات اقتصاد كشور شد. اين درخواست ها نيز بدون رعايت هيچ استراتژي و برنامه اي كه مبتني بر مطالعه اي بر روي نقاط ضعف و قوت و شناسايي تهديدها و فرصت هاي دستگاه باشد، صورت مي گرفت. كار سازمان متولي بودجه كم كردن برآوردها و پايين آوردن سطح درخواست ها تا حدي بود كه با وصول درآمدها سازگار و هماهنگ گردد. (نجارصراف،1386: 18)
از اواخر دهه 1950 و اوايل دهه 1960 تحولات ديگري صورت گرفت كه نتيجه آن گرايش به نظارت بر پيامدها و نتايج خروجي هاي دستگاه هاي اجرايي مي باشد. حاصل اين تحولات در نظام بودجه اي برخي كشورهاي توسعه يافته، تجزيه و تحليل هاي اقتصادي در سطح خرد و كلان در تعيين سياست هاي مالي و بودجه اي و وضع تكنيك هاي جديد آماري و تصميم گيري بود كه به كمك آن ها هنگام تعيين برنامه ها، اين امكان بوجود آمد كه نتايج برنامه ها و پيامدهاي آن مورد تجزيه و تحليل كمي و كيفي قرار گيرند و بالاخره بودجه و برنامه ريزي آرام آرام به يكديگر نزديك شدند.
در اين نظام خروجي و اقدامات دستگاه هاي اجرايي بر اساس برنامه اي استراتژيك و مبتني بر سياست هاي كلان كشور تعيين و ميزان اثرات هر يك از خروجي ها بر روي پيامدهاي آن اندازه گيري و مديريت مي شود. سپس خروجي ها در قالب شاخص هاي قابل اندازه گيري تعريف و حاصل آن در مقايسه با آنچه در بخش هاي ديگر دولت و يا بخش خصوصي ارائه مي شود، مورد ارزيابي و مقايسه قرار مي گيرد.
سند بودجه در اين نظام عبارت از عنوان دستگاه اجرايي، برنامه ها، طرح ها، فعاليتهاي آن، قيمت تمام شده فعاليتها، هدف كمي هر فعاليت و واحد آن است. در اين نظام بودجه ريزي به جاي طبقه بندي هزينه ها در فصول و مواد، براي هر يك از آن ها هدف كمي مشخص مي شود. در اجراي بودجه نيز مديريت فرآيندهاي انجام كار با تهيه و تنظيم و اجراي يك نظام پاسخگويي نوين به مديران واحدهاي ذيربط واگذار مي شود و اجازه داده مي شود مديران براي توليد كالا و خدمات با استانداردهاي از پيش تعيين شده تركيب مناسبي از مواد هزينه را خود انتخاب نمايند. (نجارصراف،1386: 19)
از الزامات اين نظام وجود شاخص هاي شفاف عملكردي، نظام هاي ارزيابي عملكرد، نظام انگيزشي و پاسخگويي و توسعه سيستم هاي اطلاعات مديريتي مي باشد.
وظيفه دستگاه هاي نظارتي در اين نظام به جاي ورود به فرآيندها و بررسي اقلام هزينه از حيث ميزان اعتبارات هزينه شده در هر قلم هزينه اي، معطوف به اندازه گيري پيامدها و خروجي اقدامات دستگاه هاي مختلف مي گردد.
تخصيص منابع در اين نظام با توجه به ميزان اجراي الزامات اين نظام بودجه ريزي به سه دسته تقسيم بندي مي گردد :
1- بودجه نمايشي: در اين بودجه شاخص ها و اطلاعات عملكرد در اسناد بودجه لحاظ مي شود اما مبناي تصميم گيري هاي بودجه اي را در تخصيص منابع تشكيل نمي دهد.
2- بودجه غير مستقيم: در اين بودجه شاخص ها و اطلاعات عملكرد در كنار ديگر عوامل از قبيل سياست هاي پولي و مالي، اولويت هاي اقتصادي و ملاحظات سياسي مبناي تصميمات بودجه اي را تشكيل مي دهد.
3- بودجه مستقيم: در اين بودجه شاخص ها و اطلاعات عملكرد تنها عنصر تصميمات بودجه اي را تشكيل مي دهد و ميزان اعتبارات مستقيماً تحت تأثير واحد خروجي هاي توليد شده بر اساس فرمول خاصي قرار دارد.(نجارصراف،1386: 20)
2-4) انواع بودجه ريزي:
4-2-1) بودجه ريزي افزايشي
2-4-1-1) مفهوم و هدف:
بودجه خطي که به بودجه ريزي افزايشي يا کد موضوعي نيز معروف است، بايد حاوي مطالب و دستورالعمل هايي براي همه جنبه هاي مصرف مستقيم با يكديگر وتأمين سايرفاكتورها باشد. بودجه بندي خطي ساده ترين روش براي جمع آوري داده ها است كه بطور كامل برمبناي مصارف سال هاي قبل مي باشد.( داودي راد، خوشبخت، 1387: 4)
اين روش اين امکان را فراهم مي کند تا بتوان تنها با افزايشي ناچيزي نسبت به آنچه در سال گذشته وجود داشته است بودجه سال آينده خود را آماده کرد و نيازي به اهداف برنامه اي روشن يا تعيين شاخصي براي سنجش اثر بخشي و کارايي به منظور اجراء موفقيت آميز بودجه ريزي نيست. تنها از بودجه پايه موجود آغاز مي کنيم و هر سال بر مبناي سهم عادلانه به کاهش يا افزايش ناچيزي مي پردازيم. نيازي به آگاهي از ارتباط برنامه اي هر رديف بودجه اي و نقش هر يک از اين اقلام در نيل به اهداف کلي برنامه و رسالت سازمان نيست.
در اين روش براي هر يک از گروه هاي اصلي هزينه ها از قبيل هزينه هاي پرسنلي مواد و هزينه هاي سرمايه اي رديفي در نظر گرفته مي شود و هر يک از اين گروه ها به رديف هاي فرعي ديگري تقسيم مي شوند. سازمان ها و دستگاه هاي اجرايي مي توانند تصميم بگيرند که هر کسي و در هر سطحي از سازمان از چه اختياراتي براي انتقال اعتبار از يک رديف فرعي به رديف فرعي ديگر برخوردار است، اين کنترل را مي توان به گونه اي گسترش يا کاهش داد که پاسخگويي کلان مالي که سازمان در پي آن است نيز تحقق يابد.
بودجه ريزي افزايشي يا خطي نخستين بار در اوايل سده بيستم به عنوان بخشي از اصلاحات بودجه اي براي کاهش فساد سياسي معرفي گرديد. در اين روش با ايجاد رديف هاي بودجه اي تفصيلي براي گروه هاي ويزه يا حتي اقلام سرانه هزينه ها، راحت تر مي توان منابع مالي را از زمان تخصيص توسط مجلس هزينه کرد.
بودجه ريزي افزايشي به دليل اهميتي که در افزايش پاسخگويي مالي دارد به ماندگارترين و
رايج ترين شيوه بودجه ريزي در بخش عمومي تدبيل شده است در واقع به سختي مي توان بودجه ريزري عمومي را بدون بودجه ريزري افزايشي تصور کرد. اين شيوه تقريباً يا بر ساير شيوه هاي بودجه ريزي تحميل مي شود يا به همراه آن ها به کار مي رود. اين کار در بسياري از موارد تنش هاي اشکاري را ايجاد مي کند. چون هدف اطلاعات و تخصصي که براي اجرا بودجه ريزي افزايشي ضروري است با آنچه براي بودجه ريزي برنامه اي عملياتي يا صفر لازم است تفاوت دارد.( پناهي،1386: 39)
2-4-1-2) مزيت ها و معايب بودجه ريزي افزايشي
براي اجرا موفقيت آميز بودجه ريزي افزايشي مهارت هاي برنامه اي يا مديريتي چنداني براي يک اداره لازم نيست. در واقع مزيت اصلي اين شيوه نيز همين است. به عنوان مثال براي اين که بودجه خريد خودکار براي يک داره را تنظيم کنيد نيازي ندارد بدانيد که از خودکار چه استفاده اي مي شود.
اگر در سال گذشته از 100 خودکار استفاده کرده ايد و حجم کاري شما تغيير چنداني نکرده است ، ميتوانيد فرض کنيد که در بودجه سال آينده با احتساب تورم ، به چه ميزان پول براي خريد 100 خودکار نياز داريد . اين مثال نقاط قوت و ضعف بودجه ريزي افزايشي را نشان مي دهد. از يک سو، مي توانيد فرض کنيد که آنچه انجام مي داده ايد احتمالا در سال آينده نيز با تغييراتي جزئي تکرار مي شود آنگاه مي توانيد وقت و انرژي محدود خود را بر تحليل و برنامه ريزي اين تغييرات جزئي متمرکز کنيد. اين کار پيچيدگي را کاهش و اجازه مي دهد که بدون صرف ساعت وقتها براي تحليل و بررسي صدها برگ اطلاعات برنامه ريزي و صرف ساعتها جلسه با کارشناسان براي بازنگري درهر چيزي که انجام مي شود بتوان بودجه را تدوين کرد.
علاوه بر کارايي در زمينه تدوين بودجه، بودجه ريزي افزايشي تعارض را نيز کاهش مي دهد. البته در مواقعي اين شيوه باعث جلوگيري از ظهور تعارضات خفته مي شود. هر گاه از مديران و کارمندان بخواهند که آنچه را هم اکنون اجرا مي شود بازنگري کنند معمولاً موضع تدافعي اتخاذ مي کنند. هنگامي که اين بازنگري مبناي اولويت بندي براي تامين منابع مالي نيز باشد تعارضات درون سازماني و برون سازماني افزايش مي يابند. در بودجه ريزي افزايشي يا خطي وقتي درخواست ها از منابع موجود بيشتر باشد با کاهش بودجه بخش هاي مختلف مي توان بودجه متوازن را تنظيم کرد. با تغيير مسير از بررسي برنامه ها به سوي منبع يابي و فاصله گرفتن از برنامه ها و فعاليت ها تعادل نسبي در بودجه برقرار مي شود و اين تعادل نسبي تاثير کاهش بودجه بر خدمات را در پرده ابهام باقي مي گذارند و بدين ترتيب تعارض در فرآيند بودجه ريزي نيز کاهش مي يابد. در اين شيوه در مقايسه با شيوه بودجه ريزي برنامه اي براي تقسيم و کاهش منابع راههاي متعددي وجود دارد.( پناهي ،1386: 39)
مزيت هاي فوق در بودجه ريزي افزايشي آن روي سکه نقاط ضعف اصلي آن هستند. چون بودجه ريزي خطي مي تواند بدون ارتباط با اهداف يا نتايج هزينه ها انجام شود. مسائلي همچون اثر بخشي، کارايي و اولويت هاي آينده به فراموشي سپرده مي شود. اگر چه بودجه ريزي افزايشي مانعي براي بررسي اين مسائل ايجاد نم يکند ولي به خودي خود آن را الزامي نيز نمي سازد.
در واقع براي توجيه درخواست هاي افزايش هزينه ها، در بودجه ريزي افزايشي معمولاً از طيف گسترده اي از اطلاعات از قبيل حجم کاري، شاخص هاي فعاليت و غيره استفاده مي شود. ولي گنجاندن چنين اطلاعاتي در بودجه ريزي افزايش الزاماً نظام مند نيست و معمولاً با اهداف بالاتر اين شاخص ها نيز ارتباطي برقرار نمي شود.
