مطالب بیشتر در سایت : ahmadansari.com

 

بیشتر ما در طول زندگی تلاش داریم مهارت ها خود رو بهبود داده و وظیفه ای رو که بردوش داریم به بهترین شکل ممکن به انجام برسونیم. اما حتما شمام فهمیدین که در خیلی از موارد، با تموم تلاش و سخت کوشی که واسه بهبود مهارت خود انجام می دیم، به پیشرفت و موفقیت مورد نظر دست پیدا نکرده و در گسترش توانمندیای خود دچار ایستایی و رکود میشیم. افزایش توانایی و مهارت در مورد فن بیان، سخنرانی و مهارتهای ارتباطی هم از این مستثنی نیس.

تکنیکای گفتگو
تکنیکای زیادی واسه گفتگو هست که میتونیم از اونا در مذاکرات خودمون به کار گیری کنیم.

البته همونطور که می دونین فقط صرف دونستن این تکنیکا نمی شه که در گفتگو ای موفق شد و باید، تجربه و مهارت در انجام گفتگو داشته باشیم و مهارت هم جز با تمرین کردن و زمان گذاشتن روی اون به دست نمیاد.

اگه قراره که در گفتگو پیروز میدون شید بهتره به مواردی که در پایین اشاره می کنم توجه داشته باشیم، البته من خودم همیشه ترجیح می دم در مذاکراتی که انجام می دم، نتیجه برد – برد رو داشته باشم تا برد – باخت و اصلا تمایلی ندارم که طرف مقابل من بخواد در گفتگو ای که با من داره بازنده باشه.

۱- فن بیان خوبی داشته باشیم

۲- خوبه که اطلاعاتی در مورد موضوع گفتگو داشته باشیم

۳- در مورد تکنیکای گفتگو اطلاعات داشته باشیم

۴- نوشتن یه قرارد کاری، پیمانکاری، قرارداد اجاره یا هر قرارداد دیگه ای

۵- در هر گفتگو ای که انجام می دیم (چه مذاکرات حرفه ای باشه چه مذاکراتی که در روزمره انجام می دیم) تلاش کنیم مواردی رو که میدونیم و یاد گرفتیم عملیاتیش کنیم

۶- در هر گفتگو تلاش کنیم بهتر از قبل شیم (هیچی یه شبه به وجود نمیآد، به خاص مهارتای این چنینی)

به نظر من گفتگو ای موفق هست که هر دو طرف از آن گفتگو راضی و خوشحال باشن، نه اینکه یه طرف خوشحال باشه و یه طرف ناراحت، البته باز اینم بستگی داره به اینکه در چه موقعیتی هستیم، مثلا اگه در دادگاه از شخصی شکایت کردیم و حق ما رو خورده و کلاه ما رو برداشتهه اینجا دیگه باید حق خودمون رو بگیریم و کاری به این نداشته باشیم که طرف مقابل در این گفتگو برده یا باختهه.

سرعت مناسب صحبت کردن
شاید در اول براتون سئوال باشه که سرعت مناسب صحبت کردن باید چقدر باشه؟
در مرحله اول باید به این نکته توجه داشته باشیم که مخاطب ما چه کسیه.
مثلا سرعت مناسب صحبت کردن واسه افراد خردسال و یا سن و سال دار به یه میزانه، اما سرعت مناسب موقع سخنرانی کردن واسه دانشجویان و یا افراد جوون و میان سال باید به یه اندازه دیگه باشه.
پس در خیلی از مواقع، این مخاطبه که تعیین می کنه سرعت مناسب واسه صحبت کردن باید به چقدر باشه.
اما در حالت عادی می تونین سرعت همه مردم (تهران) رو در نظر بگیرین (که معمولا با سرعت کم صحبت می کنن و به خاص اکثرا آدمایی که میخوان واسه جمعی صحبت کنن، آهسته صحبت کردنشون زیاد می شه) و با در نظر گرفتن درک اندازه سرعت این افراد فقط کافیه که شما یه پله سرعت صحبت کردنتون رو بیشتر از این افراد کنین.

از طرف دیگه هم سرعت صحبت کردن ما می تونه از مخاطب ما الهام گرفته شه.
مثلا اگه شخصی به عنوان مشتری به ما زنگ می زنه و خیلی تند حرف میزند، بهتره که ما هم با در نظر گرفتن سرعت طرف مقابلمون، سرعت حرف زدنمون رو تنظیم کنیم.
چرایی این کار رو با یه مثال توضیح میدم.
فرض کنین شما عجله دارین و با شرکتی واسه انجام کاری تماس گرفتین،

دو حالت داره:

یه – طرف مقابل خیلی خونسرد و آروم به شما جواب میده
دو – طرف مقابل با در نظر گرفتن سرعت حرف زدن شما جواب میده

شما کدوم یکی رو بیشتر پسند می کردین؟

به احتمال خیلی زیاد از شخص پشت تلفن توقع دارین که موقعیت شما رو درک کنه و کار شما رو تند تر انجام دهد،
از طرفی هم در وقتی که با تلفن صحبت می کنیم ما فقط میتونیم صدای خودمون رو منتقل کنیم و واسه اینکه نشون بدیم موقعیت طرف پشت تلفن رو درک کردیم بهتره ما هم با یه سرعت بیشتر حرف بزنیم تا مخاطب ما برداشت کنه که ما موقعیتش رو درک می کنیم و براش احترام قائل هستیم.
پس به طورکلی سرعت مناسب حرف زدن به دو عامل بستگی داره:
یه- اینکه مخاطب ما چه کسیه؟ (خردسال، سن و سال دار، جوون یا میان سال)
دو- موقعیت ما و یا طرف مقابل چیجوریه

با در نظر گرفتن این موارد می تونین سرعت صحبت کردن خودتون رو مدیریت کنین.

راهکارها و درمان تند حرف زدن
همونجوریکه گفتم آدمایی که تند حرف میزنن کلمات و جمله هاشون روشن شنیده نمی شه.
و به خاطر همین روشن شنیده نشدنِ حرف هاشون باید اونو درمان کنن.
پیشنهاد من واسه بر طرف کردن و درمان تند حرف زدن این موارد هستن:
۱- تمرین مشدد خوانی
۲- تمرین خودکار
این دو تمرین بسیار قوی هستن و باعث می شن که شما بتونین کلماتی که ادا می کنین روشن تر شنیده شن.
من در خیلی از مواقع می گم، با سرعت آهسته صحبت کردن باعث می شه به حرفامون گوش نکنن.
دلیلش اینه که مردم صبر و حوصله شون کمتر شده و از طرفی هم مواردی که باعث حواس پرتی شون می شه خیلی زیاده.
مثل موبایل، درگیریای ذهنی و کاری و خیلی موارد دیگه.
پس اگه ما با سرعت مناسب حرف بزنیم میتونیم توجه مخاطب رو به صحبتای خودمون جلب کنیم.
بسیار ، بریم سراغ این تمرینات قوی و توضیح بدیم که اصلا این تمرینات چیجوری انجام می شن.

– تمرین خودکار
تمرین خودکار هم دقیقا مثل تمرین مشدد خوانی باعث می شه که عضلات لب و دهن شما تقویت شه تا بتونین کلمات رو روشن تر یبان کنین.
واسه انجام این تمرین کافیه موقع حرف زدن یه خودکار (یا انگشت خود رو) بین دندونای جلویی خودتون بذارین.

۱- تمرین مشدد خوانی
۲- تمرین خودکار
این دو تمرین باعث می شه که عضلات لب و دهن شما تقویت شما تا بتونین کلمات و جملات خود رو با هر سرعتی (حتی سرعت زیاد) روشن ادا کنین.

دونستن آداب دست دادن و چگونگی درست دست دادن در بیشتر ارتباطات روزمره و یا کاری ما بسیار لازمه.
اینکه چیجوری با بقیه دست بدیم تا حس خوب و با اعتمادبه نفس بودن به طرف مقابل ما منتقل شه خیلی با اهمیته.
شاید واسه شمام پیش اومده باشه که با شخصی وقتی که واسه اولین بار آشنا میشین دست دادین، اما اون دست دادن به اندازه ای واسه شما بد و چندش آور بوده که حتی بعد از گذشت چند سال هنوز اونو فراموش نکردین.
اما برخلاف همین مورد شاید با آدمایی دست دادین که به شما حس خوبی موقع دست دادن منتقل کردن.
حسایی مثل حس:

دوستی
اعتماد
اطمینان
استوار بودن
قدرت (به معنی تکبر و خودبزرگ بینی نیس، به معنی خوبش هست) 🙂
و خیلی حسای دیگه.

در چه زمانایی باید دست بدیم؟
به طورکلی وقتی که اول در جمعی وارد میشیم و یا شخصی رو ملاقات می کنیم باید دست بدیم.
یعنی دست دادن حالت فیزیکی سلام و احوالپرسیه.
اگه شخصی دستش رو به طرف ما واسه دست دادن و سلام و احوالپرسی دراز می کنه ولی ما دست ندیم به این معنیه که اون شخص رو ندیده گرفتیم و تمایل نداریم با اون شخص رابطه برقرار کنیم.

شاید به شکل لفظی جواب سلامش رو بدیم اما اگه اون شخص دستش رو واسه دست دادن دراز کرد و ما دست ندیم واقعا باعث ناراحتی و برخوردن به اون طرف می شه.
این کار نشونه ای از ترد شدنه و ترد شدن هم بسیار درد آوره.
پس ما به طورمعمول وقتی که در اول با شخص یا اشخاصی ملاقات می کنیم و یا اینکه می خوایم با شخص یا اشخاصی آشنا شیم دست می دیم.

ولی موقعیتای دیگری هم که ما باید دست بدیم اینا هستن:

در زمان ملاقات یا خداحافظی با افراد
در زمان وارد شدن به محل کار یا منزل
در زمان احوالپرسی و سلام کردن
در زمان معرفی شدن به بقیه
در زمان بستن یه قرارداد و توافق دو طرفه
در چه زمانایی نباید دست بدیم؟
همونجوریکه دست دادن تو یه سری زمانا باید و بهتره انجام شه، دست دادن تو یه سری موقعیتای دیگه نباید و یا بهتره که انجام نشه.
آداب رفت و اومد یعنی بایدا و نبایدای رفتاری، پس پیشنهاد می کنم که واسه بهتر و حرفه ای تر شدن رفتارتون با بقیه از این آداب به کار گیری کنین.
موقعیتایی که نباید یا بهتره که با بقیه دست ندیم اینا هستن:

در زمانایی که دستمون خیسه
در زمانایی که دستمون پر از وسایله
در زمانایی که دستمون دستکشه
پس در این موقعیتا نباید و یا بهتره که با بقیه هنگام ملاقات و احوالپرسی یا معرفی شدن دست ندیم.
حالا راه حل ما واسه این زمانا چه می تونه باشه؟

– در زمانایی که دستمون خیسه
در زمانایی که دستمون خیسه نباید و یا بهتره که با بقیه دست ندیم. دلیلش اینه که خیلی از ادما از دست دادن با دستان خیس چندششان می شه و براشون رو مخه.
عوضش میتونیم سرتون رو به نشونه دست دادن و احترام تکون بدیم و از طرف مقابل معذرت خواهی کنیم و بگیم:
واقعیش کنین دستم خیس هست و نمی تونم دست بدهم.
و در این حالت هم میتونیم دستمون رو جمع کنیم و کمی به طرف عقب ببریم تا طرف مقابل فهمیده باشه که نمی تونیم به دلیل احترام و آداب دست دادن این کار رو انجام بدیم.
یا حتی میتونیم در زمانایی که دستمون خیسه به جای دست دادن، دستمون رو به شکل احترام گذاشتن مردمون کشورای شرقی آسیا به هم بچسبونیم و این کار هم نشونه معذرت خواهی کردنه و هم نشونه اینه که نمی تونیم با طرف مقابل دست بدیم.

– در زمانایی که دستمون پر از وسایله
روشنه که وقتی دستمون پره نمی تونیم با بقیه دست بدیم، و قرار هم نیس که واسه این کار تموم وسایلمان رو به زمین بذاریم تا بخوایم با بقیه دست بدیم.

در این زمان فقط کافیه سرتون رو به نشونه احترام به افراد تکون بدیم.
و فقط همین مورد بسه.
اصلا هم احتیاجی به معذرت خواهی کردن در این مورد نیس، چون بقیه میفهمن که شما امکان دست دادن رو با اونا ندارین.

– در زمانایی که دستمون دستکشه
یادم میاد که تو یه روز سرد زمستونی در پادگان نیروی هوایی ارتش که به عنوان گروهبان خدمت سربازی ام رو می گذارندم با یکی از مافوقای بسیار مودب، تحصیل کرده و باکلاسم در محوطه پادگان روبرو شدم.
در اون روزا من سن، تجربه و سواد کمتری نسبت به الان داشتم.
اون لحظه که با ایشون روبرو شدم و قصد سلام و احوالپرسی داشتم دستکش فرم دستم بود و با همون دستکش بهش دست دادم.
بعدازاینکه دست دادم به من به شکل صمیمی اشاره کرد که وقتی میخوای با کسی دست بدهی و دستکش در دستانته و طرف مقابل دستکش نداره بهتره که دستکشت رو در بیاری.
این نکته از همون روز به یاد من موند و در سالای بعد که قصد داشتم با بقیه دست بدهم و دستکش به دست داشتم، دستکشم رو از دستانم بیرون می کردم ومبادرت به دست دادن می کردم.
البته وقتی که هر دو طرف دستکش به دست دارن احتیاجی به در آوردن دستکش نیس.
کم کم که سنم بیشتر شد، تجربیاتم بیشتر شد، مذاکرات تجاری بیشتری رو با افراد حرفه ای و زیادی انجام دادم و علاوه بر این مطالعاتم در این مورد بیشتر شد فهمیدم که این رفتار موقع دست دادن به طور کامل درسته.

آداب و چگونگی درست دست دادن
در این قسمت آداب و چگونگی درست دست دادن رو با هم بررسی می کنیم.
ما در وقتی که می خوایم با افراد دیگه دست بدیم بهتره که این موارد رو رعایت کنیم:
رابطه چشمی موثری برقرار کنیم
بهتره وقتی می خوایم با شخصی آشنا و یا از طرف کسی معرفی شیم و یا می خوایم احوالپرسی کنیم، رابطه چشمی خوبی با طرف مقابلمون داشته باشیم.

اگه با شخص مقابل موقع دست دادن رابطه چشمی برقرار نکنیم دقیقا مثل اینه که اون شخص دستش رو واسه دست دادن دراز کرده و ما به اون شخص دست نداده ایم.
پس رابطه چشمی می تونه یه نکته کلیدی در این مورد باشه.

– کمی لبخند بزنیم
بهتره که در زمان دست دادن و به شخص مقابل کمی لبخند بزنیم تا حس دوستی و اطمینان رو از ما بگیره.
دقت کنین که گفتم فقط کمی لبخند بزنین.
چون قرار نیس به خاص در ملاقات حرفه ای و کاری نیشمان تا بناگوشمان باز باشه و موقع آشنایی با شخصی نشون بدیم که ذوق مرگ شده ایم. (البته دور از جون شما)
(با این عبارات خواستم طوری بگم که تو ذهن شما بمونه.)

پس فقط کمی لبخند که نشون دهنده این باشه که از آشنایی یا دیدن طرف مقابلمون خوشحال شدیم و حس خوبی رو به طرف مقابلمون بدیم کافیه.

– تایم دست دادن
شاید واسه شمام پیش اومده باشه که با یه دوست قدیمی و صمیمی بعد از مدتا روبرو شدین.
با هم دست می دین و تا ده دقیقه دستتون همونطور بهم وصله.
دلیلش اینه که تصور می کنیم اگه اول ما بخوایم دست طرف مقابلمون رو ول کنیم نشونه بی احترامی و نبود دوست نداشتن طرف مقابل رو میگیم و به خاطر همین هیچ کدوم از دو طرف دست هم دیگه رو رها نمی کنن و احتمال داره تا انتهای صحبتا و خداحافظی دست در دست هم به صحبت خود ادامه.
به طورمعمول تایم دست دادن بین ۳ تا ۴ ثانیه س.
اما اگه با اینجور موردی روبه رو شدید اصلا نگران نباشین، فقط کافی شما کمی دستتون رو شل کنین تا طرف مقابلتون فهمیده باشه که زمان رها کردن دست شما شده.

– اندازه فشار آوردن موقع دست دادن
معمولا شل دست دادن واسه آقایون نشونه ضعف و نبود اعتمادبه نفسه.
پس به خاص در ملاقات حرفه ای و کاری باید خیلی با اعتمادبه نفس و با فشار مناسبی به طرف مقابل دست بدیم.
حدودا در دهه هفتاد و هشتاد یه سری از افراد هنگام دست دادن، دست طرف مقابل رو با تموم قدرت فشار می دادن و انگار که قصد داشتن زور و قدرتشون رو به رخ طرف مقابل نشون بدن.
این کار بسیار بیریخت و زننده ایه.
اما خداروشکر چند سالیه که این کار رو دست کم از طرف دوستان و دور و بریا نزدیکم نمی بینم.
پیشنهاد من اینه که موقع دست دادن فشار دستتون رو تو یه حد متعادل بذارین و تا حدی هم از فشار دست طرف مقابلتون پیروی کنین.
موقع دست دادن به خانوما و بچه ها هم باید حواسمون باشه که فشار دستمون زیاد نباشه.

– محل قرار گرفتن دستا موقع دست دادن
اگه دقت کرده باشین یه سری از افراد هنگام دست دادن با سرانگشتشانمبادرت به دست دادن می کنن.
(چیزی که از طرف خیلی از افراد برداشت می شه اینه که) انگار ما کثیف هستیم و چندشش میشه به ما دست بده.
بهترین نوع دست دادن اینه که قوس انگشت شصت ما به قوس انگشت شصت طرف مقابل تلاقی پیدا کنه.

– اندازه تکون مناسب
جوری نباشه که هنگام دست دادن با طرف مقابل کل هیکل طرف مقابلمون رو بلرزونیم.
در کل اینکه مثل ترامپ (رئیس جمهور آمریکا امریکا) دست ندیم.

جمع بندی
آداب دست دادن جزو یکی از آداب معاشرتای روزمره ایه که اگه به اون دقت نکنیم و بایدا و نبایدای اونو رعایت نکنیم احتمال داره که روی شخصیت ما تاثیرات منفی بزاره و بقیه تمایلی به رابطه با ما نداشته باشن.
نکات ریز زیادی در چگونگی درست دست دادن هست که به مهم ترین اونا پرداختیم.

آداب رفت و اومد تلفن به معنی رعایت کردن یه سری نکات موقع صحبت با تلفنه.
دونستن و رعایت کردن آداب رفت و اومد تلفن مثل دیگه آداب معاشرتا باعث بالا رفتن شخصیت ما می شه.
فرض کنین در معاشرتایی که روزانه با افراد داریم یه سری از نکات رو مثل نظافت شخصی رعایت نکنیم و بوی افتضاح عرق بدیم یا موقع خوردن غذا با صدای بلند ملچ ملوچ کنیم و بعد از تموم شدن غذا بادگلوی بلندی بدیم.
فکر می کنین چه اتفاقی می افته؟
به احتمال خیلی زیاد بقیه از آن شخص دوری می کنن و دلیلش هم روشنه، به خاطر اینه که اون شخص آداب رفت و اومد در جمع بودن رو رعایت نکرده و یعنی از یه سری بایدا و نبایدا پیروی نکرده.
پس آداب رفت و اومد صحبت با تلفن هم مثل دیگه آداب معاشرتا جزو جدانشدنی از زندگی ما حساب می شه و اگه ندونیم که چیجوری با تلفن صحبت کنیم و یه سری از آداب صحبت با تلفن رو ندونیم به احتمال زیاد بقیه روی ما درست باز نمی کنن و یا شاید هم از ما دوری کنن و تمایلی به ایجاد رابطه با ما رو نداشته باشن.
من امیر مصطفی، مدرس فن بیان، سخنرانی و گفتگو هستم و می خوام مهم ترین بایدا و نبایدای آداب رفت و اومد تلفن رو در ادامه با شما به اشتراک بذارم.

خاموش کردن گوشی موبایل
در مکانایی مثل، سینما، تئاتر، کتابخونه، کلاس یا هر جای مثل به اینا بهتره که ما گوشی موبایل خودمون رو خاموش کنیم و یا اگه اونو خاموش نمی کنیم میتونیم دست کم اونو در حالت بی صدا بذاریم.
تصور کنین واسه دیدن یه فیلم به سینما رفته اید و دقیقا در نقطه حساس فیلم صدای گوشی بغل دستی یا نفر جلویی تون به صدا در میاد و بدتر از آن، اون شخص شروع به صحبت کردن می کنه.

این نوع کارا جزو اون نبایدا در آداب رفت و اومد واسه به کار گیری تلفن همراهه.
پس تو یه سری از مکانای عمومی بهتره گوشی خودمون رو خاموش و یا در حالت بی صدا بذاریم تا موجب آزار بقیه نشیم.

پچ پچ کردن با تلفن در وسط کلاس یا جلسه کاری
این مورد هم جزو اون دسته از کارهاییه که نباید در آداب رفت و اومد تلفن انجام شه.
من خودم به عنوان یه مدرس زیاد روی این مورد حساس نیستم و خیلی تاکید داشته باشم آدمایی که سر کلاس من حضور پیدا می کنن حتما باید گوشی موبایل خودشون رو خاموش کنن یا در حالت بی صدا بذارن.
حتی هیچ مسئله ای هم با جواب دادن تلفن در سر کلاس از طرف شاگردانم ندارم.
اما هر فردی با انجام دادن یا ندادن یه سری از کاراس که شخصیت خودشو به نمایش میذاره، پس اون فرد با انجام این کار شخصیت خودشو در بین بقیه پایین میاره.
به هرحال اشخاصی که در کلاس یا در جلسه هستن اصلا تمایلی به شنیدن پچ پچامون با تلفن رو ندارن.
بدیش اینه خیلی از افراد تصور می کنن که وقتی پچ پچ وار با تلفن صحبت کنن هیچکی صحبت هاش رو نمی شنون.
ولی اتفاقا ۸۰ درصد از صحبتای اون شخص از طرف بقیه شنیده می شه.
پس اگه می خواید که آداب رفت و اومد تلفن رو رعایت کنین، زمانیکه در جلسه ای حضور دارین بهتره یا گوشی خودتون رو خاموش کنین و یا در حالت بی صدا بذارین و وقتی که کسی با شما تماس گرفت، می تونین جلسه یا کلاس رو ترک کنین و یا با به کار گیری اس ام اسای از پیش تعریف شده ای که در گوشی موبایل خودتونه (که خودتون هم می تونین پیامای مناسب رو در تلفن همراهتون تنظیم کنین) پیامی واسه شخص تماس گیرنده بفرستین.
مثلا:

الان در جلسه کاری هستم، در اولین فرصت با شما تماس می گیرم.
یا

الان سر کلاس هستم، بعد از کلاس با شما تماس می گیرم.
ما با انجام این کارا نشون می دیم که به حریم بقیه احترام می ذاریم و از طرفی هم با انجام دادن یا ندادن این کارا شخصیت ما بین بقیه رشد می کنه.

به کار گیری زنگای بلند نامتعارف و ناهنجار
واقعا این مورد توضیح خاصی نداره، یه سری از آهنگای زنگخور به اندازه ای ناهنجار و گوش خراش هستن که اگه تو یه جای عمومی به صدا در بیاد همه به آدم چپ چپ نگاه می کنن.
پس تلاش کنین که یه آهنگ زنگخور با ریتم و صدای مناسب روی گوشی موبایل خودتون بذارین.

حواسمون به اندازه بلندی صدامون باشه
اگه تلفن همراهتون آنتن نمی ده و طرف مقابل صدای تون رو به سختی می شنوه، با بلند صحبت کردن صداتون بهتر و روشن تر به شخص پشت تلفن منتقل نمی شه.
یه سری از آدما به اندازه ای پشت تلفن بلند صحبت می کنن که تا ده تا ساختمون اون طرف تر هم صداشون شنیده می شه.
روی این مورد واقعا تاکید دارم که در زمان صحبت با تلفن باید حواستون به اندازه بلندی صداتون باشه.
بقیه هیچ گناهی ندارن که به زور باید صدای بلند و گوش خراش ما رو بشنون کنن.

دعوا پشت تلفن ممنوع
به نظر من دعوا کردن پشت تلفن و به خاص اگه در جمع باشه کار فوق العاده اشتباهیه.
با این کار دو پیام رو به آدمایی که صدای ما رو می شنون می دیم:

من بی نزاکت و بی ادب هستم.
من نمی تونم با خوب و درست صحبت کردن به اهدافم برسم و مسائلم رو حل کنم.

خیلی از مسائل می تونه با صحبت کردن حل و فصل شه و دلیلی نداره که ما بخوایم دادوبیداد کنیم و با دعوا و بلند کردن صدامون به هدفمون برسیم.

حواسمون به ساعت باشه
حالا خوبیش اینه نکته ای که خیلی از افراد اونو رعایت می کنن اینه که تلاش می کنن در ساعتای مناسب از شبونه روز با بقیه تماس بگیرن.
البته این موضوع بستگی به صمیمیت ما با اون شخص داره.
مثلا اگه ما می خوایم یه تماس کاری برقرار کنیم بهتره در ساعات اداری این کار رو انجام بدیم، نه اینکه ساعت ۹ یا ۱۰ شب با موبایل اون شخص تماس بگیریم و انتظار جواب هم داشته باشیم.

خوردن و آشامیدن ممنوع
خوردن و آشامیدن و یا جویدن آدامس هم جزو اون کارهاییه که نباید موقع صحبت با تلفن انجام شه.
صدای ملچ ملوچ ما چند برابر بیشتر در پشت تلفن شنیده می شه و واقعا صدای منزجرکننده ایه.
موقع صحبت با تلفن هرچقدر موقعیت رسمی تر باشه وضعیت وحشتناک تره.
فرض کنین با یه شرکت تماس گرفتید و می خواین کالا یا خدماتی از اونا جفت و جور کنین، شخصی که تلفن رو جواب میده موقع صحبت با شما غذا می خوره و صداش شما رو آزار میده.
به احتمال خیلی زیاد وقتی طرز رفتار این شخص پشت تلفن به این شکل باشه به شما بر می خوره و شاید هم هیچ خریدی از این شرکت انجام نمیدید.
پس موقع صحبت کردن با تلفن خوردن و آشامیدن ممنوعه.

شخص پشت تلفن مهم تره یا شخص روبروی ما؟
یه رفتار خیلی بیریخت که یه سری از افراد انجام میدن اینه که وقتی با شخصی رودررو در حال صحبت هستن و تلفنشون زنگ می خوره بدون هیچ آگاهی و معذرت خواهی به جواب دادن تلفنشون اقدام می کنن.
این موضوع وقتی بدتره که شخص مقابل در حال صحبت باشه.
واقعا حس بدی داره که وقتی ما در حال صحبت هستیم و یکهو تلفن شخص مقابل ما زنگ می خوره و بدون هیچ آگاهی یا معذرت خواهی به اون جواب میده.
شنیده نشدن و بی توجه بودن از طرف بقیه، واسه خیلی از افراد واقعا دردناکه.
پس شخص روبروی ما همیشه در اولویته.
در این جور مواقع که در حال صحبت با شخصی هستیم و تلفنمون زنگ می خوره میتونیم بگیم:

معذرت خواهی می کنم من این تماس رو باید جواب بدم.
و بعدازاینکه صحبتمون با تلفن تموم شد میتونیم ادامه صحبت رو با شخص روبروی خودمون داشته باشیم.
مثلا میتونیم بگیم، داشتین می فرمودید که … .

به طرف مقالمان اجازه بدیم حرف بزنه
تا حالا دیدید که خیلی از افراد اصلا اجازه نمی دن که ما صحبت کنیم و یا حتی صحبتمون رو تموم کنیم؟ و هی می پرند وسط صحبتامون :-
لطفا شمام از این به بعد حواستون به این مورد باشه و ببینین که شمام همچین کاری انجام می دین؟

اگه این کار رو انجام می دین لطفا کمی موقع صحبت با تلفن صبور باشین و بذارین طرف پشت تلفن صحبت هاش رو کامل تموم کنه و بعد شما شروع به صحبت کنین.

درست ادا کردن کلمات، به روشنی و رسا بودن صدای ما بسیار کمک می کنه.
از طرفی هم وقتی ما بتونیم کلمات رو درست و روشن ادا کنیم از نظر بقیه شخصی با اعتماد به نفس هستیم.
اگه دقت کرده باشین آدمایی که اعتماد به نفس ندارن کلمات و جمله هاشون رو می خورن و نصفه و نیمه حرف میزنن و صداشون هم به سختی شنیده می شه.
اما اگه ما بتونیم کلمات رو درست ادا کنیم و صدای واضحی داشته باشیم، میتونیم این موضوع رو خوب بر طرف کردن کنیم.
در این نوشته مطالب بسیار مهمی رو با شما بزرگواران به اشتراک می ذارم که می تونین با دونستن و همین طور انجام تمرینات مربوطه اش کلمات رو درست ادا کنین.
دو مورد اصلی واسه درست ادا کردن کلمات هست که با هم اونا رو بررسی می کنیم.

چگونگی درست تلفظ اون کلمه
شاید یکی از مواردی که واسه درست تلفظ کردن یه کلمه نیاز باشه اینه که ما بدونیم املا درست اون کلمه چیجوریه.
فرض کنین کلمه ای مثل “اینستاگرام” رو از کسی شنیده باشیم، ولی تابه حال نوشته اون کلمه رو در جایی ندیده ایم و وقتی که می خوایم اونو تلفظ کنیم به اشتباه می گیم “ایسناگرام” درصورتی که اگه چگونگی نوشتن درست اونو می دونستیم می تونستید خیلی راحت و به درستی اونو تلفظ کنیم.
واسه تلفظ درست کلماتی که فقط شنیده ایم به شما پیشنهاد می کنم در اول چگونگی درست نوشته اونو پیدا کنین و بعد از آن کلمه در صحبتای خودتون به کار گیری کنین.
این یکی از روشایی بود که می تونین چگونگی درست تلفظ یه واژه رو پیدا کنین.

پس واسه اینکه بتونیم کلمات رو درست ادا کنیم در اول نیاز هست که تلفظ اونو خوب بدونیم.

ایجاد آوای مناسب اون کلمه
بسیار عالی، تا اینجا دونستید که اگه بتونین کلمات رو خوب تلفظ کنین نصف راه درست ادا کردن کلمات رو پیموده اید.
حالا میریم به سراغ ایجاد آوای مناسب اون کلمه.
اگه دقت کرده باشین مجریان، خوانندگان و یا بازیگران عالی و روشن می تونن کلمات رو ادا کنن و علاوه بر این صدای واضحی هم دارن.

یه خصیصه مشترک که در بین این افراد و یا بهتره بگیم در بین آدمایی که خوب صحبت می کنن، صدای خوبی دارن و کلمات رو درست ادا می کنن اینه که دهانشون رو در زمان صحبت کردن نسبت به مردم عادی جامعه بیشتر باز و می بندن.
همین موضوع به ظاهر بی اهمیت باعث می شه کلماتی که ادا می کنیم بسیار روشن تر شنیده شه و با فرض اینکه تلفظ اون کلمه هم درست باشه میتونیم کلمات رو خوب و درست ادا کنیم.
وقتی دهن ما بیشتر از حالت عادی موقع صحبت کردن باز و بسته می شه باعث که انرژی بیشتر در صحبتامون به وجود بی آید، صدای ما رسا تر شه و در کل کلمه ای که میگیم درست ادا شه.
لطفا همین الان این جمله رو با دهن تقریبا بسته (مثل خیلی از مردم که اصلا دهانشون موقع صحبت کردن باز و بسته نمی شه) بخونین:

“واسه مثبت صحبت کردن باید حواسمون به چگونگی بیان و لحن مون باشه”

حالا تلاش کنین همین جمله رو بخونین فرقش اینه که دهنتون رو کمی نسبت به حالت اول بیشتر باز و بسته کنین.
اگه درست این کار رو انجام داده باشین متوجه این شدین کلماتی که میگید روشن تر و به روشایی درست ادا می شن.
واسه اینکه بتونیم کلمات رو درست ادا کنیم و از طرفی هم موقع صحبت کردن دهن ما به شکل درست باز و بسته شه به شما دو تمرین قوی می گم تا بتونین عضلات دهن و فک خودتون رو واسه صحبت کردن تقویت کنین.

تمرین مشددخوانی
در این تمرین شما متنی رو به اندازه یه پاراگراف می خونین و موقع خوندن روی تک تک کلمات زیاد می ذارین و باید تلاش کنین که اونو با کمی بزرگ نمایی و بلندتر بخونین واز طرفی هم دهن شما باید بیشتر باز و بسته شه.
یکی از نشونه های درست انجام دادن این تمرین اینه که با انجام دادنش عضلات فک و دهن و لب شما درد میگیره، پس اگه بعد از انجام دادن این تمرین احساس درد در این ناحیه رو داشتین اصلا جای هیچ نگرانی نیس.

تمرین اَ اِ اُ
تمرین بعدی که می خوام خدمتتان بگم اینه که حروف الفبا رو تا هر کجا که دوست داشتین به این شکل که خدمتتان میگم بخونین.
در این تمرین هم باید تلاش کنین که به عضلات لب و دهن شما فشار وارد شه.
اَ اِ اُ
بَ بِ بُ
تَ تِ تُ

دهن شما در این تمرین به ترتیب به شکل به طور کامل باز (از بالا به پایین) – به طور کامل باز (از دو طرف) – غنچه در میاد.

این تمرینات رو تلاش کنین به مدت دو هفته تا یه ما به شکل منظم روزانه ۲ مرتبه و در تایم ۳ یا ۴ دقیقه ای انجام بدین تا عضلات لب و دهن شما واسه درست ادا کردن کلمات تقویت شه و علاوه بر این انرژی و وضوح صدای شمام بیشتر می شه.

نقشه ذهنی در سخنرانی می تونه تموم موضوع سخنرانی رو به یه باره و تو یه نگاه به ما نشون بده.
دلیل به کار گیری نقشه ذهنی در سخنرانی هم دقیقا همینه، چون اگه ما بخوایم از متن در سخنرانی به کار گیری کنیم پیدا کردن متن و موضوع مورد نظر برامون خیلی سخت هستش.
چون در متن سخنرانی ما مجبور هستیم که به شکل خطی دنبال موضوع مورد نظرمون بگردیم.
اما نقشه ذهنی در سخنرانی این جوری نیس و ما خیلی راحت و تو یه نگاه میتونیم کل سخنرانی مون رو ببینیم و درک کنیم.

من اول به جای اینکه از نقشه ذهنی در سخنرانی به کار گیری کنم، از متن و یا برگهای یادداشت واسه سخنرانی ام به کار گیری می کردم اما باید اعتراف کنم که به کار گیری متن در بین سخنرانی خیلی سخت بود و اگه من احتیاج داشتم که موضوعی رو پیدا کنم واقعا به دردسر می افتادم.

نقشه ذهنی چیه؟
نقشه ذهنی (Mind Map) طبق کارکرد مغز طراحی شده و به خاطر همین درک اون واسه ما بسیار ساده تره.
نقشه ذهنی چیزی مثل به درختچه حافظهه و به ما کمک می کنه که بتونیم موضوعات رو دسته بندی کنیم و از موضوع کلی تر به موضوع جزئی تر برسیم.

علاوه بر این، نقشه ذهنی در خلاصه نویسی مطالب، یادداشت کردن ایده ها و درک بهتر اون به ما کمک می کنه.

خصوصیات نقشه ذهنی در سخنرانی
یه نقشه ذهنی واسه اینکه درک بهتر و تند تری رو واسه ما بسازه باید یه سری خصوصیات داشته باشه که اونو با هم بررسی می کنیم.

رنگ
به کار گیری رنگای جور واجور واسه هر شاخه اصلی به ما کمک می کنه تا تند تر موضوعات رو از هم دیگه جدا کنیم و تو یه نگاه بتونیم به موضوع مورد نظر دسترسی داشته باشیم.
هم اینکه وقتی ما از رنگای جور واجور در نقشه ذهنی سخنرانی خودمون به کار گیری کنیم، درک مغز نسبت به دریافت اون اطلاعات بهتر هستش.

به کار گیری بُعد در نقشه ذهنی سخنرانی
در نقشه ذهنی سخنرانی ما میتونیم به تصاویر و یا متنایی که داریم بُعد بدیم.
بُعد هم یکی از آن مواردیه که ذهن ما می تونه تند تر اونو درک کنه و یادش باشه.
پس بنا به کارکرد مغز، داشتن بُعد در تصاویر و یا متنا می تونه بسیار اثر داشته باشه.

تصویر نقشه ذهنی در سخنرانی
تو یه آزمایش و تحقیقی که در یکی از دانشگاهای معتبر جهان انجام شده، محققان به افراد چند تصویر و متن نشون می دادن و بعد از یه مدت از اونا می خواستن که تصاویر و متنا راه به خاطر بیارن،
در این آزمایش افراد تونستن تعداد عکس بیشتری رو نسب به متن به خاطر بیارن، پس به کار گیری عکسا و یا حتی نقاشیایی که خودمون کشیدیم باعث می شه که ما بتونیم موضوعی رو راحت تر به یاد بیاریم.
پیشنهاد محققان اینه که به جای به کار گیری تصاویر آماده ای که از اینترنت دریافت می کنیم، از تصاویری که خودمون اونا رو کشیده ایم به کار گیری کنیم.
مثلا میتونیم واسه هر کدوم از موضوعات اصلی یا فرعی یه نقاشی در نظر بگیریم تا وقتی که به اون نگاه می کنیم بتونیم تو یه لحظه مواردی که مربوط به اینه رو به یاد بیاریم.
اصلا هم نیاز نیس که یه نقاش حرفه باشیم، چون این نقشه ذهنی واسه ماست و فقط قرار هست که ما ازش به کار گیری کنیم.
علاوه بر این وقتی که ما نقاشی می کشیم طرف راست مغز ما فعال تر میشه، به عبارت دیگه، خلاقیت ما بیشتر می شه، حافظه ما قوی تر می شه و هم اینکه پیوند طرف راست مغز با طرف چپ مغز ما قوی تر می شه که این موضوع خیلی در کارکردِ بهترِ مغز اثر داره.
پیشنهاد می کنم که کشیدن نقاشی واسه نقشه های ذهنی خودتون رو شروع کنین و بعد از یه مدت می بینین که چقدر از این کار حال می کنین.

کلمات کلیدی
کلمات کلیدی نقشه ذهنی در سخنرانی می تونن همون موضوعات و پایین موضوعاتی باشن که می خوایم ارائه بدیم.
بهتره که از جملات در نقشه ذهنی به کار گیری نکنین، چون اگه از جملات به کار گیری کنیم این اشکالات رو واسه ما همراه داره:
۱- خطی خوانی
۲- کوچیک شدن اندازه نوشته
۳- گم کردن خط و جملات

چون در زمان سخنرانی، آدرنالین در بدن ما بیشتر ترشح می شه و به خاطر همین هیجان، مردمک چشمامون گشاد تر می شه و این موضوع باعث می شه که ما نتونیم نوشته های کوچیک رو که به شکل جمله نوشته شدن ببینیم.
یعنی در این زمان ما دور رو خیلی بهتر از نزدیک میتونیم ببینیم.
پس به کار گیری جملات به خاطر اینکه فونت اون کوچیک می شه اصلا در نقشه ذهنی سخنرانی پیشنهاد نمی شه.
به جای نوشتن جمله بهتره که از کلمات کلیدی به کار گیری کنیم. و بهتره که این کلمات کلیدی هم دارای بٌعد باشن و یا اینکه توپور (Bold) باشن تا راحت تر دیده شن.

گروه بندی (از کل به جزء)
همونطور که در اول خدمتتان گفتم، گروه بندی مطالب و از کل به جزء رسیدن جزو یکی از اصول نقشه ذهنی در سخنرانیه.
چون که اگه قرار باشه ما در مورد موضوعی صحبت کنیم و بعد بپریم سر موضوع دیگه و از هر دری یه سخن بگیم اصلا قابل فهم نمیشه.
کارکرد مغز ما طوری طراحی شده که می تونه از کل به جزء برسه.
مثلا اگه ما بخوایم آدرسی رو پیدا کنیم باید از کل به جزء برسیم.
مثلا: تهران – بلوار میرداماد – بعد از مسجد الغدیر – پلاک … طبقه … واحد …

پس اگه این خصوصیات رو در نقشه ذهنی رعایت کنیم، میتونیم یه نقشه ذهنی خوب واسه سخنرانی خودمون آماده کنیم تا یه صحبت کامل رو ارائه بدیم.

اگه بخوایم به این سئوال که گفتگو چیه جواب روشن و ساده ای بدیم، میتونیم بگیم که:

گفتگو به گفتگویی که بین دو یا چند نفر در مورد موضوع خاصی انجام می شه می گن.

گفتگو به انگلیسی Negotiation می شه.

اگه هم دقت کرده باشین ما روزانه با بقیه در حال گفتگو هستیم و داریم تلاش می کنیم که یا امتیاز بگیریم یا امتیار بدیم، در نظر داشته باشین وقتی می گیم امتیاز منظور این نیس که باید پولی رد و بدل شه.

منظور از امتیاز می تونه به شکل مادی، احساسی، الهی، دادن یا گرفتن یه فرصت از شخصی، یا هر چیز دیگه ای که هدف از گفتگو در اون صحبت هست باشه.

در مذاکرات و مراودات روزمره ای که با افراد داریم شاید اینکه امتیاز بدیم یا بگیریم زیاد مهم نباشه.

اما زمانیکه در حال صحبتا و مذاکرات جدی تر و حرفه ای تر هستیم، اینکه ما چقدر در گفتگو میتونیم خوب و حرفه ای عمل کنیم می تونه روی کیفیت گفتگو ما اثر بذاره و تعیین کننده این باشه که ما گفتگو رو بریم یا باختیم، یعنی نتیجه این گفتگو “برد – برد” بوده یا “برد – باخت” یا شاید هم “باخت – برد”

به نظر من داشتن یه فن بیان قوی می تونه پایه های یه گفتگو کننده خوب باشه.

پس داشتن فن بیان خوب می تونه روی خیلی از مسائل زندگی ما اثرات خوب و مثبتی بذاره.

مذاکرهای روزمره:
شاید باحال باشه براتون که بدونین این موارد هم در زندگی ما یه جور گفتگو حساب میشه:

چانی زنی بر سر قیمت
صحبت در مورد افزایش حقوق در سال جدید
مطرح کردن خواسته های خود در خواستگاری
درخواست کردن مرخصی از مدیر
درخواست کردن وام از مدیر شرکت
یا خیلی از موارد دیگه که ما در روز با اونها سر و کار داریم می تونه یه جور گفتگو باشه.
گفتگو یا درخواست کردن؟
البته درخواست کردن هم راه و روش خاص خودشو داره که اگه بتونیم به شکل صحیحی از طرف مقابلمون درخواست کنیم بیشتر بله می شنوین.

چگونگی جواب به سوالات مخاطبان در سخنرانی و پرزنتیشن به احتمال زیاد یکی از نگرانیای سخنرانان تازه کاره.
و اگه هم سخنران یا مدرس نخواد این سئوال رو بپرسه معمولا مخاطبان به این طرف می رن که بخوان از مدرس سوالاتی رو سئوال کنن و به زور یه جلسه سئوال و جواب به وجود میاد.
خیلی از مدرسین و سخنرانان رو می شناسم که وقتی به انتهای جلسه می رسن صحبت رو جمع بندی می کنن و تند از کلاس یا سالن بیرون می شند (به عبارت دیگه از دست مخاطبین در می رن)
این اصلا راه حل درستی واسه روبرو شدن نشدن با سئوال مخاطبین نیس و شخص مدرس یا سخنران رو خیلی غیرحرفه ای و یا بهتره بگم ترسو نشون می ده که از دست سوالات مخاطبان در می ره.

اصلا به چه دلیل مخاطبین سئوال می پرسن
به نظر من دلیل اینکه مخاطبین از ما سئوال می پرسن این هست که:
۱- واقعا یه سئوال ذهن شون رو مشغول کرده و می خوان که با پرسیدن سئوال از ما راه حل و جواب اون سئوال رو پیدا کنن.
این سوالات، سوالاتی هستن که هم ما از آن استقبال می کنیم و هم مخاطبین دیگه، چون که ممکنه سئوال خیلی از مخاطبین دیگه هم باشه.
اگه سئوال در بخش تخصصی ما بود و جواب اونو می دونستیم که چه عالی، اما اگه سئوال در بخش تخصصی ما هست و جواب رو نمی دونیم باید به مخاطب بگیم که جواب رو نمی دونیم اما تحقیق می کنیم و جواب سئوال شما رو در جلسه آینده میگم یا با هر روش دیگه به سئوال شما جواب میدم.

۲- میخوان شخصیت و علم ما رو به رقابت بکشن.
اگه اینطور باشه که باید اونو مدیریت کنیم، معمولا مخاطبا در این جور مواقع متوجه می شن که طرف مقابل قصدش از پرسیدن سئوال چیه و اینجا ما باید به شکل قاطعانه برخورد کنیم.
جالبه بدونین که وقتی با شخص خطاکار به شکل قاطعانه برخورد می کنیم معمولا مخاطبای دیگه از این طرز برخورد ما حال می کنن.

یادم میآد که چار یا پنج سال پیش در جایی واسه سخنرانی رفته بودم در انتهای جلسه شخصی دستش رو بلند کرد واسه سئوال کردن.
همینطور که داشت سوالش رو می پرسین به طور کامل احساس کردم که قصد تخریب منو داره و از طرفی هم سوالش هیچ ربطی به مبحث اون کلاس نداشت.
اجازه دادم که سوالش کامل تموم شد و در آخر بهش گفتم که سئوال خیلی خوبی پرسیدید اما مربوط به موضوع جلسه ما نیس و از اونجا که فرصت مون واسه اتمام این جلسه کم هست در انتهای این جلسه باهم صحبت می کنیم.
این یه صحبت قاطعانه واسه برخورد کردن با این فرد بود.
از اونجا که اون فرد میخواس منو در بین جمع تخریب کنه و نتونست این کار رو بکنه در انتهای جلسه هم واسه صحبت کردن حاضر نشد و رفت.
پس ما میتونیم در این جور مواقع به شکل قاطعانه صحبت کنیم و اختیار جلسه رو در دست بگیریم، موقع قاطعانه صحبت کردن نه به طرف مقابل بی احترامی شده و نه ما پایین سئوال می ریم.

پیش بینی سوالات مربوطه
بدیش اینه خیلی از مدرسین و سخنرانا رو می بینم که با وجود اینکه هر سری به خاطر یه سری سوالات به رقابت کشیده می شند بازم دست به هیچ کاری نمی زنن.
این ربطی به حرفه ای بودن یا نبودن نداره.
اگه سوالی واقعا در بخش تخصصی ما باعث می شه که ذهن مخاطب ما رو درگیر خودش کنه ما باید بریم و این سوالات رو پیدا کنیم و از طرفی هم جواب خوب و واضحی براش پیدا کنیم.
و اگه هم نیاز هست که ما خودمون رو به روز نگه داریم، حتما حتما باید این کار رو از راه مطالعه و یا آموزشای تکمیلی انجام بدیم.
این که هر سری از یه سوارخ گزیده بشیم اصلا باحال نیس و ما به عنوان یه سخنران یا مدرس باید سوالات احتمالی رو در بخش تخصصی خودمون پیدا کنیم و به آونها جواب واظحی بگیم.
اگه پیدا کردن این سوالات کمی سخت هست می تونین از دوستان و هم رشته هایی خودمون کمک بگیریم تا سوالات این چنینی رو استخراج کنیم.
به شما قول می دم اگه واسه هر سوالی که پیدا می کنین ده تا پونزده دقیقه زمان بزارید واسه پیدا کردن راه حلش می تونین این رقابت رو به یه فرصت واسه خودتون تبدیل کنین و دیگه هم از این حراس نداشته باشین که اگه ازم فلان سئوال رو سئوال کنن و نتونم جواب بدم چی میشه.
شاید یه سری سوالات باشه که ما از اونها متنفر باشیم، به هر حال باید سراغ این جور سوالات هم رفت تا خیلی قوی ظاهر بشیم.
پس فقط کمی زمان بزارید و جواب یه سری سوالات رو واسه خودتون در بیارین. 🙂
علاوه بر این ممکن هست که مخاطبا کارای عجیب و غریبی انجام بدند. ما حتی می تونیم پیش بینی این کارای عجیب و غریب هم انجام بدیم.
البته در بیشتر مواقع ثابت شده، هیچ وقت بدترین چیزی که فکر می کنیم، اتفاق نمی افته.
مثلا تا حالا چند بار دیدیدیا واسه شما اتفاق افتاده که مخاطبا به سخنران گوجه فرنگی پرت کنن؟ (اینا ساخته ذهن ماست و از طرفی هم توی این فیلما زیاد این موضوع رو مشاهده کردیم)
به هر حال ما باید یه سری اتفاقات پیش بینی نشده رو واسه خودمون مشخص کنیم و یه راه حل براش پیدا کنیم.

به جواب دادن تمایل نشون بدیم
توی خیلی از کلاسا دیدم که وقتی مدرس می چرخ، کسی سوالی نداره؟
همچین با یه اخم و زبون بدن بسته ای می چرخ که اگه واقعا کسی سوالی داشته باشه جربزه نکنه سوالش رو بپرسه.
پس این که اصلا تمایلی به جواب دادن به سوالات نداشته باشیم اصلا خوب نیس و باعث می شه که مخاطب رضایت کافی رو از کلاس نداشته باشه.
ما در وقتی که می خوایم این سئوال رو پرسیم که کسی سوالی نداره؟
بهتره که چهرمون یه چهره گشاده و زبون بدنی باز داشته باشیم نه اینکه مثل بُرج زهر مار سئوال کنیم کسی سوالی نداره؟
اگه هم واسه تدریس یا سخنرانی پشت میز نشسته ایم خوبه که از پشت میز پاشیم و یا از روی سن بیاییم پایین و واسه جواب دادن به سوالات خودمون رو آماده کنیم.
این طرز زبون بدن و رفتار به مخاطب نشون می ده که من آماده واسه پاسخگویی هستم.

به سئوال کننده احترام بذاریم
بدیش اینه خیلی از مدرسین و سخنرانا رو می بینم که به مخاطبین در زمان پرسیدن سوالات (به خاص سوالاتی که خیلی روشن هست و یا در مورد اون موضوع به طور مفصل در اون جلسه صحبت کردن) بی احترامی می کنن.
مثلا با این کار میخوان به مخاطب بگن که ما جواب این سوالی که پرسیدی رو چند دقیقه قبل دادیم و این تو بودی که خوب گوش ندادی.
توی این جور مواقع بهتره که عالی و روشن به سئوال مخاطبمون جواب بدیم و طرف رو پایین سئوال نبریم.
شاید در ظاهر ما طرف مقابل رو با تحقیر کردنمون بردیم پایین سئوال اما در واقع ما خودمون رو با تحقیر کردن طرف مقابل کوچیک می کنیم.
این یه اصل هست که ممکنه مخاطبین تو یه سری زمانا حواسشون از صحبتامون پرت بشه و به یه چیز دیگه فکر کنن و صحبتامون رو در چند لحظه نشنوند.
پس این که بخوایم مخاطب رو پایین سئوال ببریم اصلا خوب نیس.

طرح بندی سخنرانی
اصلا به چه دلیل باید سخنرانی خودمون رو طراحی کنیم؟
طرح بندی و یا طراحی سخنرانی واسه اینه که ما محتوای خودمون رو به طوری منظم و قابل درک ارائه بدیم و به قولی صحبتامون یه صحبت بی سروته نشه.
سخنرانان و مدرسین زیادی رو دیدم که عالی صحبت می کردن، اما وقتی که سخنرانی شون به پایان می رسین مخاطبا هیچ چیزی از صحبت هاشون نمیفهمیدن و در کل یه صحبت بی سروته رو شنیده ان که هیچ فایده ای براشون نداشته و در آخر نمی دونستن که باید چه کاری بکنن.

پس واسه اینکه روش سخنرانی خودمون رو به دست بیاریم باید صحبت و سخنرانی خودمون رو طراحی کنیم تا یه صحبت منظم بگیم.
به عبارت دیگه باید شروع، بدنه و پایان رو واسه خودمون مشخص کنیم و اگه لازم بود در آخر سخنرانی به مخاطبای خودمون بگیم که کاری رو بکنن.

یه روش سخنرانی عادی
معمولا یه روش سخنرانی که در خیلی از جاها میبینم به این صورته که:

مقدمه یا معرفی
یه معرفی و تعریف کلی از مواردی که قراره در مورد اون صحبت شه رو میگن تا مخاطبا با اون موضوع آشنا شن، به عبارت دیگه واسه صحبتایی که قراره بگن یه مقدمه می گن تا افراد با اون موضوع آشنا شن تا بتونن اونو بهتر بفهمن.
حالا این مقدمه یا معرفی می تونه هر چیزی باشه.
مثلا میتونیم در مورد اینکه به چه دلیل باید به یه همچین کلاسی بیایید و به چه دلیل باید این موضوع رو بدونین صحبت کنیم و اهمیت اون موضوع رو واسه مخاطب بگیم.
وقتی که مخاطب بدونه اگه صحبتامون رو گوش نکنه ممکنه موارد مهم و زیادی رو از دست بده خیلی راحت تر ما و صحبتامون رو موردپذیرش قرار میده.

در خیلی از موارد اگه ما چرایی چیزی رو به افراد بگیم راحت تر اونو قبول می کنن.

ما در شروع میتونیم اهمیت سیستم سازی رو روی کسب وکارمون بگیم و بگیم اگه سیستم سازی نکنین ممکنه چه مواردی در آینده رخ دهد.

بیان صحبتای اصلی (بدنه)
حالا بعد از بیان مقدمه و معرفی میتونیم بریم سروقت صحبتای اصلی یا (بدنه).
بدنه سخنرانی معمولا ۸۰ درصد زمان ما رو در بر میگیره.
به هرحال صحبت یا مواردی که قراره آموزش بدیم رو در این قسمت میگیم.
من همیشه روی ساده سازی محتوایی که قراره بیان شه تأکید می کنم.
همیشه به دانشجویانم می گم اگه قراره صحبتی رو بگید بهتره اونو، هم از دید محتوا و هم از دید لغات ساده سازی کنین.
اگه صحبتای مشهورترین سخنرانان ایران و جهان رو بشنوین میفهمید که چقدر روان و ساده صحبت می کنن.
اینکه ما در زمان سخنرانی از لغات دهن پُر کن و واژه های سخت به کار گیری کنیم اصلا خوب نیس و پیشنهاد نمی کنم، مگه اینکه تموم افراد اون جمع لغات تخصصی، مخفف و سختی که بیان می شه رو بدونن و موضوع شما به طور کامل تخصصی باشه.
وقتی که ما تو یه سخنرانی و یا صحبتای روزمره از کلمات خیلی سخت به کار گیری کنیم، اتفاقی که میفته اینه:

صحبتامون واسه بار اول و دوم خوب و جذاب و با کلاسه.
اما واسه دفعات بعدی چون افراد صحبتا و واژه هایی که به کار می بریم رو نمیفهمند تلاش می کنن از ما دوری کنن.

پس پیشنهاد اکید می کنم تا اونجا که ممکنه صحبتای خودمون رو ساده سازی کنیم و از کلمات دهن پُبخش به کار گیری نکنیم.
یه مورد که در واژه هایی که به کار می بریم باید دقت کنیم اینه که واژهامون باید قابل تصویر سازی باشه.
به این جمله دقت کنین:

یکی از موارد بسیار مهم در کار نصیحت و سخنوری، خاص و خاص جلوه کردن سخنوره.
در اصل تموم تشخص طبق ویژگیه، یعنی شما تا وقتی که ویژگی آفرین نباشین و ویژگیایی در خودتون ایجاد نکنین، تشخص به ارمغان نمیاد.
به تمثیل بخوام واسه شما بگم …

در این جمله از واژه هایی به کار گیری شده که اصلا توانایی تصویر سازی رو ندارن و یا خیلی سخت و قلمبه سلمبه هستن:

تشخص
ویژگی آفرین
ارمغان
تمثیل
بیان مثال و یا نشون دادن کارای عملی
در آموزش روش سخنرانی و طراحی سخنرانی اولین مرحله معرفی و مقدمه بود، دومین مرحله بدنه سخنرانی و صحبتامون بود و سومین مرحله که بیان مثال و یا نشون دادن با کارای عملیه.

شاید لازم باشه در سخنرانی و یا تدریسی که انجام می دیم از کارای عملی واسه بهتر درک کردن آدما به کار گیری کنیم.
هرچقدر مثالامون ساده تر باشه و افراد با اون در روزمره برخورد داشته باشن درکش هم براشون راحت تره.
اصلا اجباری نیس که ما بدنه صحبت مون رو کامل بگیم و بعد بریم سراغ بیان مثال، میتونیم مثالای خودمون رو هم در لابه لای صحبتا بگیم و یا به شکل عملی کاری رو نشون بدیم.

جمع بندی
بعدازاین مرحله میتونیم صحبتا و مثالایی رو که گفتیم جمع بندی کنیم و تموم اونو یه بار مرور کنیم.
جمع بندی باعث می شه که ما یه مرور کلی روی محتوای که ارائه شده داشته باشیم.
ما وقتی کل داستان رو یه بار از بالا نگاه کنیم و موضوعاتی که بیان شده رو یه بار مرور کنیم خیلی راحت تر میتونیم اونو درک کنیم و ترتیب اونو بفهمیم.
پس جمع بندی کردن واسه داشتن یه روش سخنرانی می تونه بسیار به درد بخور باشه.

سئوال و جواب
و همونجوریکه گفتم در خیلی از سخنرانیا و آموزشایی که مدرسین برگزار می کنن در آخر جلسه، سئوال و جواب هست.
معمولا واسه یه سری از افراد پرسشایی به وجود میاد که ممکنه ذهن شون رو درگیر کنه و تمایل داشته باشن که سئوال شون رو مطرح کنن.
پس خوبه که سخنران و یا مدرس در آخر کلاس یا جلسه به سوالات مخاطبان جواب دهد.

خراب شدن لوازم
شاید خراب شدن لوازم در زمان سخنرانی یکی از بدترین اتفاقاتی باشه که پیش میاد. اما این موضوع عالی قابل مدیریته و شاید خیلی کم واسه شما این اتفاقات پیش بیاد.
مثلا خیلی کم پیش میاد که لامپ دستگاه ویدیو پروژکتور بسوزد (مگه اینکه به خاطر نوسانات برق باشه که باز اونم راه حل داره و میتونیم از محافظای برقی به کار گیری کنیم) چون طول عمر لامپای ویدیو پروژکتور معمولا بالای ۵۰۰۰ ساعته. پس احتمالش خیلی خیلی کمه که بخواد در زمان سخنرانی با یه همچین مسئله ای روبه رو شیم. اما به هرحال روزی عمر این دستگاه به سر خواهد.
خراب شدن لپ تاپ هم می تونه یکی از این مسائل باشه که خیلی کم اتفاق می افته.
یادم میاد که در زمان دانشگاه یه لپ تاپ خیلی قدیمی داشتم که اصلاحا می گفتم با زغال کار می کنه، همیشه منتظر بودم که منو وسط ارائه ام تنها بزاره و خراب شه.
اما حالا خوبیش اینه تابه حال یه همچین مسئله ای واسه من و خیلی از دوستان من و یا افراد دیگه پیش نیامده.
من رد نمی کنم که دستگاه های الکترونیکی هیچ وقت خراب نمی شن و اصلا نیاز به نگرانی یا نیاز به پیدا کردن راه حل نیس، اتفاقا من پیشنهاد می کنم که همیشه واسه دستگاه هایی که خیلی لازمن یه زاپاس داشته باشیم.
مثلا زاپاس و جانشین لپ تاپ در زمان برگزاری کلاسای خودم، به کار گیری جزوه هاییه که واسه همه هنرجویان پرینت گرفته شده و یا حتی اگه هم جزوه ای نداشته باشم یه لپ تاپ زاپاس با خودم همراه دارم.
پس تا اونجا که می شه واسه یه سری از لوازم زاپاس جفت و جور کنین.

می دونم شاید جفت و جور یه ویدیو پروژکتور کار جوری به صرفه ای نباشه، اما اگه صحبت ما خیلی مهمه و داشتن ویدیو پروژکتور هم اهمیت بالایی داره حداقلش اینه که یه دستگاه دیگه واسه زمان سخنرانی خودمون اجاره کنیم.
واسه اجاره ویدیو پروژکتور هم فقط نیازه که یه جستجوی ساده در اینترنت انجام بدیم.
مثلا در گوگل جستجو کنیم “اجاره ویدیو پروژکتور”
پس می شه گفت با این شرایط احتمال اینکه دستگاه بخواد سخنرانی ما رو پریشون کنه وجود نداره.
به هرحال اگه هرکدوم از لوازم ما با مشکل فنی روبه رو شد اصلا احتیاجی نیس که دست وپایمان رو گم کنیم.
از شما می خوام که خیلی خونسرد به ادامه صحبتای خودتون ادامه بدین، اگه سیستم صوتی سالن با مسئله ای روبرو شدن شد به مخاطب هاتون نزدیک تر شید و تُن صدای خودتون رو هم زیاد کنین و یا در بین صندلی اونا قدم بزنین.

پس اصلا نیاز به هول شدن و معذرت خواهی کردن در مورد چیزی که اتفاق افتاده نیس.
چون با این کار توجه مخاطب رو به طرف اون مسئله جلب می کنین و از طرفی هم نبود مدیریت بحران خودتون رو به نمایش درخواهید بیاره که اصلا واسه ما باحال نمیشه.

بررسی سالن و لوازم
بررسی سالن و لوازم و به خاص اگه سالن و لوازم قبل از شروع سخنرانی یکی از واجبات قبل از شروع سخنرانیه.
به خاص اگه در یا کلاسی که واسه اولین با در اونجا اجرا داریم مهم بودن این موضوع چند برابر می شه.
پیشنهاد من اینه که دست کم یکی دو روز قبل از شروع سخنرانی خودمون سالن رو چک کنیم و لوازم رو کامل امتحان کنیم تا اول اینکه از سالم بودن اونا مطمئن شیم، دوم اینکه اگه قلق خاصی داره اونو کشف کنیم و یا از مسئول سالن سئوال کنیم.

اشتباه تایپی در اسلاید
امکان داره که اسلایدامون دارای اشتباه تایپی باشه.
قبل اینکه مخاطبان بخوان که به ما گوشزد کنن بهتره که خودمون حواسمون رو به این موضوع جمع کنیم و علاوه بر اینکه خودمون اسلایدا رو چک می کنیم از یه شخص دیگه هم بخوایم که این کار رو واسه ما انجام دهد تا مطمئن باشیم که هیچ اشتباه تایپی در اسلاید وجود نداره.
دلیل اینکه می گم یه نفر دیگه این کار رو انجام دهد اینه که ما چشممون به محتوایی که تایپ کردیم آشنا شده و عادت کرده و اگه بخوایم اشتباه تایپی خودمون رو کشف کنیم احتمال داره بازم از دستمون در بره.
اما به هرحال اگه به هر دلیلی در اسلاید ما هنگام سخنرانی اشتباه تایپی وجود داشت و یکی دو نفر از حضار این مسئله رو یادآوری کردن اصلا نیاز نیس که بهم بریزیم، معذرت خواهی کنیم و یا هزارتا کار اشتباه دیگه انجام بدیم.
خیلی قابل احترام و با لحنی خوب از آن طرف به خاطر یادآوری که انجام دادن تشکر می کنیم و ادامه صحبت مون رو از سر می گیریم. 🙂

زنگ خوردن گوشی موبایل حضار
خیلی از مدرسین و سخنرانان رو دیده ام که خیلی روی این موضوع حساس هستن و همیشه هم سر کلاس و صحبت هاشون تلفن یکی دو نفر از حضار زنگ می خوره و شدیدا عصبانی می شن.
به هرحال این موضوع یکی از عوامل و مسائلی هست که ممکنه صحبت و سخنرانی ما رو با مشکل روبه رو کنه.
من خودم معمولا زیاد روی این موضوع حساس نیستم و حالا خوبیش اینه مخاطبان من هم همیشه افراد بافرهنگ و باشخصیتی بودن و در زمان کلاس با گوشی موبایل خودشون صحبت نمی کنن یا اینکه اونو روی حالت بی صدا (Silent) قرار میدن.
اما اگه به هر دلیلی (مثل فراموش کردن قرار دادن روی حالت بی صدا یا داشتن کار واجب) تلفن شون زنگ بخوره و بخوان در کلاس صحبت کنن من چیزی نمی گم.
چون در خیلی از مواقع نگاه افراد دیگه باعث می شه که یا به بیرون از کلاس یا سالن واسه صحبت کردن بره و یا اینکه صحبت اش رو خیلی تند تموم می کنه.
و در موارد زیادی خیلی کمی بوده که من بخوایم این موضوع رو به شخصی تذکر بدهم.
پس پیشنهاد من واسه مدیریت یه همچین مسئله ای اینه که اول اینکه اصلا براتون مهم نباشه دوم اینکه اگه این موضوع از طرف شخص یا اشخاصی تکرار شد خیلی قابل احترام از حضار بخواین که یا تلفن شون رو روی حالت بی صدا بذارن و یا اینکه واسه صحبت کردن با تلفن به بیرون از کلاس تشریف ببرن.
شاید در جایی نیاز به یه صحبت با لحنی قاطع باشه و یا شاید هم با یه لحن عادی بیان شه کفایت کنه.

آموزش روش سخنرانی و یا بهتره بگم که آموزش روشای سخنرانی چیزیه که یه سخنران باید اونو بدونه و در سخنرانی خودش اونو اجرا کنه.
به احتمال خیلی زیاد یه روش سخنرانی نتونه واسه هر سخنرانی اثر داشته باشه و اگه قرار باشه که همه از یه روش سخنرانی در صحبتا و ارائه هایی که دارن به کار گیری کنن، صحبتا و مواردی که میگیم با روش سخنرانی که ما ازش به کار گیری می کنیم جور درنیآید.
پس خیلی خوبه که فقط به یه روش سخنرانی اکتفا نکنیم و با الهام گرفتن و دیدن سخنرانی افراد دیگه، یه روش سخنرانی واسه خودمون بوجود بیاریم.
اما چیزی که هست اینه که میتونیم تموم آموزش روش سخنرانی رو به مواردی که در این نوشته میگم گسترش بدیم و با همین موارد کلی یه سخنرانی خوب واسه خودمون طراحی کنیم (البته با کمی خلاقیت)

در رابطه چشمی موثر دقیقا به کجا نگاه کنیم
واسه این منظور یه اصول ساده هست.
در رابطه چشمی موثر اگه ما صورت طرف مقابل رو با خطای فرضی از چشما به دهن وصل کنیم یه مثلث ساخته میشه.
پس ما میتونیم موقع نگاه کردن به طرف مقابل به این نقاط نگاه کنیم و البته هم میتونیم چشم مون رو در زمانای جور واجور در این نقاط عوض کنیم.

تایم نگاه مستقیم در چشم
تایم نگاه مستقیم در چشم طرف مقابل بستگی به صمیمیت ما با طرف مقابل داره.
شاید ما با همسرمون یا یکی از اعضای نزدیک خونواده یمان بتونیم چند دقیقه بهم زل بزنیم. اما تایم این رابطه چشمی با افراد دیگه مثل همکارها و یا مشتریان باید کمتر باشه.
اما به هر حال ما در گفتگوای روزمره باید به طرف مقابل به یه اندازه متعادل نگاه کنیم.
نه زیادتر از اندازه رابطه چشمی برقرار کنیم و نه این رابطه چشمی رو از بقیه بدزدیم و به اونا نگاه نکنیم.
پس تایم نگاه مستقیم در چشم طرف مقابل باید به یه اندازه متعادل باشه.

رابطه چشمی با دختر یا پسر (با جنس مخالف)
رابطه چشمی با دختر یا پسر (منظور این که اگه جنس مخالف ما باشن) به دلیل حجب و حیا ممکنه که کمی کمتر از حالت عادی باشه و بخاطر موذب بودن یکی از دو طرف یا دو طرف رابطه چشمی به اندازه خیلی کمتری ایجاد بشه.
دلیل این موضوع به طور کامل مشخصه و اینجا معمولا افراد میفهمن که بخاطر حجب و حیا چشما از هم دیگه دزدیده می شه و دلیلش بی احترامی نیس.
شاید همونطور که میدونید اگه کسی نگاش رو از ما بدزده یا در طول گفتگو به ما نگاه نکنه یه نوع بی احترامی تلقی می شه، اما در رابطه چشمی با دختر یا پسر، همونطور که خدمتتان گفتم، این موضوع به طور کامل توجیح داره و قبول کردنیه.
پس اگه شخصی از جنس مخالف ما، با ما رابطه چشمی موثری برقرار نکرد دلیلش بی احترامی نیس (البته در خیلی از مواقع ما خودمون متوجه این موضوع میشیم.)

توجه به حالت صورت و چشما
در وقتی که با بقیه رابطه چشمی برقرار می کنیم باید حواسمون به حالات صورت و چشم هامون باشه تا از نوع نگاه ما برداشت اشتباه انجام نگیرد.
همونطور که میدونید چشمای افراد هم با ما صحبت می کنن و البته برعکس هم صادق هست.
پس باید حواسمون به نوع نگاهمون باشه.

چیجوری رابطه چشمی خود رو تقویت کنیم
واسه تقویت رابطه چشمی موثر باید یه سری تمرینات رو انجام بدیم که در زمان گفتگوای واقعی بتونیم یه رابطه چشمی موثر و خوبی رو با بقیه برقرار کنیم.
در ادامه دو مورد از قدرتمندترین تمرینات رو که میتونیم در منزل واسه تقویت رابطه چشمی خودمون انجام بدیم خدمتتان معرفی می کنم.

تمرین نگاه کردن به اجسام
در این تمرین میتونیم از اجسام کمک بگیریم و فرض کنیم که اون اجسام مثل یه شخص هستن و به اونا نگاه می کنیم.
مثلا میتونیم چندین نمکدان رو با فاصله روی میز بذاریم و تصور کنیم که اونا چشم هستن و تلاش کنیم که به تموم این نمکدانا نگاه کنیم و با اونا رابطه چشمی موثر برقرار کنیم.
شاگردی داشتم که از ایجاد رابطه چشمی با مردان خیلی موذب می شد، پیشنهاد دادم که روی سی دی عکس سیبیل بکشه و تصور کنه که اون سی دیا مرد هستن و باید تلاش کنه که با اونا رابطه چشمی موثری برقرار کنه.
این تمرین رو یه مدت انجام داد و بعد از حدود یکی دو هفته این مسئله براش حل شد و تونست خیلی راحت با مردانی که به عنوان ارباب مراجعه در محل کارش حضور پیدا می کنه و یا در جلساتی که شرکت می کنه رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنه و تو یه کلام اینکه تونست رابطه چشمی خودشو با بقیه تقویت کنه.

تمرین نگاه کردن به عکسا
ما علاوه بر به کار گیری اجسام میتونیم از عکسای بریده شده مجلات یا پوسترها هم به کار گیری کنیم.
به این صورت که میتونیم اون عکسای بریده شده رو روی دیوار یا صندلی بچسبونیم و تلاش کنیم که موقع صحبت کردن با تموم اونا رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنیم.
به کار گیری این دو فوت وفن می تونه نتیجه فوق العاده ای رو داشته باشه و واسه تقویت رابطه چشمی میتونیم از این موارد به کار گیری کنیم.

شاید تا الان هنوز هیچ اجرا و سخنرانی انجام نداده باشین و یا شاید هم تجربه صحبت در جمع و سخنرانی رو داشته باشین.
شاید بدونین که ممکنه موقع سخنرانی مشکلاتی به وجود بیآید.
از طرفی هم بعضی مواقع به یه مشکلاتی فکر می کنیم که رخ دادنش یه در میلیون هستش.
در بیشتر مواقع مواردی پیش میاد که بهترین برنامه ریزیا هم غلط از آب در بین.
با هم می خوایم یه سری مشکلات احتمالی رو که موقع سخنرانی ممکنه به وجود بیآید رو بررسی کنیم.

البته من پیشنهاد می کنم به جای به کار گیری واژه “مشکل” بگیم “مسئله”، چون مشکل حل یا بر طرف کردن شدنی نیس و مثل یه مانعه اما مسئله ها همیشه قابل حل بودن و حتی اگه مثل شاگردان تنبل کلاس هم باشین مسائلتون رو به بقیه می دین تا حل کنن 🙂

جواب به چار سئوال اساسی قبل از سخنرانی
قبل اینکه ما بخوایم سخنرانی خودمون رو طراحی کنیم بهتره که به این چار سئوال واسه خودمون جواب بدیم.

۱- مخاطباتون چه کسائی هستن؟
ما باید مخاطبای خودمون رو بشناسیم تا بتونیم صحبتایی رو که آماده می کنیم طبق اون افراد باشه.
ما اگه مخاطب خودمون رو نشناسیم نمی تونیم صحبتای خوبی رو بگیم. بهتره که رده سنی، شغل، تحصیلات، جنسیت و موارد دیگه رو در مورد مخاطب خودمون بدونیم تا بتونیم سخنرانی خوبی رو طراحی و اجرا کنیم.

۲- هدف شما از این صحبت چی هست؟
باید بدونیم که دقیقا هدف ما از این سخنرانی و صحبت چی هست؟
اگه ندونیم به احتمال زیاد سخنرانی باارزش و قدرتمندی رو طراحی نمی کنیم. مثلا ممکنه هدف ما از سخنرانی این موارد باشه:
• دادن اطلاعات عمومی
• بیان کردن یه دیدگاه جدید
• عوض کردن دیدگاه و نگاه افراد
• آموزش یه مهارت یا دانشی خاص

اگه هدف از سخنرانی خودمون رو ندونیم دقیقا مثل اینه که با یه قایق لوکس بریم وسط دریا و بدون هیچ نقشه و هدفی پیش بریم و در آخر هم به هیچ جا نرسیم و یا به جایی که نباید برسیم.

۳- چقدر زمان دارم؟
اینکه چقدر زمان دارم می تونه مشخص کنه که من چه مواردی رو باید بگم و چه مواردی اولویت کمتری داره و باید اونو حذف کنم.
بدیش اینه خیلی از سخنرانان رو می بینم که می گن:
واقعیش کنین فرصت کم بود و این موضوع هم خیلی گسترده بود و در این تایم کم نمی شد تموم زوایای این موضوع رو گفت.

به نظر من این جمله یعنی اینکه من قادر نیستم که طبق اولویت مطالب و وقتی که داریم صحبتای خودمو طرح بندی کنم.

فیلما و صحبتای یه دقیقه ای که در شبکه های اجتماعی هست این موضوع رو ثابت می کنه که ما حتی تو یه دقیقه هم میتونیم یه صحبت منظم داشته باشیم.
پس ازتون می خوام که روی صحبتای خودتون و حذف و اضافه کردن موضوعات دقت کنین و زمان رو در نظر داشته باشین تا بتونین در مدت وقتی که در اختیار دارین یه صحبت خوب و منظم داشته باشین.

موضوع صحبت من چی هست؟
و واسه سئوال آخر هم از خودمون سئوال کنیم که موضوع صحبت من چی هست؟
هدف از سخنرانی من به موضوع صحبت من مربوط می شه یا نه؟
ما طبق هدفی که واسه صحبت خودمون مشخص کردیم باید موضوع سخنرانی و صحبت خودمون رو مشخص کنیم.
موضوع صحبت ما هست که مشخص می کنه چه موارد و موضوعاتی باید بیان شه و طبق زمان، هدف و مخاطب باید مشخص شه.

به صحبتای خودمون اطمینان داشته باشیم
اگه ما به صحبتای خودمون اطمینان و ایمان نداشته باشیم شک نداشته باشین در چگونگی صحبت کردنمون تاثیر داره.
وقتی که ما به حرف خودمون اطمینان نداشته باشیم چیجوری میتونیم توقع داشته باشیم که بقیه هم به حرفامون اطمینان پیدا کنن؟
اگه بهرام به حرفایی که در آخر به کامران می زد اطمینان نداشت و محکم صحبت نمی کرد هنوزم به دنبال پول و سندش بود.
فرض کنین می خواید که مبلغ ۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومن در شرکتی سرمایه گذاری کنین.
۱- وقتی با مدیر اون مجموعه صحبت می کنین اون شخص خیلی شل و ول به شما میگه:
اگه پول تون رو اینجا سرمایه گذاری کنین شاید در آینده ای نزدیک مبلغ شما چند برابر می شه.

۲- حالا فرض کنین همین مدیر خیلی محکم و با اطمینان در مورد این موضوع صحبت می کرد و می گفت:
ما با برنامه ریزهای که انجام دادیم و با در نظر گرفتن تجربیات قبلی مطمئن هستیم که اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین طی شش ماه آینده مبلغ شما سه برابر می شه.

شما با کدوم چگونگی صحبت کردن مجاب می شدید که پولتون رو در اونجا سرمایه گذاری کنین؟
با صحبت اول یا صحبت دوم.
روشنه که با صحبت دوم شما خیلی مطمئن تر این کار رو انجام می دادین.
چون در صحبت اول هیچ حس اطمینان و اعتمادی از طرف مقابل دریافت نمی کردین.

پس اینکه ما به صحبتای خودمون ایمان و اطمینان داشته باشیم می تونه خیلی در محکم و قاطعانه صحبت کردن ما تاثیر داشته باشه.

داشتن صدای رسا واسه محکم صحبت کردن
داشتن صدای رسا یکی از پایه های اساسی واسه خوب صحبت کردن در هر موقعیتیه.
بارها این موضوع رو در مقالات و کلاسای حضوری و غیرحضوری ام گفتم که اگه می خواین صحبت شما شنیده شه باید یه صدای رسا داشته باشین.
ما هرچقدر هم از واژگان خوب و عالی در صحبتای خودمون به کار گیری کنیم، اگه صدای رسایی نداشته باشیم انگار که هیچ کاری انجام نداده ایم.
واسه داشتن صدای رسا و قوی می تونین یه کتاب رو وردارین و هر روز دو مرتبه یه صفحه از آن کتاب رو بلند بخونین.
به این فوت وفن بلندخوانی می گن.
نکته ای که اینجا هست اینه که نباید زیاد از حد به حنجره و تارهای صوتی خودمون فشار وارد کنیم تا آسیب ببینه.
این تمرین دقیقا مثل روخوانی کردن از کتاب در زمان مدرسهه.
اگه یادتون باشه در زمان مدرسه روخوانی کردن از روی کتاب رو به کسی که صدای خیلی رسا و قدرتمندی داشت می دادن.

پس داشتن یه صدای رسا می تونه در بهتر و محکم صحبت کردن ما نقش اساسی داشته باشه.

یادم میاد که وقتی این تمرین رو به بهرام گفتم، بهرام در هر زمان که فرصت می کرد این تمرین رو انجام می داد. مثلا وقتی پشت فرمون نشسته بود با صدای بلند شروع به صحبت کردن می کرد.

داشتن زبون بدن مناسب و با اعتمادبه نفس
داشتن زبون بدن مناسب و با اعتمادبه نفس در محکم صحبت کردن یکی از موارد اساسی دیگه س.

شاید ازنظر خیلی افراد اگه زبون بدن خوبی موقع صحبت کردن نداشته باشیم مسئله خاصی پیش نمیاد.
اما می خوام خودتون قضاوت کنین!

۱- شخصی که خیلی محکم صحبت می کنه و زبون بدنش حس خاطر جمع نبودن به ما میده و موقع صحبت کردن همش سرش رو می خاراند، به زمین و هوا نگاه می کنه، شک رو نسبت به صحبت کردنش با نگاش به ما میده، دست وپایش رو موقع صحبت کردن خیلی بدون کنترل به این ور و اون ور پرت می کنه.
۲- شخصی که خوب در چشمامون نگاه می کنه و صحبتش رو خیلی محکم میگه، از زبون بدن خودش آشنایی داره و حس اطمینان رو با زبون بدن به ما میده و ما هنگام موقع صحبت کردن نگاش می کنیم به طور کامل میدونیم که طرف مقابل ما به صحبت هاش اطمینان و ایمان داره و الکی صحبت نمی کنه.

حالا نظرتون در مورد داشتن یه زبون بدن متناسب و با اعتمادبه نفس چیه؟
دوست دارین که خوب و با اطمینان صحبت کنین اما با زبون بدنتون به طرف مقابلتون بگید من به صحبت ام اطمینان ندارم؟

یا اینکه می خواین، هم کلامتون و هم زبون بدن تون به طرف مقابل بگه من به طور کامل به صحبت ام اطمینان دارم و می دونم که چه می گیم و خیلی هم روی حرفم محکم وایس تادم؟

رابطه چشمی از آن جمله ارتباطات غیرکلامیه که اگه در صحبتا و مراوات روزمره رعایت نشه ممکنه که خیلی از موقعیتای خوب ما از دست بره.
واسه تقویت رابطه چشمی و داشتن یه رابطه چشمی موثر باید یه سری از اصول رو رعایت کنیم و در زمان صحبتای روبرو به اونا عمل کنیم تا یه گفتگو و ملاقات عالی رو داشته باشیم.
پس منظور از تقویت رابطه چشمی اینه که بتونیم در زمان گفتگوای دو نفر، چند نفره و یا حتی در زمان سخنرانیایی که داریم یه رابطه چشمی خوب و موثر با بقیه برقرار کنیم. شاید به نظر نرسه، اما برقرار کردن یه رابطه چشمی خوب به اندازه ای می تونه قوی باشه که طرف شما تصمیم میگیره به صحبتاتون گوش دهد یا نه.
پس قدرت یه رابطه چشمی موثر رو دست کم نگیرید.

با لحن مثبت حرف بزنیم
اگه می خوایم که مثبت حرف بزنیم شاید اولین چیزی که باید به اون توجه کنیم چگونگی بیان و لحن صحبت مائه.
ما هرچقدر هم از جملات و کلمات مثبت در صحبتای خودمون به کار گیری کنیم، اگه لحن خوب و مثبتی نداشته باشیم هیچ تاثیری بر مثبت حرف زدن ما نداره.

لطفا این جمله رو یه بار با لحن بد و خشن و یه بار هم با لحن خوب و مثبت بخونین:
وای، این لباس چقدر قشنگه

فرق در لحن رو در زندگی روزمره خودمون از افراد زیادی می شنوین و در بیشتر موارد از آن افراد می پرسیم داری شوخی می کنی یا جدی میگی؟ واقعا این رو دوست داری یا نداری؟ طعنه می زنی یا واقعی هست؟

فرق لحنه که باعث می شه یه جمله مثبت شه و یا منفی

پس حتما روی لحن خودتون کار کنین و تلاش کنین که لحن صحبت کردن خودتون رو مثبت تر کنین.
وقتی که صحبتای مثبتی میگیم و احساس مثبت به اون اضافه می کنیم واقعا به دل طرف مقابلمون می شینه.

چشم هامون هم باید مثبت باشه
شاید سئوال کنین که چشمامون چه ربطی به سئوال چیجوری مثبت حرف بزنیم داره؟
ربطش اینه که چشمامون روشن تر از بیان ما با طرف مقابل صحبت می کنه.
حتما این جمله رو شنیدین که “با دست پس میزنه با پا پیش میکشه”.
این دقیقا نمونه طرز نگاه مائه.
طرز نگاه ما هم دقیقا مثل لحن صحبت ما می مونه.
اگه جمله مثبت و با لحن مثبتی بگیم اما طرز نگاه ما منفی باشه به احتمال زیاد مخاطب از نگاه ما میفهمه که یا ما دروغ می گیم یا اینکه اون موضوعی رو که گفتیم بهش اطمینان نداریم.

پیشنهاد می کنم که برید جلوی آینه و به شکل نگاه خودتون توجه کنین، ببینین که چیجوری می تونین حس خوبی از نگاه خودتون داشته باشین.
جملات مثبت رو با لحن مثبت بگید و به چشمای خودتون نگاه کنین.

تلاش کنین که حالات صورت و نگاه خودتون رو به اشکال جور واجور در بیارین، بهترین اونو انتخاب کنین و بعد هر روز اون حالت صورت و نگاه و لحن رو جلوی آینه با خودتون تمرین کنین.

از جملات و واژگان مثبت به کار گیری کنیم
به کار گیری کردن از واژگان مثبت واسه اینکه مثبت حرف بزنیم جزو اصلی این موضوعه.
شاید اگه تموم موارد رو در مثبت حرف زدن رعایت کنیم اما از واژگان مثبت به کار گیری نکنیم یه پای این موضوع بلنگد.

مثبت حرف زدن در مورد خواسته هامون
در صحبتای روزمره خودمون ممکنه خواسته و یا ناخواستهایی داشته باشیم.
معمولا ناخواستهامون چیزها منفی هستن و خواستها ما موارد خوب و مثبت.
هیچ کسی چیز بد رو واسه خودش نمی خواد. پس در خیلی از موارد ناخواستها همون چیزای منفی هستن و خواستها چیزای مثبت.
حالا واسه اینکه مثبت حرف بزنیم، به جای اینکه روی ناخواستهای خودمون تمرکز کنیم و در مورد ناخواستهای خودمون صحبت کنیم بهتره در مورد خواسته های خودمون صحبت کنیم.
وقتی در مورد خواسته های خودمون صحبت می کنیم حداقلش اینه که به خودمون احساس خوبی می دیم.

اگه خواستی داریم،
به جای اینکه بگیم: من این موبایل قدیمی و کهنه رو نمی خوام.
بگیم: من یه موبایل جدید و خوشگل می خوام.

به جای اینکه بگیم: من نمی خوام که چاق باشم
بگیم: من می خوام تناسب اندام داشته باشم.

به جای اینکه بگیم: من از این ماشین لعنی که همش خرابه خسته شده ام.
بگیم: من یه تویوتا یاریس آخرین مدل مشکی رنگ می خوام.

به جای اینکه بگیم: تو پسر بدی هستی چون نمره ریاضی ات کم شده.
بگیم: تو پسر عالی و باهوشی هستی، اما باید توی درس ریاضی بیشتر تمرین و تلاش کنی.

و خیلی مثالای دیگه.

همین موارد روزانه منفی کوچیک هستن که روز ما رو میسازن، ما با همین نکات منفی کوچیک کم کم به یه آدم منفی نگر تبدیل میشیم.
اما اگه دیدمون رو نسبت به موضوعاتی که دور و بر ما در حال اتفاق افتادن هستن عوض کنیم و اونو از طرف مثبتش نگاه کنیم باعث می شه که ما کم کم و به مرورزمان مثبت تر حرف بزنیم، مثبت تر نگاه کنیم و انرژی که از خودمون پخش می کنیم هم مثبت تر باشه.

مثبت حرف زدن در مورد بقیه
اگه در مورد بقیه می خوایم صحبت کنیم خوبه که از اونا مثبت صحبت کنیم و به قولی ذکر نه اونا رو بگیم.
کسی که غیبت می کنه نکته منفی اون شخص رو می بینه.

هممون آدم هستیم و هیچ کدوم از ما بی اشکال نیستیم. تنها بی عیب و مشکل خداس.

غُر نزنیم
غٌر زدن در مورد هر چیزی واقعا یه اخلاق بسیار بده و دقیقا یکی از نقاط مقابل مثبت حرف زدنه.

در تاکسی می شینیم راننده تاکسی در مورد ترافیک غُر می زنه.
باران میاد و خیابونا رو آب میگیره به شهرداری غٌر می زنیم.
نمک یا لیوان سر سفره نیس غٌر می زنیم.
هوا سرد می شه غٌر می زنیم.
هوا گرم می شه غٌر می زنیم.
اجناس گران می شن غٌر می زنیم.
تا دلتون بخواد غٌر زدن در مورد هر چیزی زیاده.
اگه میتونیم راهی واسه بر طرف کردن اون موضوع و حل کردن اون مسئله پیدا کنیم، پس چه عالیست، راه حلش رو پیدا می کنیم و انجامش می دیم.
اما اگه کاری از دست ما برنمیاد انجام بدیم، (مثلا در مورد ترافیک هیچ کاری نمی شه انجام داد یا در مورد آب وهوا چیزی نیس که دست ما باشه) پس غٌر زدن به هیچ دردینمی خوره.

بهتره دنبال راه حل باشیم تا پیدا کردن مقصر و غٌر زدن.

مثلا در ترافیک میتونیم روی رانندگی خودمون دقت کنیم، بین خطوط حرکت کنیم، به چیزای خوب فکر کنیم و ذهن مون رو از ترافیک بیرون کنیم.
اگه چیزی قرار بود با غٌر زدن درست شه تا الان همه چیز عالی بود.
در مورد مسائلی که کاری از دست ما برنمیاد بهتره که اصلا به اون فکر نکنیم.

گله و شکایت و انتقاد نکنیم
گله و شکایت و انتقاد کردن هم دقیقا نقطه مقابل مثبت حرف زدنه.
این مورد هم چیزی مثل به موضوع قبلیه (غٌر زدن).
به جای اینکه از بقیه انتقاد کنیم بهتره که روی نقاط خوب اون افراد تمرکز کنیم و در مورد نقاط مثبت طرف مقابلمون حرف بزنیم.
به نظر من اصلا بهتره که انتقاد نکنیم. اما اگه خواستیم که از بقیه انتقاد کنیم بهتره در مورد چگونگی انتقاد کردن بدونیم که چیجوری این کار رو انجام بدیم.

انتقاد کردن و گله و شکایت کردن از بقیه هم باعث می شه ما یه آدم منفی نگر شناخته بشیم و کم کم این منفی نگری و این دید انتقادی روی خودمون هم تاثیر میذاره و ما به مرورزمان یه شخص منفی نگر، باانرژی منفی، غمگین و مضطرب میشیم.

به زیباییای دور و برمون توجه کنیم
بیاییم از این به بعد به زیباییای دور و برمون بیشتر توجه کنیم.
این کار رو خودم هرروز انجام میدم و باحال اینجاس که از وقتی این کار رو شروع کردم زیباییایی که می بینم بیشتر از قبل شده و هرروز هم این نکات مثبت واسه من بیشتر و بیشتر می شه و همین موارد باعث می شن که من خوشحال تر، پرانرژی تر، قوی تر و مصمم تر از همیشه باشم.
به آسمون آبی که بالای سرمانه توجه کنیم، به ابرهای خوشگل، به باد ملایمی که می وزد، به خورشیدی که همه جا رو روشن می کنه و انرژی می بخشه، به رفتار خوب همسرمون، به مهر و محبت مادرمون، به تلاشی که پدرمون واسه درآوردن لقمه ای نون می کنه، به لبخند و نگاه زیبای بچه ای که اون طرف خیابون راه میره، به سلامتی بدنمون، به نفسی که می کشیم و به هر چیزی که خوبه و به ما احساس خوبی میده توجه کنیم.

این موضوع که چیجوری محکم صحبت کنیم و کلمات رو با اعتمادبه نفس بگیم می تونه در بهتر صحبت کردن ما در موقعیتای جور واجور، به خاص در وقتی که می خوایم از حق خودمون دفاع کنیم بسیار واسه ما به درد بخور باشه.
شل و ول صحبت کردن و با خاطر جمع نبودن صحبت کردن دقیقا نقطه مقابل محکم صحبت کردنه.

اجازه بدین با یه داستان واقعی کوتاه بیشتر در مورد اینکه چیجوری محکم صحبت کنیم توضیح بدهم.
شخصیتای این داستان (اسما حقیقی نیستن)
نام دوست من: بهرام
نام طرف مقابلش: کامران

بهرام اختلافی در مورد یه ملک و تحویل گرفتن سند اون با کامران داره.
بهرام یه شخص بسیار محترم، آروم و مؤدبیه و اما کامران به قول خوش خیلی زرنگه و بچه کف بازاره.
از اونجا که بهرام نمی توند خوب، محکم ، و قاطعانه صحبت کنه کامران می خواد زرنگی کرده و قطعه ای از زمین رو که به قول خودش مسئله ای داشته رو بدون اجازه فروخته.
در اصل کامران از ادب و شخصیت بهرام سو به کار گیری می کنه تا پول بیشتری به دست بیاره.

و به خاطر اینکه این دو نفر باهم شراکت دارن و بهرام واسه سند زدن زمین رضایت نمی ده این موضوع دو سه سالی کش پیدا کرده.
بهرام موضوع رو با من گفت و من بهش گفتم که راه حل این موضوع اینه که با کامران محکم صحبت کنی تا بتونی حق خودتو ازش بگیری.
واسه این مورد چند تمرین به بهرام دادم که بکنه و خودمم باهاش کار کردم.
بهرام تقریبا شب و روز روی این موضوع تمرکز داشت و تمرین می کرد تا بتونه عالی و محکم با کامران صحبت کنه.
حدودا سه هفته بعد بهرام پیش من اومد و گفت آخرش تونستم با کامران به توافق برسم و قطعه زمین خودمو پس بگیرم.
بهرام داستانش رو که با کامران داشت رو واسه من توضیح داد:
بهرام گفت: رفتم پیش کامران و خیلی محکم بهش گفتم که باید تند تر موضوع سند و اون زمینی که بدون اجازه من فروخته ای رو مشخص کنیم، اگه این کار رو نکنی و سهم منو از آن زمین فروخته شده ندهی همین فردا با وکیلم هماهنگ می کنم تا اقدام قضایی انجام بدیم، هرچقدر هم زمان ببره و هزینه داشته باشه برام مهم نیس و تا آخرش می رم.
وقتی صحبت ام تموم شد کامران کمی فکر کرد و گفت اصلا احتیاجی به این کارا نیس، من خودم قصد داشتم که تو همین چند روز پیشت بیام تا با هم در مورد این مسائل صحبت کنیم و کارای سند و زمین فروخته شده رو حل وفصل کنیم.
چون کامران دید که بهرام خیلی مطمئن و محکم صحبت می کنه و دیگه راه فراری نداره عزمشو جزم کرد که زرنگ بازی رو کنار بذاره و حق بهرام رو بهش برگرداند.
اگه بهرام چند سال دیگه هم با همین روش شل و ول و ناقاطعانه صحبت می کرد هیچ وقت نمی تونست حق خودشو از کامران بگیره.

به حالت بدن خود دقت کنین
چگونگی درست ایستادن و نشستن هم تا قسمتی به شمرده و روشن صحبت کردن ما کمک می کنه.
اگه ما در حالت ناجور بدنی قرار داشته باشیم به احتمال خیلی زیاد نمی تونیم شمرده و روشن صحبت کنیم.
فرض کنین که نشسته ایم و واسه قرار دادن جسمی جهت تراز شدن میز تلوزیون خم شده ایم، در این حالت صحبت کردن ما با سختی همراه هستش و به احتمال زیاد نمی تونیم خیلی شمرده، جذاب و روشن صحبت کنیم.

داشتن صدای رسا خیلی با اهمیته
همیشه گفتم که داشتن صدای رسا می تونه یکی از عوامل کلیدی در خوب صحبت کردن و سخنرانیامون باشه.
اگه ما نتونیم کلمات و جملاتی که در ذهنمون هست رو با صدایی رسا بگیم، اون کلمات و جملات هرچقدر هم خوشگل باشن شنیده نمی شن.

و مثالی که میگم اینه که اگه صدای رسایی نداشته باشیم مثل اینه که آب در هاونگ می کوبیم.
از طرفی هم اگه ما صدای نازیبایی داشته باشیم نمی تونیم اون طور که بایدوشاید روی مخاطب خودمون اثر بذاریم.
این موضوع رو در جامعه و اطرافیانم زیاد مشاهده کردم که به دلیل صدای زننده و یا ایراداتی که در صدای شون دارن باعث شده که خیلی از موقعیتا رو از دست بدن.
فرض کنین شخصی خیلی کلمات و جملات عالی میگه، عالی و شمرده صحبت می کنه، تیپ عالی داره، اما صداش خیلی تودماغی و یا زنگ گونه س، و فقط به خاطر همین یه مورد هیچکی حاضر نیس که پای صحبتای این شخص بنشیند و به صحبت هاش گوش کنه.
اما این پایان راه نیس، حالا خوبیش اینه واسه بر طرف کردن مسائلی که در صدا هست راه حلایی هست که میتونیم از اونا به کار گیری کنیم و صدا و حنجره خودمون رو پرورش بدیم.
اگه در صداتون مسئله ای هست به شما پیشنهاد می کنم حتما روی صداتون کار کنین .

معمولا خیلی از افراد می گن که، چیجوری حرف دلمون رو بزنیم ، وقتی که ما نمی تونیم حرف دلمون رو خیلی راحت بگیم باعث می شه که ما این حرفا رو داخل خودمون بریزیم و جمع کنیم.
اگه ما بتونیم حرف دلمون رو بزنیم میتونیم احساسات و خواستهایی که از بقیه داریم خیلی راحت بگیم و از هیچ چیزی هم نترسیم.
در خیلی از موارد این ترسه که باعث می شه ما نتونیم حرف دلمون رو بزنیم، درواقع اگه ترس رو در ارتباطات روزمره خودمون حذف کنیم میتونیم خیلی راحت خواستها و احساسات خودمون رو نسبت به موضوعاتی که واسه ما پیش میاد بگیم.
واسه خیلی از افراد داشتن ترس در هر چیزی باعث می شه که کاری رو انجام ندن و یا اصلا کاری رو شروع نکنن.
در ادامه در مورد اینکه چیجوری حرف دلمون رو بزنیم مطالب مهم تری رو میگم…

ترس رو کنار بذاریم
ما واسه اینکه بتونیم حرف دلمون رو بزنیم باید ترسی که از بگو کردن اون حرف داریم کنار بذاریم، در این صورت هیچ وقت نمی تونیم اونو بگیم.

مثلا فرض کنین حرف دل ما اینه که می خوایم پیشنهاد دوستی و ازدواج به شخصی بدیم و از اینکه جواب رد بشنویم و از طرف مقابل ترد بشیم هول و ترس داریم.
اما اگه ما عزت نفس داشته باشیم و به خودمون احترام بذاریم این درخواست رو خیلی راحت میگیم.
منظورم از عزت نفس به طورکلی اینه که ما خودمون رو دوست داشته باشیم و واسه خودمون احترام قائل شیم.

با خودمون رو راست باشیم
اگه واقعا می خوایم بدونیم که چیجوری حرف دلمون رو بزنیم باید این اصل رو تو ذهن داشته باشیم که با خودمون رو راست باشیم.
اگه ما ندونیم که دقیقا چی می خوایم، بیان کردن حرف دلمون هم کمی بی ربط به نظر می رسه.
حرف دلمون دقیقا همون چیزیه که می خوایم یا همون چیزیه که حس می کنیم.
پس اگه می خوایم حرف دلمون رو بزنیم بهتره اون موضوع یا خواسته رو واسه خودمون روشن کنیم و بعد اونو به طرف مقابلمون بگیم.
اگه چیزی واسه خودمون روشن نباشه، چیجوری میتونیم اونو به بقیه انتقال بدیم؟

راحت حرف دلمون رو بزنیم
ما واسه اینکه بتونیم حرف دلمون رو بزنیم باید بدون داشتن هیچ ترس و ترس ای از بیان اون، این کار رو انجام بدیم و دقیقا اون حس یا خواستی که داریم بگیم، شاید در خیلی از مواقع نتونیم ترس رو حذف کنیم اما به هرحال واسه اینکه حرف دلمون رو بزنیم باید با این ترس کنار بیاییم و حتی با ترسی که در وجود ما هست هم دست به اقدام بزنیم.
من خودم تا چند سال پیش حرفایی که در دلم بود رو به طرف مقابلم نمیگفتم و همین طور کم کم باعث می شه که این حرفا بیشتر و بیشتر شه و در آخر هم یه جا باعث می شد که من از کوره در بروم.
اما از وقتی که عزممو جزم کردم من هم حرف دلم رو بزنم و نظرات و خواستم رو بگو کنم خیلی راحت تر تونستم با بقیه رابطه برقرار کنم و دیگه خودخوری نمی کردم.
وقتی که ما حرف دلمون رو به طرف مقابلمون میگیم انگار که یه مسئولیت بزرگ رو به اتمام رسوندیم و خیلی احساس سبکی و راحتی می کنیم.

پس بهتره که بدون هیچ ترس و ترس ای از نتیجه اون، حرف دلمون رو بزنیم.
البته یه نکته اینجا هست و اونم اینه که ما قبلش باید حرف و نتیجه حرف خودمون رو سبک سنگین کنیم و سبک و سنگین کنیم.
معمولا حرفایی که میتونیم در این جور مواقع بدون هیچ ترس و ترس اونو بگیم اینا هستن که:

ما خواستی داریم و از اینکه به طرف مقابلمون بگیم هول و ترس داریم
یا ما حسی در مقابل حرفای طرف مقابلمون می گیریم و از اینکه اون حس رو بگیم با خودمون طفره میریم.
یا شخص مقابل ما کاری انجام داده و ما حس خوبی نسبت به اون کار نداریم و هول و ترس داریم که اونو بگیم.
یعنی اگه ما واسه خودمون احترام قائل باشیم و عزت نفس داشته باشیم این حرفا رو خیلی راحت میگیم.
اما اگه ما از بیان نظرات خودمون ناتوون باشیم و از بیان کردن اونا ترس داشته باشیم به این معنیه که ما عزت نفس پایینی داریم و واسه خودمون احترام قائل نیستیم.

واسه گفتن حرف دلمون خیلی ساده اونو بگیم
حالا با در نظر گرفتن مواردی که در بالا خدمت شما گفتم در وقتی که می خوایم حرف دلمون رو بزنیم باید خیلی ساده و بدون کنارهای زیاد اونو بگیم.
اصلا نیاز نیس که واسه هر چیزی خیلی مقدمه چینی کنیم و یا درخواستی که داریم اون قدر پیچیده اش کنیم تا طرف مقابل متوجهش نشه.
تلاش کنیم در کوتاه ترین جملات و در کمترین زمان، حس، خواسته و یا نظر خودمون رو بگیم تا باعث گرگیجگی طرف مقابلمون نشیم.

حرف دلمون رو مثبت بگیم
حالا واسه اینکه حرف دلمون رو بزنیم تا اثر بهتر و بیشتری داشته باشه باید اونو به شکل مثبتی بگیم تا طرف مقابلمون حس خوبی از ما بگیره.

معمولا آدمایی که مثبت حرف میزنن دوست داشتنی تر هستن.

درخواست خودمون رو بگیم
تا وقتی که درخواستی نباشه پاسخی هم وجود نداره، اگه ما خواسته و یا احساس خودمون رو در مورد چیزی که می خوایم نگیم هیچ بازخوردی هم نمی گیریم.
خیلی از افراد تصور می کنن که خودِ طرف مقابل باید از طرز نگاه ما و حرکات و رفتار ما خیلی از موارد رو فهمیده باشه، اما در واقع اینطوری نیس، دست کم این موضوع واسه آقایون نسبت به خانوما ناتوون تره، چون خانوما حس قوی تری نسبت به آقایون دارن و با دقت تر هستن.
پس اگه ما خواستی رو بیان نمی کنیم، انتظار الکی ایه که منتظر عکس العمل یا پاسخی از طرف مقابل مون باشیم.

حرف دلمون رو تو یه موقعیت مناسب بگیم
شاید موردی که خیلی از آدما به اون دقت نکنن این باشه که حرفشون رو تو یه موقعیت مناسب بیان نمی کنن و دقیقا در وقتی که نباید شروع به صحبت می کنن.
ما باید موقعیت طرف مقابلمون رو در نظر بگیریم که در چه وضعیتی قرار داره و متوجه باشیم صحبتی که می خوایم بگیم در موقعیت مناسبیه یا نه.
خیلی مواقع سر طرف مقابلمون شلوغه و ما حرف دلمون رو به طرف مقابل می زنیم اما نتیجه خوب یا عکس العمل خوبی از طرف مقابلمون دریافت نمی کنیم و این موضوع باعث می شه که در زمانای بعدی نتونیم حرف دلمون رو به اون شخص یا افراد دیگه بگیم.

این موضوع که چیجوری با ادب صحبت کنیم واسه خیلی از افراد مهمه و نشونه اینه که این افراد دوست دارن با بقیه با ادب برخورد کنن و همین طور یه رفتار با ادب دوطرفه دریافت کنن.
با ادب صحبت کردن باعث می شه که ما یه شخص محترم، متشخص و با ادب شناخته بشیم.
خیلی از افراد تصور می کنن که با ادب صحبت کردن یعنی اینکه ما باید اتوکشیده یا خیلی رسمی صحبت کنیم، اما واقعیت اینطوری نیس. ما میتونیم خیلی خودمونی و صمیمی صحبت کنیم اما در صحبتای خودمون از لحن و جملات با ادب به کار گیری کنیم.
نقطه مقابل با ادب صحبت کردن اینه که ما بخوایم خیلی لاتی و به دور از ادب با بقیه صحبت کنیم.
آدمایی که به این سبک صحبت می کنن معمولا می گن که “با ادب صحبت کردن واسه بچه سوسولاست و ما بچه سوسول نیستیم”.
به هرحال این طرز فکر این افراده و من به شکل فکرشون احترام می ذارم، چون قرار نیس هممون مثل هم فکر کنیم.
این تضادا هستن که باعث می شه چیزی خوب به نظر برسه یا بد.

و این برداشت ما از هر موقعیته که فرق بین خوب و بد بودن رو مشخص می کنه.
شاید از نظر شخصی، لاتی صحبت کردن خوب جلوه کنه اما از نظر شخص دیگه با ادب صحبت کردن.
در ادامه این نوشته سئوال چیجوری با ادب صحبت کنیم رو بررسی می کنیم.

گوش دادن به صحبتای طرف مقابل
اگه می خوایم با ادب صحبت کنیم یکی از الزاماتش اینه که یه شنونده خوب باشیم و به صحبتای طرف مقابل موثر گوش بدیم.
به هرحال در مکالمات روزمره قرار نیس ما متکلم الوحده باشیم، یعنی قرار نیس فقط ما صحبت کنیم.
پس یه تیکه از صحبت صرف گوش دادن می شه.
معمولا خیلی از افراد مهارت خوب گوش دادن رو ندارن، در واقع کسی نبوده که از بچگی به ما این آموزشا رو بده.
شاید واسه شمام پیش اومده که در حال صحبت کردن باشین اما طرف مقابل شما اصلا به صحبت هاتون گوش نمی ده و به جای گوش کردن به شما سرش در موبایلش گرمه یا به در و دیوار نگاه می کنه.
این نوع رفتار موقع صحبتای روزمره و یا کاری واقعا ناشایسته و از یه شخص مودب انتظار نمی ره که اینجور رفتاری داشته باشه.

پس اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم فقط مربوط به صحبت کردن و بیان واژهامون نمی شه.
رفتار با ادب باید در تک تک لحظهامون وجود داشته باشه.
اگه کسی به صحبتامون به شکل موثر گوش نده این حس واسه ما به وجود میاد که:

شخص شنونده واسه ما احترام قائل نیس
شخص شنونده به صحبتام توجهی نمی کنه
شخص شنونده تمایلی نداره که به صحبتام گوش دهد
شخص شنونده ازم خوشش نمیاد
و خیلی موارد دیگه
اما وقتی که شخص شنونده به صحبتامون خوب و موثر گوش میده این حس واسه ما به وجود میاد که:

من شخص مهمی هستم
شخص شنونده خیلی آدم مودب و باشخصیتیه
خوب شنیده شدن صحبتام، به من حس خوبی میده
من مورد احترام بقیه هستم
بقیه منو دوست دارن
بقیه از صحبت کردن من حال می کنن
و خیلی موارد مثبت دیگه
پس خوب و موثر گوش دادن باعث می شه که ما به عنوان شنونده، یه شخص مودب و محترم باشیم.

همونجوریکه گفتم افراد خیلی کمی هستن که این مهارت رو دارن و از این مهارت به شکل به طور کامل آگاهانه به کار گیری می کنن اما اگه شما بتونین این مهارت رو به دست بیارین ازجمله افراد مودب و دوست داشتنی هستین.

نگاه کردن به طرف مقابل
نگاه کردن به طرف مقابل هم دقیقا مثل گوش دادن موثره.
اگه شخص مقابل در حال صحبته و یا اگه ما در حال صحبت کردن با شخص یا اشخاصی هستیم باید با طرف مقابل مون یه رابطه چشمی موثر برقرار کنیم.
وگرنه این موضوع یه بی احترامیه.

زیاد درباره خودمون صحبت نکنیم
یه فرد مودب زیاد ازحد درباره خودش صحبت نمی کنه. چه دلیلی داره که همش در بین دوستان و آشنایان “من من” کنیم.
تنها دلیلش اینه که ما یه آدم مغرور و خودشیفته هستیم.
من نمی گم که خودمون رو دوست نداشته باشیم، منظورم اینه که این طور نباشه که هر جا میریم همش از دستاوردا و خاطره موفقیتای خودمون بگیم.

بهتره که اگه در مورد ما و یا موفقیت هامون سئوال شد در مورد خودمون صحبت کنیم، وگرنه اصلا احتیاجی به این کار نیس.

از جملات و واژگان مناسب واسه با ادب صحبت کردن به کار گیری کنیم

لطفا به این جملات دقت کنین:

بشین
بتمرگ
بفرمایید بشینید
خواهش می کنم بفرمایید بشینید
هر سه اینا یه معنی رو میدن اما ازلحاظ با ادب بودن باهم خیلی فرق می کنه.
انتخاب واژگان و جملات مناسب خیلی خیلی واسه با ادب صحبت کردن مهمه.
در انتخاب واژگان و جملات مناسب ما باید به این موضوع دقت داشته باشیم که:

اول اینکه، شخص مقابل ما چه کسیه.
دوم اینکه، ما در چه موقعیتی قرار داریم.
و سوم اینکه، کی هستیم؟
۱- شخص مقابل ما چه کسیه؟
اگه شخص ما همسرمون باشه میتونیم واسه صدا کردنش از کلمات مختلفی به کار گیری کنیم، مثلا بگیم عشقم، عزیزم…
اما اگه شخص مقابل ما رئیس مون باشه دیگه نمی تونیم از این کلمات به کار گیری کنیم، و اگه بخوایم از این کلمات واسه صدا کردن رئیس مون به کار گیری کنیم یه نوع بی احترامیه و به احتمال خیلی زیاد باعث اخراج شدن ما بشه.
پس به این موضوع باید دقت داشته باشیم که طرف مقابل ما چه کسیه و واسه با ادب صحبت کردن از واژگان مناسب به کار گیری کنیم.

۲- ما در چه موقعیتی قرار داریم؟
فرض کنین که تو یه جلسه رسمی نشسته ایم و همسر ما هم روبروی مائه، اگه اینجا بخوایم واسه صدا زدنش از عشقم، عزیزم، فدات شم … به کار گیری کنیم اصلا جلوه خوبی در بین افراد دیگه نداره و به خاص که این یه موقعیت کاری و رسمیه.
پس باید حواسمون به موقعیتی که در اون حضور داریم باشه.

۳- ما کی هستیم؟
شک نداشته باشین واسه یه دکتر اصلا زیبنده نیس که بخواد با همکارانش یا بیمارانش خیلی کوچه بازاری صحبت کنه و این موضوع نشون از بی ادبی اون دکتر هستش.
و یا شاید هم واسه یه شخص بازاری خیلی اتوکشیده صحبت کردن زیاد باحال نباشه.
به هرحال ما با در نظر گرفتن شخصیت، شغل و جایگاهی که داریم باید به این موضوع دقت کنیم که چه نوع طرز بیانی مناسب مائه.

ما در صحبتای روزمره خودمون واسه اینکه با ادب صحبت کنیم میتونیم به جای جملات قبلی که به کار گیری می کردیم جملات جدید و با ادب تری رو به کار گیری کنیم.
از طرفی هم این جملات، جملات مثبتی هستن و باعث می شه که شخص شنونده حس خوبی رو به صحبت ما دریافت کنه.

به جای اینکه بگیم: خدا بد نده
بگیم: خدا سلامتی بده
به جای اینکه بگیم: شکست خوردم
بگیم: یه تجربه جدید به دست آوردم
به جای اینکه بگیم: به خودت سخت نگیر
بگیم: با خودت مهربون تر باش
به جای اینکه بگیم: دروغ نگو
بگیم: واقعا؟ راستی میگی؟
به جای اینکه بگیم: بابام دراومد
بگیم: خیلی هم راحت نبود
به جای اینکه بگیم: دستت درد نکنه
بگیم: ممنونم از محبتت
به جای اینکه بگیم: به درد مننمی خوره
بگیم: واسه من مناسب نیس
به جای اینکه بگیم: الان وقت ندارم
بگیم: توی یه فرصت مناسب با هم هماهنگ میشیم
پس انتخاب واژگان و جملات مناسب می تونه روی با ادب صحبت کردن ما بسیار اثر داشته باشه.
خوبه که همیشه تلاش کنیم از جملات مثبت و هم اینکه با ادب به کار گیری کنیم.

سخن پایانی
اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم باعث می شه تا ما هم شخصیت خودمون رو بالا ببریم و هم شخصیت طرف مقابل مون رو.
به احتمال زیاد هیچ کسی دوست نداره که برخورد بقیه نسبت به خودش غیر قابل احترام باشه.
امام علی (ع) فرموده ان که: هر چیزی که رو که واسه خودت پسند می کردی واسه بقیه هم بپسند.

اگه ما قابل احترام و با ادب صحبت کردن رو واسه خودمون می خوایم باید با شخص مقابل با ادب صحبت کنیم.
رفتار ما دقیقا مثل یه آیینهه که به خودمون نشون داده می شه.
اگه با بقیه خوب رفتار کنیم، رفتار خوبی هم دریافت می کنیم، اما اگه نه، پس باید منتظر رفتارای غیر منتظره از افراد دیگه نسبت به خودمون باشیم.
اینکه بدونیم چیجوری مثبت حرف بزنیم باعث می شه تا به زندگی و دور و برمون دید بهتر و خوشگل تری داشته باشیم.
از طرفی هم مثبت حرف زدن باعث می شه که ما آدم مثبت تر، خوشحال تر و جذاب تری باشیم.
خیلی از افراد هستن که منفی صحبت می کنن و کلا آدمای منفی نگری هستن و از همه کس و همه چیز انتظار و توقع دارن.
این آدما به جای اینکه به بقیه حس خوبی منتقل کنن از صبح تا شب غٌر میزنن، گله و شکایت می کنن و حال بقیه رو می گیرن.
در تاکسی می شینیم راننده تاکسی همش از وضعیت معاش و خرج و مخارج گله و شکایت می کنه.
پیش دوستمون میریم از وضعیت بیکاری صحبت می کنه.
حتی اون شخصی هم که درآمدش خوبه بازم می نالد.

بدیش اینه افکار خیلی از افراد جهان منفیه و همش به چیزای بد فکر می کنن.
اما از آن طرف هم افراد خیلی کمی هستن که افکار مثبتی دارن، مثبت حرف میزنن، مثبت رفتار می کنن و واقعا از زندگی شون حال می کنن.
باحال اینجاس که افراد مثبت رو خیلیا دوست می دارن.
وقتی ما مثبت فکر می کنیم، مثبت حرف می زنیم و مثبت عمل می کنیم انرژی که بقیه از ما می گیرن هم مثبت تره.
همه آدما (حتی خیلی از آدمای منفی، از آدمای مثبت خوششون میاد.)
کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگید
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم.
یعنی ما باید تلفظ درست کلمات رو بگیم (البته اگه لهجه نداشته باشیم، وگرنه با همون لهجه ای که داریم تلفظ درست رو بگیم) و از طرفی هم کلمات رو به اصطلاح نخوریم.
وقتی که ما کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم و مخاطب ما کلمات و جملات ما رو روشن بشنوه میتونیم بگیم که ما شمرده صحبت می کنیم.
یه تمرین واسه اینکه ما شمرده تر صحبت کنیم و همین طور کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن تر بگیم اینه که تمرین مشدد خوانی رو انجام بدیم.
تمرین مشدد خوانی، واسه این انجام می شه که ما بتونیم کلمات و جملات خودمون رو روشن تر و شمرده تر بگیم.
این تمرین به دلیل اینکه عضلات لب، زبون و فک ما رو درگیر می کنه باعث می شه که اونا واسه صحبت کردن تقویت شن و درنتیجه کلمات ما ازلحاظ آوایی روشن تر و شمرده تر شنیده می شن.
تمرین مشدد خوانی به این صورت انجام می شه:
روزی دومرتبه یه پاراگراف از کتابی رو به این صورت که روی هر کلمه زیاد می ذاریم و اونو باکمی بزرگ نمایی و صدایی تقریبا بلند می خونیم.

تنفس مناسب داشته باشین
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید تنفس درست و مناسبی داشته باشیم.
اگه چگونگی نفس کشیدن ما درست نباشه صحبت ما بریده بریده می شه این موضوع باعث می شه که از جذابیت صحبت کردن ما کم کرده شه و مخاطب به ما گوش نده و از آن بدتر اینکه بریده بریده صحبت کردن به معنی نبود اعتماد به نفسه.

من همیشه تلاش کردم در آموزشایی که ارائه میدم راه حلای علمی و عملی رو داشته باشم تا همه افراد بتونن ازش به کار گیری کنن تا خودشون رو به وسیله این تمرینات رشد بدن.
شاید سئوال شما این باشه که چیجوری تنفس مناسبی واسه شمرده صحبت کردن داشته باشیم.
در اصل چگونگی تنفس درست واسه شمرده و درست صحبت کردن اینه که ما باید تنفس دیافراگمی داشته باشیم.
تنفس دیافراگمی تنفسیه که از راه شش ها انجام می شه، اگه چگونگی تنفس نوزادا رو دیده باشین، این همون تنفس درست دیافراگمیه.
نوزادا وقتی میخوان نفس بکشن شکمشون بالا و پایین میره، خیلی از ما با گذشت زمان این چگونگی تنفس رو فراموش می کنیم و کم کم به جای هدایت هوا به شش ها، هوا رو به سینه خودمون هدایت می کنیم و یه تنفس نقض کننده انجام می دیم.
پس واسه اینکه تنفس صحیحی داشته باشین باید تنفس شما به وسیله دیافراگم و شش ها باشه.
این طرز نفس کشیدن باعث می شه تا موقع صحبت کردن نفس کم نیاریم و خیلی روان صحبت خودمون رو انجام بدیم.

سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین
سرعت صحبت کردن ما واسه جذب مخاطبمان خیلی با اهمیته. همونجوریکه در اول گفتم خیلی از مقالات و آموزشا می گن که باید سرعت صحبت کردن شما آروم باشه تا طرف مقابلتون بتونه اونو درک کنه.
اما این موارد شاید ۲۰ سال پیش درست بوده باشه، ولی با در نظر گرفتن تغییر سبک زندگی ما آروم صحبت کردن در خیلی از جاها به خاص در ملاقات کاری و یا سخنرانیا اصلا مناسب نیس.
چند سالیه که سرعت همه چیز در دنیا چند برابر شده، زمان پخت وپز غذا، زمان ارسال و دریافت پیام، سرعت اینترنت، سرعت جابجایی پول و خیلی چیزای دیگه.

حتی اگه در تبلیغات و یا موزیکای تلوزیونی هم دقت کنین یه تصویر رو بیشتر از چند ثانیه نشون نمی دن و این کارشون فقط یه دلیل داره و اونم جذب مخاطب به صفحه نمایشه.
حالا شما تصور کنیم که در دنیای امروز و بااین همه وسایل حواس پرت کن مثل موبایل بخوایم با سرعتی آروم با مخاطب خودمون صحبت کنیم.
منظور من این نیس که خیلی تند و تند تند صحبت کنیم، پیشنهاد من به عنوان مدرس فن بیان اینه که سرعت صحبت کردن ما باید یه پله از سرعت افراد معمولی بالاتر باشه.
شاید فکر کنین که اگه سرعت صحبت کردن ما بالاتر بره ما نمی تونیم روشن و شمرده صحبت کنیم.
من در جواب می گم که می شه هم سرعت مناسبی در صحبت کردن داشت و هم ادای کلمات و جملات ما خیلی شمرده و روشن باشه.
اگه تمریناتی که در دو تیتر قبلی گفتم رو در برنامه خودتون بذارین و اونو انجام بدین می تونین هم با سرعت مناسب صحبت کنین که بقیه جذب شما شن و هم شمرده و روشن صحبت کنین.

پس پیشنهاد من به شما واسه داشتن سرعت صحبت کردن مناسب اینه که سرعت صحبت شما بهتره یه پله از همه مردم بالاتر باشه.

اما یه نکته رو توجه کنین، آدمایی که در شمال و جنوب کشور عزیزمون ایران زندگی می کنن معمولا سرعت صحبت کردنشون نسبت به افراد شهرای دیگه خیلی بیشتره، مثلا اگه یه شخص شمالی به تهران بیاد و با همون سرعتی که در شهر خودشون صحبت کنه، به احتمال خیلی زیاد آدمایی که تو تهران هستن به سختی می تونن متوجه صحبت اون فرد شن.
در اینجاس که باید سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین، واسه این کار به سرعت صحبت کردن مردمون اون شهر دقت کنین و شمام تلاش کنین که خودتون رو با سرعت این افراد تطبیق بدین.

سر صحبت رو با سئوال باز کنیم
همونجوریکه بیان کردن بیشتر افراد واسه باز کردن سر صحبت دچار مسئله می شن و معمولا راه حلی واسه این کار پیدا نمی کنن.
این افراد اگه بتونن سر صحبت رو با بقیه باز کنن می تونن خوب ادامه صحبت شون رو مدیریت کنن و عالی با بقیه صحبت کنن.
یکی از تکینکایی که واسه باز کردن سر صحبت هست اینه که با یه سئوال باز، سر صحبت رو باز کنیم.
حالا سئوال باز چی هست؟
سئوال باز سوالی هست که جوابش به “بله” یا “نه” ختم نمی شه.
اگه می خوایم با شخصی صحبت کنیم و سر صحبت رو باز کنیم به جای اینکه سئوال کنیم، مثلا، چایی میل دارین؟
سئوال کنیم، شما چایی رو چیجوری دوست دارین؟
اگه بخواین سوالات بسته سئوال کنین احتمال داره که طرف مقابل فقط به یه جواب “بله” یا “نه” اکتفا کنه و صحبت شما در همون جا به پایان برسه اما گر سوالات باز سئوال کنین سر صحبت باز می شه.
سوالات باز معمولا با این موارد شروع می شه:

چیجوری؟
چجوری؟
واسه چی؟
کی؟
کجا؟
به عبارت دیگه اگه ما از مخاطبمان بخوایم که اطلاعات بیشتری رو در مورد اون موضوع بگه اون سئوال بازه.
علاوه بر این ما میتونیم دیدگاه خودمون رو درباره یه موضوع بگیم و دیدگاه طرف مقابلمون رو سئوال کنیم.
مثلا، من بین غذاهای خونگی باقالی پلو با گوشت رو خیلی دوست دارم، شما معمولا چه غذایی دوست دارین؟
پس فوت وفن سئوال پرسیدن می تونه واسه شروع یه رابطه بسیار خوب و اثر داشته باشه.

از بقیه تشکر کنیم
تشکر کردن از بقیه باعث می شه که طرف مقابل حس خیلی خوبی رو نسبت به ما و صحبتی که انجام شده داشته باشه.
دست کم تشکری که میتونیم از طرف مقابلمون انجام بدیم اینه که ازش واسه وقتی که واسه ما گذاشته تشکر کنیم.
مثلا میتونیم بگیم، مرسی از وقتی که واسه من گذاشتین 🙂
که باید لحن رو راست و با مهربونی داشته باشیم.
وقتی که ما از کسی تشکر می کنیم به اون شخص به شکل غیرمستقیم می گیم که “تو و کارایی که واسه من انجام داده ای واسه من ارزشمنده” و این موضوع واقعا یه حس خوب رو به طرف مقابل ما میده.

پس قدرت تشکر کردن رو دست کم نگیرید و حتما در وقتی که با بقیه صحبت می کنین ازش بهترین به کار گیری رو ببرین.

خوب گوش بدیم
شاید سئوال کنین که خوب گوش دادن چه ربطی به چیجوری با بقیه صحبت کردن داره؟
ربطش اینه که ما همه آدم هستیم و آدما نیاز به شنیده شدن داره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین، حاضر هستین واسه کسی که اصلا به صحبتاتون گوش نمی ده و یا حواسش کلا جای دیگه هست صحبت کنین؟
پس اگه شما می خواید با بقیه صحبت کنین باید گوش شنوا واسه شنیدن حرفای این افراد هم داشته باشیم.
یه فرقی بین گوش دادن و شنیدنه.
فرقش اینه که در شنیدن ما به طور کامل درک می کنیم که گوینده چه حرفایی زده و اونو پردازش می کنیم اما در شنیدن درکی از صحبتای طرف مقابل نداریم، به عبارت دیگه جسممون در اونجا حضور داره و می شنوه اما حواسمون جای دیگه س.
پس در وقتی که با بقیه صحبت می کنیم خوبه که یه شنونده فعال باشیم و حرفای طرف مقابل رو هم خوب درک کنیم.

یه نکته که اینجا هست اینه که، خیلی از ما وقتی طرف مقابل در حال صحبت کردنه به صحبت هاش گوش نمی بدیم و به جای اون در حال فکر کردن به این هستیم که چه جوابی بدیم که کوبنده باشه.
بدیش اینه خیلی از سوء تفاهما از همین جا نشئت میگیره چون هیچکی به صحبتای طرف مقابل گوش نمی ده و هر کسی حرف خودشو می زنه.
پس اگه می خواین عالی با بقیه صحبت کنین باید یه شنونده فعال باشین و خوب به صحبتای طرف مقابلتون گوش کنین، اونو پردازش کنین و بعد جواب مناسب بدین.

 

اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
یه شخص باکلاس موقع حرف زدن صداش از کیلومترا دورتر شنیده نمیشه.
اگه صدای رسایی داشته باشیم شکی نیس که خوبه، اما این صدای رسا باید کنترل شده باشه.
مثلا تو یه اتاق ۱۲ متری که چار نفر در اون هستن نباید صدای ما به اندازه یه سالن همایش یه صد نفری باشه.
پیشنهاد می کنم که از این به بعد به اندازه بلندی صدای خودتون و بقیه توجه کنین، اگه نمی دونین که اندازه بلندی صداتون به چه میزانه از چندین نفر از دوستان خودتون نظرخواهی کنین تا متوجه این موضوع شید.

اگه صداتون نسبت به اون محلی که درش حضور دارین یا نسبت به فاصله شما با طرف مقابل بلند باشه روشنه که باید صداتون رو کنترل شده تر کنین، اما اگه نه باید تلاش کنین که اندازه صدا و رسایی اونو بیشتر کنین.
افراد باکلاس صداشون روشن و رساه و از طرفی هم صداشون باعث آزار و اذیت بقیه نمی شه.

داشتن یه صدای خوب یکی از مهم ترین موارد در باکلاس حرف زدنه.

در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
اگه به آدمایی که باکلاس حرف میزنن دقت کرده باشین در همه حالات ادب رو حفظ می کنن و عصبانیتشون باعث نمی شه که از کوره در برن و هر اون چیزی که به زبانشون جاری می شه رو بگن.
شاید واسه خیلی از افراد رعایت کردن یه همچین موردی خیلی سخت و نشدنی به نظر برسه.
خیلی از افراد وقتی با من مشاوره می گیرن میگن که نمی تونن عصبانیتشون رو کنترل کنن و خیلی زود از کوره در می رن.
پیشنهاد من به این افراد اینه که فقط کمی صبور باشن و تلاش کنن که خودشون رو به جای طرف مقابل بذارن و یا از زاویه ای دیگه به مسائلی که براشون پیش اومده نگاه کنن.
ما در زمونه ای زندگی می کنیم که با صحبت کردن میتونیم خیلی از مسائل رو بر طرف کردن کنیم، پس دلیلی نداره آرامش خودمون و بقیه رو با عصبانیت خودمون بر هم بزنیم.
این نکته رو در نظر داشته باشین که افراد باکلاس خیلی کم عصبانی می شن و یا اگه هم عصبی شن اونو بروز نمی دن و عوضش تلاش می کنن با دعوت کردن خودشون و بقیه به آرامش، صحبت کنن و به نتیجه برسن.

بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب می کنن
افراد باکلاس وقتی که میخوان بقیه رو صدا کنن اونا رو با الفاظ خوشگل خطاب می کنن.

مثلا به جای اینکه دوستشون رو صدا بزنن: ممد
می گن محمد جون
یا واسه اینکه همسرمون رو صدا بزنیم میتونیم از الفاظ زیبایی مثل، عزیزم، خانمم، قشنگم، ملکه من و مواردی مثل این در اول صحبت هامون بیاریم.

قدرت این کلمات رو جدی بگیرین و تلاش کنین که حتما در صحبتای روزمره اتون در حد قابل قبولی از این الفاظ به کار گیری کنین.
این نکته رو در نظر داشته باشین که حواستون به موقعیتی که در اون حضور دارین و یا اینکه شخص مقابلتون چه کسیه باشه.
شاید ما در خونه، همسرمون رو عشقم صدا کنیم.
اما باید در جایی مثل محل کارمون و پیش مدیران دیگه تو یه جلسه رسمی همسرمون رو با نام خانوادگی اش خطاب کنیم.

احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون صحبت کنیم
آدمایی که باکلاس هستن هیچ وقت نمی گن که من فرد باکلاسی هستم. این بقیه هستن که در مورد باکلاس بودن یا نبودن هر شخصی اعلام نظر می کنن.
ما فقط باید تلاش کنیم که از دید آداب رفت و اومد و نوع پوشش، رفتار و حرف زدنمون یه سری اصول رو رعایت کنیم.
البته منظورم این نیس که به حرف مردم اهمیت بدیم و دقیقا طبق گفته بقیه رفتار کنیم.

لحن صحبت مون باید با مهربونی باشه
آدمایی که باکلاس هستن همیشه لحن صحبت کردنشون مهربانانهه و هیچ وقت از موضع بالا به پایین صحبت نمی کنن.
مهربانی در لحن ما باعث می شه که طرف مقابل بیشتر به طرف ما جذب شه.
تصور کنین لحن خشن ای داشته باشیم، مشخصه که بقیه از این نوع لحن خوششون نمیاد و از ما فراری هستن.
چند سال پیش در شرکتی که کار می کردم مدیری داشتم که خیلی عالی صحبت می کرد، تیپ فوق العاده ای داشت و همه چیز به ظاهر عالی بود، اما در خیلی از مواقع لحن صحبت کردنش بسیار زننده و خشن بود و بخاطر این خیلی از همکاران دیگه تلاش می کردن که از این شخص دوری کنن.

واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
به کار گیری کردن تلفظ درست واژه ها واسه هر شخصی جزو یکی از الزاماته.
و اگه هم می خوایم که ما جزو افراد باکلاس باشیم باید تلفظ درست واژه ها رو بدونیم. (اینجا کاری با لهجه نداریم)
اگه تلفظ درست واژه ای رو نمی دونیم بهتره که کمی جستجو کنیم و طرز تلفظ درست اونو بدونیم و بعدازآن به کار گیری کنیم.
مثلا به جای اینکه بگیم اینستاگرام بگیم ایستاگرام، به احتمال زیاد در بین خیلی از افراد مورد تمسخر قرار می گیریم و این نشون میدن که ما سواد و علم کافی نداریم.
حالا اگه تعداد واژه هایی که اشتباه تلفظ کنیم زیاد شه به این معنیه که ما فقط ادای آدمای باکلاس رو درمی بیاریم و این موضوع اصلا خوب نیس.
این یعنی ظاهرسازی.

منظم و روان صحبت کنیم
اگه بخوایم از هر دری سخنی بگیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم به این معنیه که ما ذهن پریشونی داریم و نمی تونیم تمرکزمون رو روی یه موضوع متمرکز کنیم.
افراد باکلاس اگه در مورد موضوعی صحبت می کنن تا انتها اونو تموم می کنن و از این شاخه به اون شاخه نمی رن.
روان صحبت کردن هم خیلی واسه باکلاس حرف زدن ما موثره.
تابه حال فرد باکلاسی رو ندیده ام که بخواد موقع صحبت کردن مِن مِن کنه و حرفش رو از یاد ببره.

باید اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب کنیم
احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون با بقیه صحبت کنیم
لحن صحبتمون باید با مهربونی باشه
واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
منظم و روان صحبت کنیم
شاید خیلی از افراد اصلا موقعیتی براشون پیش نیاد که بخوان در جایی سخنرانی کنن و یا با آدمایی بر سر معامله ای گفتگو کنن.
اینکه چیجوری خوب صحبت کنیم می تونه واسه هر شخصی مهم باشه.
شک نداشته باشین ما به عنوان یه آدم می خوایم با بقیه ارتباطات خوبی داشته باشیم پس اینکه بخوایم خوب صحبت کنیم یه چیز به طور کامل طبیعیه.