دانلود پایان نامه

از يک ميراث غني و متنوع برخوردار است. در نتيجه امروز ديدگاههاي فراواني دربارهي فرآيند يادگيري وجود دارد. لازم است در ميان نظريههاي نوين يادگيري تنها به پنج ديدگاه اشاره شود که اين پنج ديدگاه معروفترين نظريههاي نوين را شامل ميشوند.
يکي از اين پارادايمها کارگردگرايي است. اين پارادايم تأثير داروينيسم را منعکس ميکند، زيرا بر رابطه بين يادگيري و سازگاري بر محيط تأکييد ميورزد. دومين پارادايمي که به آن اشاره ميشود تداعي گرايي است، زيرا فرآيند يادگيري را بر حسب قوانين تداعي مطالعه ميکند. اين پارادايم را ابتدا ارسطو ابداع کرد و بعدها به وسيلهي لاک، برکلي، و هيوم ابقا گرديد و به آن شاخ و برگ داده شد. سومين پارادايم، پارادايم شناختي است، زيرا ماهيت شناختي يادگيري را مورد تأکيد قرار ميدهد. اين پارادايم را افلاطون ابداع کرد و از طريق دکارت، کانت و روانشناسان قواي ذهني (قواي نفساني) به ما رسيده است. چهارمين پارادايم، پارادايم عصبي- فيزيولوژيکي44 است. زيرا در آن کوشش ميشود تا وابستههاي عصبي – فيزيولوژيکي پديدههايي چون يادگيري، ادراک، تفکر و هوش مشخص گردند. با اين حال، هدف جاري اغلب روانشناسان وابسته به عصبشناسي- فيزيولوژي اتحاد مجرد فرآيندهاي ذهني و فيزيولوژيکي است. پنجمين پارادايم با صفت تکاملي مشخص شده است، زيرا بر تاريخچه تکاملي ارگانيسم يادگيرنده تأکييد ميورزد. اين پارادايمنها را بايد صرفاً به عنوان مقولههاي بسيار خام مورد توجه قرار داد. زيرا يافتن يک نظريه يادگيري که به طور آشکار در يکي از آنها قرار بگيرد دشوار است. اگر چه با توجه به تأکييد عمدهي هر نظريه در پارادايم معيني قرار گرفتهاند اما با وجود اين تقريباً تمامي نظريهها جنبههاي معيني از ساير پارادايمها را ميتوان يافت. براي مثال، هرچند که نظريههاي زير عنوان پارادايم کارکرد گرايي آمده است، اما وابستگي زيادي به انديشههاي تداعي گرايانه دارد. به همين منوال، نظريه پياژه، که به اندازهي هر نظريه ديگر زير تأثير دارونيسم است، وجوه اشتراکي فراواني با نظريههاي ذکر شده در پارادايم کارکردگرايي دارد. نظريه تولمن را هم به سختي ميتوان طبقهبندي کرد، زيرا در آن هم عناصر کارکردگرايانه و هم عناصر شناختي يافت ميشوند. نظريهي هِب، گرچه عمدتاً بر مباحث عصبي – فيزيولوژيکي تأکيد ميورزند اما به رويدادهاي شناختي وابسته است. (سيف، 1374، 90- 89)

2-5-3. نظريه نگرش در يادگيري
نظريه آمايه يا نگرش45 (سيف، 1374، 105) مبني بر تأکيد او بر اهميت آمادگيهايي است که يادگيرند با خود به موقعيت يادگيري ميآورد: اين يک قانون کلي رفتار است که پاسخ به هر موقعيت بيروني هم به انسان و هم به طبيعت موقعيت وابسته است؛ واينکه اگر شرايط معيني در انسان بخشي از موقعيت به حساب آيد، پاسخ به آن به شرايط باقيمانده در انسان وابسته است. در نتيجه، اين يک قانون کلي يادگيري است که تغييرات حاصل در انسان به وسيله هر عاملي به شرايط انسان، زماني که آن عامل فعال است وابسته است. شرايط انسان را ميتوان به دو صورت نگرشها با “آمايههاي” پايدار يا ثابت و موقتي يا متغيير مورد ملاحظه قرار دارد.
بنابراين، تفاوتهاي جزئي در يادگيري را ميتوان به وسيلهي تفاوتهاي اساسي ميان افراد تبيين کرد: يعني به وسيلهي ميراث فرهنگي و ژنتيکي آنها يا به وسيلهي حالتهاي گذرا چون محروميت، خستگي، يا شرايط هيجاني گوناگون. عواملي که نقش خشنود کنندهها و آزاردهندهها را بازي ميکنند هم به پيشينه ارگانيسم و هم به حالت موقتي بدني در زمان يادگيري وابستهاند. (سيف، 1374، 105)
فيلسوف آمريکايي اسپانيايي تبار سانتيانا46 چنين ميگويد: کودکان بر مبناي طرحهاي مختلفي عمل ميکنند. آنها به يک نسل تعلق داشته و روش احساس آنها کاملاً خاص خودشان است.

2-1- نمودار طرح رشد

کودکي يک مرحله متمايز از رشد انسان در طول حيات و زندگي است که مطالعه آن از اهميت ويژهاي برخوردار است. زيرا دوران کودکي واقعهاي پر اهميت است که به عنوان پايهاي اساسي براي بزرگسالي در نظر گرفته شده است. زيرا در دوران کودکي و طي فرآيند رشد، کودک مهارتهاي خاصي را کسب ميکند و امکان مقابله با تکاليف زندگي را به دست ميآورد. پس دوره کودکي دوره مهمي از مرحله رشد است که همواره مورد توجه و مطالعه روانشناسان بوده است. آگاهي از تغييرات رشد و مطالعه آن ميتواند به آموختههاي ما درباره سطح پايه براي يادگيري و آموزش کمک کند. يک مفهوم مهم وابسته به تعليم و تربيت اين است که تعليم و تربيت در سن مناسب بايد انجام شو د و اين مهم جز با مطالعه و آگاهي از دوران رشد ميسر نميشود.
از ديدگاه ر وانشناسان رشد، الگوي تغييرات زيستي، شناختي، رواني و اجتماعي است که از دوران بارداري آغاز ميشود و در گستره زندگي استمرار مييابد. رشد اغلب شامل نمو و بالندگي است، اگر چه حتي شامل تأخير و زوال نيز ميشود. (اميديان، 1385، 49-48)
الگوي رشد محصول فرآيندهاي چندگانه است و امري پيچيده به نظر ميرسد. اين فرآيندها شامل فرآيند زيستي، شناختي رواني، اجتماعي ميشود علاوه بر اين رشد ميتواند با دورههاي آن نيز توصيف و دستهبندي شود اکنون به هر دو مقوله اشاره ميشود.

2-6. فرآيندهاي زيستي، شناختي و عاطفي اجتماعي

2-6-1. فرآيندهاي زيستي:
شامل تغييرات در جسم کودک است، توارث ژنتيکي بخش مهمي است که فرآيندهاي زيستي شامل رشد مغز، وزن، قد و تغييرات در مهارتهاي حرکتي و تغييرات
در هورمون بلوغ است.

2-6-2. فرآيندهاي شناختي :
شامل تغييرات در تفکر، هوش و زبان کودک ميشود. فرآيند رشد شناختي، يک کودک در حال رشد را قادر ميسازد که يک شعر را حفظ کند؛ راه حل يک مسئله رياضي را در ذهن خود مجسم کند، راهبردهاي خلاق را ايجاد کند و با ارتباط جملات با معنا يک مقاله تهيه کند.

2-6-3. فرآيندهاي عاطفي، اجتماعي :
شامل تغيير در روابط کودک با ديگر افراد، تغيير در عواطف و تغيير در شخصيت ميشود. نحوه پرورش کودکان توسط والدين به گونهاي است که يک پسر به صورت پرخاشگرانه به همکلاسي خود حمله ميکند؛ رشد عوامل ابزارگري و اظهار وجود در دختري نوجوان، باعث ميشود از گرفتن يک نمره خوب احساس شادماني کند؛ اين موارد همگي انعکاس از فرآيند رشد رواني، اجتماعي هستند.

2-7. الگوي رشد با توجه به دورههاي حيات
به منظور سازماندهي و شناخت بهتر، معمولاً رشد را به صورت دورههاي رشد توصيف ميکنيم. در شايع ترين نظام طبقهبندي، دورههاي رشد شامل نوزادي، کودکي اوليه، کودکي مياني و پايان کودکي، نوجواني، آغاز بزرگسالي، بزرگسالي مياني و پايان بزرگسالي تقسيمبندي ميشود.
* نوزادي
آغاز تولد تا 24- 18 ماهگي را شامل ميشود. در اين دوره فرد در نهايت وابستگي به بزرگسالان است. بسياري از فعاليتها مانند رشد زبان، تفکر نمادين، هماهنگي حسي حرکتي و يادگيري اجتماعي در اين دوره آغاز ميشود.
* کودکي اوليه
(گاهي اوقات سالهاي پيش از دبستان خوانده ميشود) که از پايان نوزادي تا حدود 6-5 سالگي را شامل ميشود. در جريان اين دوره کودکان خودگردانتري شوند؛ مهارتهاي آمادگي (مانند يادگيري آموزشها و تشخيص حروف) توسعه پيدا ميکند، و ساعات زيادي را با همسالان خود به سر ميبرند. کلاس اول به عنوان پايان دوره کودکي در نظر گرفته ميشود.
* کودکي مياني و پاياني
گاهي اوقات سالهاي مدرسهي ابتدايي خوانده ميشود) که از حدود 6 تا 11 سالگي را شامل ميشود. کودکان بر مهارتهاي پايهي خواندن، نوشتن و رياضيات در اين دوره مسلط ميشوند. پيشرفت يک موضوع محوري در زندگي کودکان ميشود و کنترل خود را در آنها رو به افزايش است. در اين دوره کودکان به تعامل با جامعهاي وسيعتر از خانواده خود ميپردازد.
* نوجواني
که شامل دورهي انتقالي از کودکي به بزرگسالي ميشود. که آغاز آن حدود 12- 10 سالگي و پايان آن حدود 22- 18 سالگي است. نوجواني با تغييرات سريع جسمي آغاز ميشوند، همراه با افزايش وزن و طول قد و رشد کنشهاي جنسي است. در نوجواني افراد، به صورت فزايندهاي به سمت استقلال روي آورند و هويت خود را جستجو ميکنند. تفکرات آنها انتزاعيتر، منطقيتر و آرمانيتر ميشود.
* بزرگسالي اوليه
از سالهاي آخر دهه دوم و يا در حدود 20 سالگي آغاز ميشود و تا دهه سوم زندگي ادامه دارد. در اين دوره کار و عشق موضوع اصلي زندگي افراد است. افراد تصميمهاي مهم شغلي و جستجوي روابط صميمانه از طريق ازدواج و يا روابط با ديگر افراد مهم، را به عمل ميآورند. ديگر دورههاي رشد براي بزرگسالان در نظر گرفته شده است، اما بحث ما بيشتر شامل دورههايي است که با تعليم و تربيت ارتباط دارد.

بزرگسالي اوليه
نوجواني
کودکي مياني و پاياني
کودکي اوليه
نوزادي

2-2- نمودار مفهوم رشد

رشد به تغييرات پي در پي و منطقي گفته ميشود که از زمان انعقاد نطفه تا هنگام مرگ اتفاق ميافتد. اين تغييرات در ابعاد جسماني، عاطفي، شناختي و اجتماعي به وجود ميآيد و داراي الگو ونظم خاصي است و داراي آثار بلند مدتي در زندگي فرد ميباشد.
با توجه به گستردگي و پيچيدگي مباحث مربوط به رشد که در حتوصله اين پژوهش نيست لازم است به جنبههايي از رشد اشاره شود که به هدف تخقيق مرتبط است. مانند رويکرد شناختي که به مطالعه و شناخت (تفکر، هوش، حافظه و حل مسئله) ميپردازد و همچنين رويکرد اجتماعي که به جنبههاي عاطفي و شخصيتي و مهارتهاي اجتماعي در انسان توجه دارد. با اشاره به مباحث مهم اين دو رويکرد مسئله رشد هم تا اندازهاي توصيف و تبيين خواهد شد.

2-8 . تغييرات مؤثر بر فرايند رشد
رشد فرآيند فيزيکي و فزاينده است که تغييراتي ميتواند در روند آن تأثير بگذارد به عنوان مثال پيوستگي در رشد بهبود تدريجي کودکان در رياضيات و يا درک اهميت رفتار خوب با ديگران اشاره دارد. بيشتر روانشناسان رشد را به عنوان موضوعي تدريجي و پيوسته توصيف ميکنند. همچنين عدم پيوستگي در رشد نيز به تغييرات متمايز و مرحلهاي اشاره دارد. بر اساس اين ديدگاه، هر کدام از ما مرحله و دورههايي از تغييرات را تجربه ميکنيم که بيشتر کيفي هستند تا کمي، به اين معني که رشد به معناي افزايش يک پديده نيست، بلکه به معناي ايجاد يک پديده متفاوت است.
رشد تحت تأثير زمينهها و شرايط تاريخي – فرهنگي قرار دارد.
نميتوان تصوير واحدي از رشد براي همهي فرهنگها، طبقات اجتماعي و يا گروههاي نژادي مختلف قائل بود. هر جامعه الگوهاي ويژهاي از باورها، ارزشها، آداب و رسوم و مهارتها دارد که آن را به نسلهاي بعدي خود منتقل ميکند. اين الگوهاي اجتماعي و فرهنگي، تأثير زيادي در بوجود آمدن صفات و شايستگيها در فرد دارند. رشد به واسطهي تغييرات اجتماعي زمان از قبيل حوادث تاريخي (جنگها – تکنولوژي) و جنبشهاي اجتماعي تأثير زيادي ميپذيرد هر نسلي به شيوهي خودش رشد ميکند و هر نسلي دنيا را براي نسل بعدي تغيير ميدهد.
اريک اريکسون معتقد بود که شخصيت افراد طي مراحل مختلف رشد کامل ميشود ب
ه نظر او کودک بايد در هر مرحله از رشد خود بحرانها و تعارضهايي را به طور موفقيت آميزي حل کند تا براي مرحله بعدي آمادگي لازم را داشته باشد. حل اين بحرانها و تعارضها اين امکان را براي فرد فراهم ميکند تا با مسائل بزرگتري که جنبه روانشناختي دارند روبرو شود ونه تنها سلامت رواني خود را تأمين ميکند بلکه به اهداف شخصي واجتماعي خود دست يابد، کودکان و نوجوانان به طور فعالانهاي در جست و جوي حل اين بحرانها و کنترل محيط خود هستند. جدول زير مراحل رشد اريکسون که داراي 8 بحران اصلي است را نشان ميدهد.

2-1- جدول اريکسون 1
سن تقريبي
مرحله شناختي
ساختارهاي شناختي يا روشهاي تجربه
1- تولد تا دوسالگي
حسي – حرکتي
نوزادان از تواناييهاي حسي – حرکتي خود براي کشف محيط و فهم آن استفاده ميکنند، در هنگام تولد داراي بازتابهاي حسي هستند و در پايان اين مرحله قادرند رفتارهاي پيچيدهي حسي – حرکتي خود را هماهنگ کنند.
2- 2 تا 7 سالگي
پيش عملياتي


دیدگاهتان را بنویسید