به طور کلي، از زمان پيدايش بودجه ريزي افزايشي دراوايل سده بيستم، تلاش هاي مکرري براي تکميل شيوه هاي بودجه ريزي به کار رفت. چرا که بودجه ريزي افزايشي اطلاعات چنداني براي پاسخ گويي به پرسش هاي زير ارايه نمي دهد:
1) به ازاي خرج هر واحد درآمد، چه چيزي را به دست مي آوريم.
2) در زمينه هزينه کردن منابع تا چه حد کارآمد هستيم و اين هزينه ها تا چه حد اثر بخش هستند.
3) آيا اصلاً بايد اين فعاليت ها را انجام دهيم يا اين که بايد منابع درآمدي را به فعاليت هاي ديگري اختصاص دهيم.(پناهي،1386: 41)
2-4-2) بودجه ريزي برنامه اي
2-4-2-1) مفهوم و هدف
بودجه برنامه اي، گروه هاي سنتي هزينه ها را که در بودجه ريزي افزايشي به کار مي رفتند در واحدهاي بزرگ تر فعاليت هاي سازمان يا برنامه، سازماندهي مي کند.
در اين روش اعتبارات برحسب وظايف، برنامه‌ها و فعاليت‌هايي كه سازمان در سال مالي اجراي بودجه براي نيل به اهداف خود بايد انجام دهد، پيش بيني مي شود.(موسوي، 1387: 6)
هدف بودجه ريزي برنامه اي همان طور که از نام اين روش پيداست تأکيد بر واحدهاي فعاليتي است که هر يک از رديف هاي بودجه به آن اختصاص يافته است.
اگر چه بودجه ريزي برنامه اي بيش از 50 سال قدمت دارد ولي تنها در دهه 1960 بود که به عنوان يک روش بودجه اي متمايز با عنوان نظام برنامه ريزي طراحي و بودجه ريزي طراحي و بودجه ريزي محبوبيت يافت. روبرت مک نامارا در وزارت دفاع آمريکا به همراه گروهي از کارمندان شرکت فورد اين شيوه را در وزارت دفاع اجرا کرد. هدف از اين رويکرد ايجاد پيوندي نظام مند ميان برنامه ريزي و بودجه ريزي در خدمت اهداف مشخص بود. (پناهي،1386: 41)
برنامه و برنامه ريزي جوهر بودجه ريزي برنامه اي تلقي مي شوند. بعضي مواقع ممکن است بودجه فقط داراي برچسب بودجه برنامه اي باشد ولي بودجه ريزي برنامه اي واقعي تنها در صورتي وجود دارد که برنامه ملموسي
وجود داشته باشد که هزينه برنامه را به مجموعه اي از اهداف که به نوبه خود با آرمان هاي سازمان يا دستگاه اجرايي ارتباط دارند، مرتبط کند. بسياري از سازمان ها و دستگاه هاي اجرايي بودجه خود را در چارچوب مجموعه هايي از فعاليت ها سامان مي دهند. ولي بدون اطلاع از برنامه اي که در وراي اين فعاليت ها قرار دارد، به سختي مي توان دريافت که اين فعاليت ها در خدمت چه اهدافي هستند. اين مشکلي بود که سيستم بودجه ريزي برنامه اي مک نامارا در پي حل آن بود.
تعريف آرمان ها و اهداف و برنامه ها براي يک واحد سازماني دستگاه اجرايي، در مديريت امور نقشي بنيادين دارد. آرمان ها و اهداف وقتي مستقيماً با منابع بودجه اي مرتبط شوند نمايانگر برنامه کلي سازمان هاي عمل کننده هستند. وقتي مجموعه اي از آرمان هاي بلند مدت يا جهت گيري کلي تعيين شود مي توان مجموعه اي از اهداف کوتاه مدت سنجش پذير را

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید