دانلود پایان نامه

تحقیقات وسیع جمعیتی نیاز های استاندارد برای کلیه افراد وجود دارد (پرینس78 و پرینس، 2001).
این نکته باید یادآوری شوداگر چه شرایط عینی افراد بر تجارب زندگی تاثیر گذار است ولی الزامامنعکس کننده این تجارب نخواهد بود. یکی از مشکلات عمده استفاده از معیارهای عینی این واقعیت است که می تواند توافق کمی بر روی آنچه که یک کیفیت زندگی پایین یا بالا را نشان می دهد وجود داشته باشد (حسام زاده، 1383 بیاتیانی).
بعد ذهنی
اصطلاح کیفیت زندگی به نظریه eudemonia ارسطو به معنی شادی و رفاه بر می گردد. این نظریه در کار محققین اجتماعی قرن حاضر که تلاششان در جهت فهم ابعاد کیفیت زندگی با توجه به تجربه ذهنی افراد بود منعکس گردید. نتیجه کلی بین محققین در رابطه با بعد ذهنی کیفیت زندگی معیار های پاسخ به این سوال است که «زندگی خوب کدام است؟» محققین دریافتند حس کلی فرد از کیفیت زندگی با ترکیب پاسخ های عاطفی متعلق به دو حیطه مهم زندگی یعنی نقش ها و ارزش ها درک می شود. آنها این طور فرض کردند که نقش ها به طور مثال نقش والد توسط ارزش های فردی همانند باور فرد نسبت به موفقیت و تمامیت شخصی و برعکس ارزیابی می شود. در مرحله بعد، پاسخ های عاطفی و متفاوت به این دو حیطه مهم زندگی در شکل دادن تصور شخص از کیفیت زندگی کلی نقش خواهد داشت. اجزاء شناختی و عاطفی باعث ایجاد تجربه ذهنی از کیفیت زندگی می شود. جزء شناختی همان تصور شخصی از درجه رضایت است و جزء عاطفی که اغلب به صورت شادی سنجیده می شود. دارای دو بخش است: عاطفه مثبت و منفی که همان بعد هیجانی و عاطفی از تجربه شناختی است (پرینس و پرینس، 2001).
ویژگی ذهنی بودن
با توجه به تعاریف، کیفیت زندگی به انتظارات، احساسات، اعتقادات، پندارهای فرد بستگی دارد. از این رو ارزیابی شخص از سلامت یا خوب بودنش عامل کلیدی در مطالعات کیفیت زندگی است. اگر چه ارزیابی عینی در این مطالعات از جایگاه مهمی برخوردار است. به عنوان مثال گروهی از مردم با وجود آنکه از یک یا چند بیماری مزمن رنج می برند خودشان را سالم نگه می دارند. در صورتی که گروهی دیگر با وجود انکه هممیشه نشان عینی از بیماری ندارند، خود را بیمار می دانند (طیبی رامین، 1392).
ویژگی پویا بودن
با توجه به این تعریف که (کیفیت زندگی دارای ساختاری وابسته به زمان است که متاثر از تجربه شخص و درک او از زندگی است و با تغییر می کند) درمی یابیم که پویایی کیفیت زندگی از این روست که با تغییر زمان تغییر می کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد و این مشخصه در یک مطالعهدبه خوبی قابل مشاهده است (طیبی رامین، 1392).
