دانلود پایان نامه

و کار جنگيشان به سود دست يابند. در ميان اين گروههاي ذي نفوذ، مجتمع هاي نظامي- صنعتي يکي از گروههاي تاثير گذار بر سياستهاي دفاعي ايالات متحده امريکا است که نفوذ زيادي را در فرايند تهيه و اجراي سياست دفاعي اين کشور اعمال مي کند و با توجه به تاثير سياستهاي دفاعي اين کشور بر سياست جهاني، بايد ريشه و فرايند تهيه و اجراي اين سياستها و نيز گروههاي تاثيرگذار بر اين سياستها به دقت بررسي وتحليل شود تا آگاهي منطقي و مطلوبي در مورد اهداف و استراتژي هاي سياست دفاعي ايالات متحده بدست آيد.
1-11- سازماندهي پژوهش:
اين پژوهش در سه قسمت اصلي ارائه مي شود که قسمت اول چارچوب نظري را در برمي گيرد و در آن
از مباحث تصميم گيري در فرايندهاي سياسي بحث مي شود. در اين فصل مفاهيم تصميم گيري و تصميم گيري در سياستهاي دفاعي تعريف مي شود و بعد سه مدل تصميم گيري گراهام آليسون به بحث گذاشته
مي شود و بعد بحث اصلي يعني تئوري تصميم گيري تکثرگرا به تفصيل بررسي مي شود. در فصل بعدي که تحت عنوان فصل سوم آمده است به بررسي سياست دفاعي ايالات متحده امريکا در سه دوره دوران جنگ سرد، سالهاي دهه 1990 و دروره رياست جمهوري بوش در سالهاي 2000 تا2008 ميلادي پرداخته مي شود.
در بخش بعد، تحت عنوان فصل چهارم به بررسي نقش مجتمع هاي نظامي- صنعتي در دوران رياست جمهوري بوش پرداخته مي شود که در اين قسمت در بخشهاي مختلف به دليل اهميت موضوع از نظر پژوهش به تعريف و تاريخ ظهور مجتمع نظامي- صنعتي، بررسي نقش نومحافظه کاران در سياست دفاعي بوش، تغييرات در سياست دفاعي و هزينه هاي نظامي ايالات متحده در اين دوران مي پردازيم. در انحاي اين موضوعات به طور پيوسته در پي رديابي نقش مجتمع هاي نظامي- صنعتي در جهت دادن و هدايت سياست دفاعي امريکا در اين دوران هستيم. در فصل پنجم نيز به طور مختصر نتيجه گيري پژوهش را آورده ايم.
فصل دوم
مدل هاي تصميم گيري در سياست خارجي
2-1- مقدمه:
امروزه تصميمگيري1 يکي از مباحث عمده در عرصه تئوري پردازي در سياست ميباشد و انديشمندان زيادي را در اين عرصه به خود مشغول داشته است. اگرچه ريشه اصلي تئوريهاي تصميمگيري به اقتصاد و مديريت برمي گردد، اما دامنه اين موضوع به عرصه سياست و سياست دفاعي نيز کشيده شده و تحقيقات زيادي در اين زمينه توسط محققان عرصه سياست انجام شده است و مدلهاي گوناگوني را براي تحليل تصميمات در سياست و بويژه در سياستهاي دفاعي- امنيتي ارائه کرده اند.
با نگاهي بر تحقيقات و مطالعات صورت گرفته درمي يابيم که الگوي عقلاني2 تصميم گيري، الگوي غالب در زمينه تصميم گيري هاي دفاعي- امنيتي بوده و فرض اين الگو به صورت کلي بر مبناي اتخاذ تصميم بوسيله قانون هزينه- فايده است ؛ به طوري که بازيگر در مرحله اول راههايي را براي رسيدن به هدف خود انتخاب، سپس تمامي راههاي رسيدن به هدف را بررسي مي کند و سپس دست به انتخاب منطقي
مي زند و مطلوبترين گزينه را برميگزيند.
الگوهاي ديگري هم در تصميم گيري دفاعي- امنيتي وجود دارند که بوسيله محققاني چون گراهام تي آليسون3 مطرح شده اند. البته همه اين الگوها به عنوان انتقاد و جايگزين مدل عقلاني تصميم گيري مطرح شده اند و توانسته اند در مواقعي قدرت بيشتري براي توصيف و توضيح وقايع پيدا کنند. مدلهايي چون مدل تصميم گيري فرايند سازماني4، مدل سياستهاي حکومتي5 و مدل تصميم گيري تکثرگرا6، مدلهايي هستند که توسط محققان صاحب نظر در اين زمينه به عنوان جايگزين مدل عقلاني مطرح شده اند.
در اين پژوهش موضوع مطالعه ما چنانکه بيان شده است تاثير يک گروه منافع7 بزرگ نظامي- صنعتي بر سياستگذاري دفاعي ايالات متحده است و اين امر در محيط جامعه ايالات متحده که محيطي تکثرگرا بافعاليت گروههاي منافع متنوع از نظر تعداد و از نظر تنوع صنفي است و به نظر مي رسد که چون سياستگذاري دفاعي ايالات متحده تحت فشار گروههاي مختلف و تحت نفوذ اين گروههاست و اينها سعي در هدايت تصميمات اين عرصه در جهت مورد علاقه خود مي کنند؛ استفاده از الگوي تکثرگراي تصميم گيري براي تحليل سياستگذاري دفاعي ايالات متحده روش مناسبي براي تحليل فرايند شکل گيري تصميمات در اين عرصه باشد. چنانکه به نظر مي رسد تصميم گيري در اين کشور در شرايط کش و قوس ها و زورآزمايي هاي منافع مرتبط به موضوع گرفته مي شود و گروه منافعي مثل مجتمع هاي نظامي- صنعتي8 در عرصه سياستگذاري دفاعي سعي در اختصاص بودجه کلان به ارتش و مسائل دفاعي اين کشور دارد تا از طريق آن بتواند به سود و اهداف مورد نظر خود دست يابند.
ما در اين قسمت ابتدا به طور مختصر به تعريف مفهوم تصميم گيري و تصميم گيري در سياست خارجي خواهيم پرداخت، سپس مدلهاي عقلاني، فرايند سازماني و مدل سياستهاي حکومتي را بررسي کرده و در ادامه به بررسي مفصل مدل تصميم گيري تکثرگرايانه خواهيم پرداخت.
2-2- تصميمگيري، معنا و مفهوم:
تعاريف زيادي ازتصميم گيري صورت گرفته است ولي جملگي بر اين مسئله تأکيد دارند که تصميم برانتخاب فرد دلالت دارد و فرد اين انتخاب را از بين گزينه هاي موجود که ممکن است محدود و يا نامحدود باشند، انجام مي دهد. در زير به برخي از مهمترين تعاريف ازتصميم گيري اشاره مي کنيم:
– الواني: تصميم گيري عبارت است ازانتخاب يک راه ازميان راههاي مختلف.
– رضائيان: تصميم گيري فراگردي است که ازطريق آن، راه حل مسئله معيني انتخاب مي گردد.
– استونر: تصميم گيري فراگردي است که طي آن شيوه عمل خاصي براي حل مسئله يا مشکل ويژه برگزيده مي شود (سليماني،1390: 331).
– تصميم گيري عبارت است از عمل انتخاب نمودن يک راه چاره از ميان چند آلترناتيو ممکن الحصول که هر کدام درصدي از عدم اطمينان را به همراه دارند( خوشوقت،1375: 85).
تصميم گيري فرايندي است، خاص شامل: انتخاب يک راه و روش از ميان دو يا چند روش موجود. تصميم به معناي انتخابي خودآگاه است که به فرد امکان مي دهد تا بر اساس مجموعه اي از شرايط داده شده نحوه رفتار و طرز تفکر خاص آن مجموعه بررسي و سپس يک گزينه، مقبول واقع شود و سپس اجرا گردد. تصميم زماني گرفته مي شود که انتخاب انجام شده باشد. از تصميم گيري نميتوان صرفنظرکرد، زيرا امتناع ورزيدن از گرفتن تصميم خودش يک نوع تصميم گيري است (عباس زادگان،1377 : 41 ).
بنا به تعريف “تصميم گيري صرفا ًعمل گزينش ميان راه حلهاي جايگزين يا بديلهاي موجودي است که در موردشان يقين و قطعيت نداريم” (دوئرتي و فالتزگراف ،1388 :720). تصميمات مطابق واژگان ديويد ايستون “بروندادها”ي نظام سياسي هستندکه از طريق آنها ارزشها به نحو اقتدار آميز در داخل يک جامعه توزيع مي شوند (پيشين : 719 ).
مشاهده مي شود که تصميم گيري را مي توان عمل انتخاب يک گزينه از ميان گزينه هاي موجود که اين انتخاب بستگي به عوامل مختلفي دارد، دانست که اين عوامل را مي توان به دو دسته محدوديتها- مشوقها و دستاوردها- پيامدها تقسيم کرد که اين دو دسته عوامل باعث مي شوند که يک گزينه از ميان گزينه هاي موجود برگزيده شود.
2-3- تصميم گيري در سياستگذاري سياست هاي دفاعي- امنيتي:
نه کتابنامه اصطلاحات و تعاريف ناتو و نه فرهنگ لغت اصطلاحات نظامي مربوط به وزارت دفاع امريکا تعريف مشخصي از سياست دفاعي ارائه کرده اند. در ميان تعاريف متعدد سياست دو تعريف زير از فرهنگ لغت وبستر9 گرفته شده، براي بحث ما مناسب است:
1- يک مسير روشن يا روش اقدامي از ميان جايگزينهاي مختلف و بر حسب شرايط براي هدايت و تعيين تصميمات خاص در آينده.
2- برنامه اي فراگير سطح بالايي که اهداف عمومي و رويه هاي قابل قبول، بويژه در بخش دولتي را فرا مي گيرد.
تعريفي که از اصطلاح سياست دفاعي مي شود داشت عبارت است از: ” يک رويه از عمل يا رفتار که بوسيله رهبر اجرايي ارشد تعريف شده، براي تاثيرگذاري و تعيين تصميمات ، اقدامات و ساير موضوعات مربوط به امور نظامي که با استراتژي امنيت ملي ناسازگار نباشد”. همراستا با تعريف بالا لغتنامه وبستر و شماري از لغتنامه هاي مورد استعمال سياست دفاعي را: برنامه اي براي دفاع از کشور در مقابل دشمنان تعريف کرده اند، که برنامه به اين صورت تعريف شده : سيستمي از پروژه ها يا خدمات براي برآوردن نيازمندي عموم مردم(Tagareve,2006:3). سياست دفاعي در مورد ايجاد واستفاده از نيروي نظامي است ووظيفه اصلي و اوليه سياست دفاعي تعريف اهداف دفاعي و ايجاد ابزارهاي ضروري براي دستيابي به آن اهداف است(Oguz,2009:9). سياست دفاعي بوسيله فاکتورهاي پيچيده زير تبيين مي شود: ارزيابي تهديدها، الزامات بروکراتيک، سياستهاي کلان10 و سياستهاي خرد11(Ralph,2004:1).
نقطه خوب براي شروع بحث در مورد سياست دفاعي اين است که روشن کنيم اين مفهوم چه اهداف، راهها و وسايلي را تحت پوشش مي گيرد و چگونه با چه منابعي آن هدفها قابل دستيابي اند. با توجه به مفهوم سياست در مورد موضوعات دفاعي و نظامي، دو موضوع متمايز وجود دارد:
1- چگونه از ابزارهاي در دسترس براي رسيدن به اهداف استفاده کنيم. مثلا در زماني که حمله نظامي به کشور به وقوع پيوسته است.
2- تعريف وسايلي که مي تواند به ملت اجازه دهدکه بطور موثر با تهديدات و چالشهاي احتمالي مواجه شود.
تعريف اول موضوعاتي از قبيل موضوعات استراتژيک و عملياتي را در برمي گيرد که شامل برنامه ريزي هايي براي پيشامدهاي احتمالي و پيش بيني شونده است مانند هدايت سربازان در منطقه نبرد. و تعريف دوم متن اوليه و مقدماتي سياست دفاعي است. پيچيدگي سياست دفاعي از اميد به پيشبرد ارزشها و منافع ملت يا اتحاديه، اصول اساسي استراتژي امنيتي و نقش ارتش در ابزارهاي قدرت ملي برمي خيزد که همه آنها بر تعريف اهداف دفاعي اثر مي گذارند (Tagareve, 2006: 3).
اهداف دفاعي يک کشور کارکرد ارزشها و منافع ملي، تحليل امنيتي آن ملت، اهداف امنيتي ملت، ماموريتهاي دفاعي و در آخر جاه طلبيهاي دفاعي12 آن است. يک تحليل از محيط امنيتي، يک ارزيابي از تهديدهاي امنيتي برجسته است که ناشي از همسايگان و همچنين موضوعات امنيتي جهاني است. استراتژي امنيتي مفهومي شفاف، واقعبينانه و موثر را در استفاده از ابزارهاي قدرت ديپلماتيک، اقتصادي، نظامي و ساير ابزارهاي قدرت براي دستيابي به اهداف امنيت ملي فراهم مي کند و ماموريتهاي دفاعي از آن منتج مي شود. همچنين بخش نظامي اهداف دفاعي به ماموريتهاي دفاعي که براي نيروهاي نظامي کشور نقشهايي را تعيين مي کند، اشاره دارد(Oguz,2009:9-10).
اهداف امنيتي، استراتژيها و اهداف دفاعياز ارزشها، منافع،چالشهاي امنيتي،ريسکها وتهديداتيبرمي
خيزدکه در نتيجه تحليل محيط امنيتي شناخته شده اند. تحليلهاي امنيتي حال حاضر دنيا به تهديداتي تاکيد
مي کنند که از تروريسم بين المللي، تکثير سلاحهاي کشتار جمعي و وسايل پرتاب آنها، کشورهاي ورشکسته، جنايات سازمان يافته و شايد ترکيبي از عوامل بالا ناشي شده اند. تهديدات ديگري نيز وجود دارند که از تنازعات قومي نشات مي گيرند يا در نتيجه عدم پاسخگويي به تفاوتهاي قومي، مذهبي و ارزشهاي فرهنگي بوجود مي آيند. بيگانه ترسي و عدم بردباري و تحمل، فشارهاي جمعيتي و مادون بودن از نظر قومي و مذهبي از ديگر عوامل تهديدزا هستند( Tagareve,2006:3).
اهداف سياست امنيتي يک دولت چالشها ريسکها و تهديدات امنيتي آينده و حال حاضر را نشان مي دهد و ارزشها و منافع ملت و همينطور آمال و آرزوهاي ملت را در عرصه امنيتي بين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید