دانلود پایان نامه

منفي انرژي را تشديد مي‌نمايد [104]. بنابراين افزايش pH شکمبه در پي تغذيه مخلوط گياهان دارويي منجر به ايجاد شرايط پايدار شکمبه‌اي و به دنبال آن مصرف بهينه مواد مغذي و سنتز پروتئين ميکروبي بيشتر مي‌گردد. اين نتايج اين فرضيه را تقويت مي‌نمايد که مکمل نمودن گياهان دارويي به گاوهاي دوره انتقال ممکن است يک استراتژي موثر در بهينه نمودن محيط شکمبه و حداکثر شدن راندمان خوراک باشد.
در تحقيق حاضر، مکمل نمودن مخلوط گياهان دارويي و جيره‌هاي بر پايه دانه کتان اکسترود شده يک اثر سينرژيسمي از خود نشان دادند و تخمير شکمبه‌اي را به سمت توليد پروپيونات بيشتر و استات کمتر سوق دادند که در نهايت نسبت استات به پروپيونات را کاهش داده و راندمان تخمير را افزايش داد. تامين پروپيونات بيشتر به کبد منجر به افزايش گلوکونئوژنز کبدي و غلظت بالاي گلوکز در دام‌هاي مصرف کننده کتان اکسترود شده و گياه دارويي شد. اين دام‌ها در کل توازن انرژي بهتري داشته و به طور عددي کاهش وزن کمتري بعد از زايش داشتند. به هر حال، مکانيسم اين سينرژيسم مشاهده شده مشخص نبوده و نياز به تحقيقات بيشتر در اين زمينه مي‌باشد. موافق با نتايج آزمايش فعلي، تحقيقات قبلي صورت گرفته روي تليسه‌هاي پرواري [58] و گاوهاي شيري [266] نشان داد که مخلوط سينامالدهيد و ائوگنول تخمير شکمبه‌اي را به نفع توليد پروپيونات تغيير دادند، در حالي که بنچار و همکاران [33] گزارش نمودند که تخمير شکمبه‌اي گاوهاي اواسط شيردهي تحت تأثير سينامالدهيد قرار نگرفت. نتاقضات مشاهده شده گوياي اين مطلب مي‌باشد که مرحله فيزيوژيک دام و دوز مصرفي گياه دارويي ممکن است اثر قابل توجهي در نتايج مورد انتظار داشته باشد. غلظت بالاي نيتروژن پپتيدي + اسيد آمينه اي در شکمبه گاوهاي مصرف کننده گياه دارويي با کاهش عددي نيتروژن آمونياکي (13/0 P =) همسو بوده و با کاهش تجزيه اسيدهاي آمينه توسط ميکروب‌هاي شکمبه مي‌تواند در ارتباط باشد. تجمع پپتيدها و اسيدهاي آمينه در شکمبه ممکن است تخمير شکمبه‌اي و توليد پروتئين ميکروبي را تحريک نموده و جريان اسيدهاي آمينه به روده کوچيک را بيشتر نمايد [59].
عملکرد توليد مثلي گاوها در جدول 4-8 نشان داده شده است. گاوهايي که دانه کتان اکسترود شده مصرف نمودند زودتر آماده اولين تلقيح شده و اولين تلقيح اين دامها زودتر انجام شد (10/0 ? P) ولي روزهاي باز و تعداد تلقيح به ازاي آبستني و نرخ آبستني تحت تأثير منبع دانه‌هاي روغني و گياهان دارويي قرار نگرفت (10/0 ? P). موافق با نتايج آزمايش فعلي، فوايد احتمالي اسيدهاي چرب امگا-3 بر گاوهاي شيري توسط ديگر محققين نيز گزارش شده است [10 و 202]. توازن انرژي بالاتر دام‌هايي که منبع امگا-3 دريافت نمودند و همچنين بهبود مقاومت انسوليني در اين دام‌ها که در ادامه توضيح داده خواهد شد مي‌تواند در بهبود عملکرد توليد مثلي موثر باشد [50 و 67]. به هر حال، نتايج توليد مثلي مربوط به اين تحقيق بايد با احتياط تفسير گردد زيرا تعداد تکرار در اين آزمايش براي مشاهده دقيق نتايج توليد مثلي کم مي‌باشد.
4-5-4- متابوليت هاي خوني
نتايج مربوط به متابوليت‌هاي خوني مرتبط با متابوليسم انرژي در جدول 4-9- نشان داده شده است. بعد از زايش، گاوهايي که جيره بر پايه کتان اکسترود شده مصرف نمودند غلظت گلوکز بالاتر، اسيدهاي چرب غيراستريفيه کمتر، نسبت انسولين به گلوکز و نسبت اسيدهاي چرب غيراستريفيه به انسولين کمتري نسبت به دام‌هايي که سوياي اکسترود مصرف نمودند، داشتند (05/0 ? P). پتيت و همکاران (2007) گزارش نمودند که گاوهاي چند شکم زايش که جيره حاوي دانه کتان مصرف نمودند اسيدهاي چرب غيراستريفيه کمتري نسبت به دام‌هايي داشتند که جيره حاوي اسيدهاي چرب اشباع مصرف نمودند. همچنين گزارش شده است که غلظت پلاسمايي اسيدهاي چرب غيراستريفيه در دام‌هايي که دانه کتان مصرف نمودند کمتر از گاوهايي بود که دانه آفتابگردان مصرف نمودند [200].
مکمل نمودن مخلوط گياهان دارويي غلظت گلوکز، انسولين، نسبت انسولين به گلوکز و بتاهيدروکسي بوتيرات را در دوره قبل و بعد زايش تحت تأثير قرار نداد(10/0 ? P) که مطابق با نتايج مربوط به توازن انرژي مي‌باشد که تحت تأثير گياهان دارويي قرار نگرفت. مشابه نتايج آزمايش فعلي، مکمل نمودن مخلوط اسانس‌هاي گياهي به دام‌هاي دوره انتقال غلظت پلاسمايي گلوکز و بتاهيدروکسي بوتيرات را تحت تأثير قرار نداد [263].
بعد از زايش، گاوهايي که مخلوط گياهان دارويي مصرف نمودند غلظت اسيدهاي چرب غيراستريفيه و نسبت غلظت اسيدهاي چرب غيراستريفيه به انسولين کمتري داشتند (05/0 ? P) و اين نتايج مستقل از توازن انرژي مشابه بين تيمارها بود. با اينکه مکانيسم دقيق اين عمل مشخص نمي‌باشد ولي به نظر مي‌رسد که گياهان دارويي به طور وسيعي متابوليسم بافت چربي گاوهاي دوره انتقال را متاثر نموده و با افزايش حساسيت انسولين، ليپوليز را کاهش داده است. نتايج تحقيق حاضر با نتايج تحقيقات ديگر مشابه بوده است که نشان دادند ميش‌هاي شيري تغذيه شده با عصاره رزماري [72] و گوساله‌هاي پرواري تغذيه شده با مخلوط عصاره‌هاي گياهي حاوي کارواکرول، سينامالدهيد و کپسيکوم [65] غلظت اسيدهاي چرب غيراستريفيه کمتري داشتند.
اثر متقابلي بين منبع دانه روغني و گياه دارويي بر غلظت گلوکز، اسيدهاي چرب غيراستريفيه، بتاهيدروکسي بوتيرات و انسولين در دوره قبل و بعد از زايش مشاهده نگرديد(10/0 ? P). قبل از زايش، اثر متقابل بين منب
ع دانه روغني و گياه دارويي بر نسبت اسيدهاي چرب غيراستريفيه بر انسولين معني دار بود و مکمل نمودن مخلوط گياهان دارويي بر گاوهايي که جيره بر پايه کتان اکسترود شده مصرف نمودند اين نسبت کاهش يافت (05/0 ? P) ولي در دام‌هايي که جيره بر پايه سوياي اکسترود مصرف نمودند گياه دارويي تأثيري نداشت (10/0 ? P).
شاخص حساسيت انسولين در اين آزمايش به منظور تشخيص کمي حساسيت ظاهري انسولين در گاوهاي دوره انتقال مورد استفاده قرار گرفت. بعد از زايش، با تغذيه گياه دارويي،شاخص حساسيت انسوليني تمايل به افزايش نشان داد (10/0 ? P). اثر متقابل بين منبع اسيدهاي چرب و گياهان دارويي بر شاخص حساسيت انسوليني قبل از زايش معني دار شد (05/0 ? P). اين اثر متقابل نشان داد که مصرف گياهان دارويي در صورتي که گاوها جيره بر پايه کتان اکسترود شده دريافت نمودند شاخص حساسيت انسوليني را بهبود داد و در دام‌هايي که دانه سوياي اکسترود دريافت نمودند، چنين پاسخي مشاهده نگرديد. همچنين اثر زمان بر شاخص حساسيت انسوليني معني دار بود و گاوها در روز زايش مقاومت انسوليني شديدتري را نسبت به 7 روز قبل و 21 روز بعد از زايش تجربه نمودند (05/0 ? P). همچنين گاوهاي شکم اول نيز در مقايسه با دام‌هاي چند شکم زايش شاخص بالاتري داشته و از حساسيت انسوليني بيشتري برخوردار بودند.
نسبت اسيدهاي چرب غيراستريفيه به کلسترول خون در گاوهايي که مخلوط گياهان دارويي مصرف کردند پايين‌تر از گاوهايي بود که گياه دارويي مصرف ننمودند (05/0 ? P). فراسنجه‌هاي مرتبط با متابوليسم چربي تحت تأثير منابع مختلف دانه هاي روغني قرار نگرفت (10/0 ? P). اثر متقابل بين منابع دانه‌هاي روغني و گياه دارويي بر تري‌گليسيريد سرم در دوره قبل از زايش معني دار بود. مکمل نمودن گياه دارويي بر گاوهايي که جيره بر پايه کتان اکسترود شده مصرف نمودند تري گليسيريد را کاهش داد (05/0 ? P) درحالي که اضافه نمودن گياه دارويي بر دانه سوياي اکسترود شده پاسخي نشان نداد (10/0? P، جدول 4-10). قبل از زايش، اثر متقابل بين منبع دانه روغني و گياه دارويي بر غلظت آلبومين و نسبت اسيدهاي چرب غير استريفيه بر آلبومين خون معني دار بود (05/0 ? P)، زيرا مخلوط گياه دارويي زماني که به گاوهاي با جيره بر پايه سوياي اکسترود شده تغذيه شدند غلظت آلبومين را افزايش دادند ولي اين پاسخ در جيره‌هاي بر پايه کتان مشاهده نگرديد. نسبت آلبومين به گلوبولين قبل و بعد از زايش در گاوهاي چند شکم زايش نسبت به گاوهاي يک شکم کمتر بود (05/0 ? P). نسبت اسيدهاي چرب غيراستريفيه به آلبومين در دام‌هايي که گياه دارويي دريافت نمودند (05/0 ? P) نسبت به دام‌هايي که گياه دارويي دريافت ننمودند و همچنين در دام‌هايي که جيره بر پايه کتان اکسترود مصرف نمودند نسبت به دام‌هايي که جيره بر پايه سويا مصرف نمودند (10/0 ? P)، کمتر بود. قبل از زايش، نيتروژن اوره‌اي سرم در دام‌هايي که گياه دارويي مصرف نمودند نسبت به دام‌هايي که گياه دارويي مصرف ننمودند (05/0 ? P) و دام‌هايي که دانه کتان اکسترود شده مصرف نمودند نسبت به دام‌هايي که دانه سويا دريافت نمودند (05/0 ? P)، کمتر بود. غلظت آلبومين بيشتر و نيتروژن اوره‌اي کمتر در دام‌هاي تغذيه شده با گياهان دارويي موافق با تحقيقات قبلي بود که در اين تحقيقات تغذيه اسانس دارچين به بزهاي شيري و کورکومين به رت‌هاي ديابتيک غلظت آلبومين را افزايش و نيتروژن اوره اي را کاهش نشان داد [140 و 267]. غلظت کراتينين سرم در گاوهايي که دانه کتان اکسترود شده مصرف نمودند کمتر از دام‌هايي بود که جيره بر پايه سوياي اکسترود مصرف نمودند (10/0 ? P).
در جدول 4-11 آنزيم‌هاي سرمي که از کبد منشأ مي‌گيرند و شاخصي از فعاليت و سلامت کبد مي‌باشند نشان داده شده است. قبل از زايش، فعاليت آسپارتات آمينو ترانسفراز در گاوهايي که گياه دارويي مصرف نمودند بيشتر بود (05/0 ? P). مکمل نمودن گياهان دارويي غلظت گاماگلوتاميل ترانسفراز را در سرم در دوره بعد از زايش کاهش داد (05/0 ? P). برخي از نتايج به دست آمده از اين تحقيق مثل نسبت پايين اسيدهاي چرب غيراستريفيه به کلسترول و نسبت پايين اسيدهاي چرب غيراستريفيه به آلبومين به عنوان شاخصي از وقوع بيماري‌هاي متابوليکي قبل و بعد از زايش، در کنار غلظت پاييني از گاما-گلوتاميل ترانسفراز سرم پيشنهاد مي‌نمايد که گاوهاي تغذيه شده با گياه دارويي عملکرد کبدي بهتري نسبت به دام‌هايي که گياه دارويي مصرف ننمودند داشتند.
4-5-5- وضعيت آنتي اکسيداني
وضعيت آنتي اکسيداني غير آنزيمي و حساسيت سرم به اکسيداسيون در جدول 4-12 نشان داده شده است. سرم خون گاوهايي که جيره بر پايه کتان اکسترود شده مصرف نمودند ظرفيت آنتي اکسيداني تام کمتري در دوره قبل از زايش نشان دادند (05/0 ? P) و حاوي مقدار بيشتري مالون‌دي آلدهيد در دوره بعد از زايش نسبت به دام‌هايي که سوياي اکسترود شده مصرف کردند، بودند (05/0 ? P). در دوره قبل و بعد از زايش، مکمل نمودن مخلوط گياهان دارويي منجر به افزايش ظرفيت آنتي اکسيداني تام و کاهش غلظت مالون‌دي آلدهيد در مقايسه با دام‌هايي که مکمل مخلوط گياهان دارويي دريافت ننمودند، شد (05/0 ? P). بعد از زايش، اثرات متقابل بين منبع دانه‌هاي روغني و گياهان دارويي بر ظرفيت آنتي اکسيداني تام تمايل به معني دار شدن داشت (10/0 ? P). همچنين در زمان زايش، اثرات متقابل معني دار بين منبع دانه‌هاي روغني و گياهان دارويي بر سطح پايه، سطح حداکثر توليد شده و سطح زير منحني دي‌ان‌هاي کنژوکه34 مشاهده گرديد (05/0 ? P، شکل 4-5 و 4-6) ز
يرا تيماري که گياه دارويي و جيره بر پايه دانه سوياي اکسترود مصرف نمود کمترين مقدار سطح پايه و حداکثر دي‌ان‌هاي گنژوکه توليد شده را نشان داد. اثرات متقابل مشاهده شده براي اکثر فراسنجه هاي آنتي اکسيداني خون حاکي از آن است که اضافه کردن گياهان دارويي با قدرت آنتي اکسيداني بالا قادر به کاهش پروکسيداسيون اسيدهاي چرب و تنش اکسيداتيو دام‌ها گرديده و اين اثر در دام‌هايي که منبع امگا-6 دريافت نمودند مشهودتر بوده است. توليد شير بيشتر گاوهايي که گياه دارويي و جيره‌هاي برپايه سوياي اکسترود شده مصرف نمودند در مقايسه با دام‌هايي که دانه سوياي اکسترود شده و بدون گياه دارويي مصرف نمودند مي‌تواند به بهبود وضعيت آنتي اکسيداني سرم دام‌ها مربوط باشد. وانگ و همکاران [279] گزارش نمودند که توليد شير در دام‌هايي که منبع آنتي اکسيداني و جيره‌هاي با اشباعيت بيشتر دريافت نمودند بهبود يافت. در اين تحقيق مخلوط گياهان


پاسخی بگذارید