به طور کلی مطالعه کیفیت زندگی در بررسی و ارزیابی سیستم های بهداشتی نقش مهمی دارد. در واقع در بازار رقابتی امروز طرح ها و سیاست های بهداشتی موفق، آنهایی هستند که هزینه کمتر و ارائه خدمات بهتر و کاراتر دارند. همچنین استفاده از آن مطالعات که به منظور مقایسه و ارزیابی یک یا چند روش درمان یا دارو، بسیار سودمند هستند. برای مثال در مواردی که در استفاده از چند روش درمانی و یا چند دارو با مطالات رایج و بالینی پزشکی به نتایج مشابهی برسیم، نتایج مطالعات کیفیت در انتخاب روش، بسیار موثر است. به علاوه سنجش کیفیت زندگی در مطالعات بالینی موجب ایجاد ارتباط نزدیکتر بین بیمار و پزشک و ارائه دهندگان خدمات بهداشتی می گردد که همین مسئله باعث افزایش آگاهی بیماری خود، آشنایی افراد از شرایط سلامتی شان، با مزایا و معایب درمان های مختلف و پر رنگ کردن نقش بیمار در انتخاب روش درمانی می شود (ابوالقاضی، 1388).

نظریه های کیفیت زندگی
نظریه های مبتنی بر فرد
پارک79 و پارک (1995) در تعریف کیفیت زندگی می نویسد: کیفیت زندگی مجموعه ای است از بهزیستی جسمی، روانی و اجتماعی که بوسیله شخص یا گروهی از اشخاص درک می شود؛ مانند سلامتی، ازدواج، کار، موقعیت اقتصادی، فرصت های آموزشی، خلاقیت، احساس مالکیت و همکاری با دیگران. آنان در ادامه می افزایند بین مفهوم «سطح زندگی» شامل معیار های عینی و «کیفیت زندگی» شامل ارزشیابی ذهنی هر شخص از این معیارها، مرز شخصی کشیده می شود. کیفیت زندگی را با سنجش احساسهای ذهنی مشخص از خشنودی درباره مطالب گوناگون می توان ارزیابی کرئد (آویس80 و اسمیت81، 1998).
نظریه های مبتنی بر خانواده
ارتباط بین عوامل موثر بر زندگی خانوادگی و کیفیت زندگی، امری روشن و بدیهی است. خانواده ای که از سطح بالای بهزیستی برخوردار است، قادر به برآورده ساختن نیاز های اساسی خود بوده و در نتیجه ظرفیت بهزیستی اعضای این خانواده نیز افزایش می یابد (اکبری بیاتیانی، 1388).
با توجه به آنچه گفته شد یک بعد مهم در کیفیت زندگی، بعد خانوادگی است که در بررسی کیفیت زندگی باید در نظر گرفته شود. فرانس82 و پاورز83 در مطالعات خود در زمینه کیفیت زندگی یک بعد مجزا را به عنوان بعد خانوادگی مطرح کرده اند. خانواده قلب تکامل انسان، اولین ساختار حمایتی- اجتماعی در زندگی هر فرد و نخستین معلم و مراقب بهداشتی است.
نظریه های روانشناختی
روانشناسان معتقدند که رفاه هر فرد یا گروه دارای اجزای عینی و ذهنی است. اجزای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه که به طور معمول به عنوان استاندارد زندگی سطح زندگی نامیده می شود، ارتباط دارد و اجزای ذهنی آن به کیفیت زندگی اطلاق می شود. به عبارتی کیفیت زندگی را با سنجش احساس خشنودی ذهنی شخص درباره جنبه های گوناگون زندگی می توان ارزیابی کرد (ملک افضلی، 1385)
یکی از مهمترین بحث ها
در تعریف کیفیت زندگی مفهوم عینی و ذهنی بودن آن است. یکی از مشکلات عمده در استفاده از معیارهای عینی این واقعیت است که توافق بر روی شاخص های کیفیت زندگی پایین و بالا می تواند اندک باشد و شرایط عینی زندگی یک فرد می تواند ارتباط اندکی با ارزیابی او از کیفیت زندگی داشته باششد. معیارهای ذهنی نیز مشکل زا هستند، زیرا به نظر می رسد که آنها ضرورتا پاسخ های لحظه ای به زندگی فرد را در یک نقطه زمانی مشخص فراهم می آورند. در حالی که به زندگی باید به عنوان یک دوره ی پیوسته زمانی نگریسته شود که در آن احساس و تجاربی که در یک نقطه از زندگی منفی تلقی شده اند ممکن است بعد ها به گونه ای متفاوتی دیده شوند (سیمونس84، 1994).
نظریه های انسان شناسی
انسان شناسان می گویند که زندگی دارای یک سطح و یک عمق است. سطح آن در واقع جنبه های آشکاری است که انسان روزانه در خود و دیگران مشاهده می کند و عمق آن شامل ارزشهای بیشتری است که اغلب پنهان و نادیدنی است، در این قسمت است که فهم و شناخت و تجارب فرد از زندگی قرار دارد و می توان ادعا کرد که قسمت اعظم کیفیت زندگی در این سطح واقع است. هاویکاست85 اظهار داشت که کیفیت زندگی دربردارنده عوامل درونی مربوط به نگرش فرد به زندگی و عوامل بیرونی مربوط به رفتارهای فرد (تماس ها و فعالیت های اجتماعی) است (فاکوهار86، 1995).
فرانس و پاورز (1993) معتقدند، کیفیت زندگی ادراک فرد از رفاه خودش است به نظر می رسد از رضایت و عدم رضایت او در حیطه های عمده زندگی ناشی می شود. فرانس رابطه بین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی را به صورت زیر بیان داشته است:
وضعیت خانوادگی شامل: ارتباط با همسر، ارتباط با فرزندان و شادی های خانوادگی
وضعیت عملکرد جسمانی شامل: میزان تحرک و فعالیت، علائم جسمی، فعالیت جنسی، عوارض ناشی از داروها و توانایی در قبال مسئولیت ها و شرکت در فعالیت های تفریحی.
وضعیت روحی و روانی شامل: رضایت از زندگی، خلق (نحوه برخورد)، اضطراب و تنش، اعتماد بنفس، دستابی به اهداف مورد نظر، جنبه های روحی- مذهبی، افسردگی، سازگاری، شور و شوق زندگی و احساس امنیت.
وضعیت اجتماعی و اقتصادی شامل: پایدلری کار (اجتماعی)، تعلیم و تربیت (تحصیلی)، وضعیت مالی و درآمد، دوست یابی در زندگی، حمایت و رضایت از شهر و ملیت خود.
این چهار متغیر اصلی می تواند مستقل یا توام با یکدیگر بر روی کیفیت زندگی تاثیر گذار باشند. البته لازم به ذکر است درک فرد از زندگی اش می تواند بر هر کدام از متغیرهای نامبرده تاثیر بگذارد به طوری که اگر درک افراد از کیفیت زنگی شان کاهش یابد، بر توانایی آنها در محیط کاری و شغلی شان تاثیر گذاشته و موجب نقصان شرایط اقتصادی و اجتماعی آنها می گردد (محمدیان، 1391).
ارزیابی کیفیت زندگی
علاقه به مفهوم کیفیت زندگی و اندازه گیری آن در سال های اخیر به ویژه در زمینه مراقبت های بهداشتی رو به افزایش بوده است. معیار های طراحی شده برای اندازه گیری کیفیت زندگی جهت ارزیابی مشکلات مددجویان، نیازهای جوامع مختلف و اهداف تحقیقاتی مورد استفاده قرار گرفته است. با این وجود هنوز توافق عمومی در مورد تعریف کیفیت زندگی و ساختارهای مرتبط با آن وجود ندارد (اکبری بیاتیانی، 1388).
منشا اندازه گیری کیفیت زندگی را می توان در کار ثرندایک87 (1939) ملاحظه نمود. در ابتدا رویکرد شاخص اجتماعی با این فرض که تاثیری معنی داری بر کیفیت زندگی افراد دارد، مورد پذیرش بود؛ اما بعد ها ثابت شد که شاخص های اجتماعی برای اندازه گیری کیفیت زندگی کافی نمی باشند و اعتقاد روز افزون بر آن شد که اکثر تعیین کننده های کیفیت زندگی بیشتر جنبه های روانشناختی دارند تا اقتصادی و جمعیت شناختی. پس از آن محققین رویکرد روانشناختی را مورد بررسی قرار دادند. در این رویکرد دو جریان ظهور نمود. جریان اول ارزیابی کلی از بهزیستی، مسرور بودن88 یا رضایتمندی89 را به عنوان معیار کیفیت زندگی مورد نظر قرار دادند. برای مثال برادبرن 90(1996) مقیاس ده ماده ای تعادل عاطفی ای را برای ارزیابی احساسات ذهنی فرد نسبت به تجربه های منفی و مثبت در ارتباط با زندگی روزانه اش بوجود آورد. جریان دوم رویکرد روانشناختی، به طور تجربی زمینه های خاص زندگی را شناسایی کرده و واکنش فرد را نسبت به این زمینه ارزیابی نمودکه بیانگر شاخصی از درک خوشبختی بود (اکبری بیاتیانی، 1388).

مدل های کیفیت زندگی:
مدل روحی- روانی
این مدل بر روی رشد فردی، توانایی شناختی، سازگاری و کارایی، شان و بزرگی، استقلال، کنترل، خودمختاری، نفوذ و تسلط بر خود و همچنین خوش بینی و بدبینی تاکید دارد (طیبی رامین، 1392).
مدل ایدئولوژیکی یا فردی
این مدل مبتنی بر ارزش ها، تفاسیر و انتظارات فردی، رضایت فرد از وضعیت و موقعیت خود و شرایط و اولویت های زندگی است. این شاخص ها به وسیله تکنیک های کیفی، نیمه ساختار یافته و مصاحبه های فردی سنجیده می شود (فرایش91، 2006).
مدل ادراکی کیفیت زندگی ژان92
ژان ابعاد کیفیت زندگی را در قالب رضایت از زندگی، مفهوم خود، فاکتورهای بهداشتی- عملکردی و اقتصادی- اجتماعی مطرح می کند. بر اساس این نوع مدل، زمینه های شخصی فرد، سلامت، وضعیت اجتماعی، فرهنگ، محیط و سن بر کیفیت زندگی اش تاثیر دارد. مفهوم درک شده از کیفیت زندگی حاصل اثر متقابل بین شخص و محیط او خواهد بود (تاتینا بلداچی، 1387).
مدل فرل و هاسی
فرل و هاسی93مدلی را ارائه نمودند که بر اساس آن، کیفیت زندگی متاثر از رفاه جسمی، رفاه روانی، رفاه روحی و رفاه اجتماعی قلم
داد می شود (طیبی رامین، 1392).
عوامل موثر بر کیفیت زندگی
بسیاری از محققین رابطه بین صفات فردی و کیفیت زندگی را مورد بررسی قرار داده و عواملی را شناسایی کرده اند. این عوامل شامل میزان شناخت از خود، تنش های متحمل شده، میزان دست یابی به اهداف زندگی، روشهای مقابله و میزان سازگاری هستند. تلقی فرد از خود شامل عواملی از قبیل مفید بودن، تصویر ذهنی از خود، مولد بودن، نحوه نگرش نسبت به زندگی و آینده نگری، تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی دارد (فرایش، 2006).
متغیرهای روانی مانند افسردگی، اضطراب، اعتماد به نفس و خوش بینی می تواند به عنوان واسطه بر تاثیر متغیرهای فردی (سن، وضعیت اقتصادی- اجتماعی) و حتی بیماری ها بر کیفیت زندگی نقش داشته باشند. سایر عوامل موثر بر کیفیت زندگی شامل: رضایت از خود و زندگی خانوادگی، منابع اقتصادی در دسترس و فعالیت های اجتماعی هستند (اسفنجاری کناری، 1388).
پژوهش های انجام شده، اهمیت اثر گذاری وضعیت اقتصادی و عوامل اجتماعی بر

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید