ارزیابی کیفیت محیط مسکونی روستاهای ادغام شده در شهر سنندج

قسمتی از متن پایان نامه :

رویکرد ادراکی:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ادراک بشر از محیط از محوری ترین مقولات در روانشناسی محیطی می باشد. «ادراک محیطی» فرآیندی می باشد که از طریق آن بشر داده های لازم را بر اساس نیازش از محیط پیرامون خود بر می­گزیند. لذا ادراک فرآیندی هدفمند می باشد. این گونه ادراک را  در اصطلاح  «ادراک حسی» می نامند. در حقیقت «ادراک محیطی» از تعامل «ادراک حسی» و «شناخت» که در ذهن بشر تجربه شده­اند حادث می شوند. در این فرآیند تأثیر محیط به عنوان عاملی اساسی در رشد، توسعه و در نهایت در یادگیری مورد توجه قرار می­گیرد. مکاتب مختلفی کوشش کرده­اند تا چگونگی ادراک بشر از رفتارش را در محیط و یا از محیط تبیین دهند، مهم­ترین این مکاتب که تاثیر ژرفی بر نظریه های محیطی و طراحی داشته اند مکتب «روانشناسی گشتالت»، دیدگاه «روانشناسی سازشمند» و مکتب «روانشناسی بوم شناختی» (اپتیکی) جیمز گیبسون هستند. در جایی که «روانشناسی گشتالت» به الگوهای ادراکی و هم ریختی ما بین شکل­ها و تجربیات ادراک محیطی با فرآیند شکل گیری نظام عصبی در بشر علاقمند می باشد، «سازشمندی» ما بین نظاره گر و محیط مورد مطالعه قرار می­دهد، از سویی دیگر «روانشناسی اپتیکی» گیبسون محیط و بوم را پایه و اساس تمامی داده­ها می­داند، او معتقد بود که داده­های محیطی به گونه­ای مستقیم و بدون نیاز به نیروی پردازش مغز آدمی از طریق «نوار محیطی» و توسط حواس آدمی که به مثابه یک «نظام» (سیستم) تلقی می­گردد دریافت می­گردد. گرچه تاکنون دو دیدگاه اول از سوی روان شناسان محیطی و معماران مورد توجه بیشتری قرار گرفته می باشد (به ویژه مکتب گشتالت تدریس گردید و تقریباً تمام معماران و طراحان مکتب مدرن تحت تاثیر آن قرار داشتند) اما امروزه دیدگاه نو و متهورانه بوم شناختی و یا اکولوژیکی گیبسون دارد جایگاه مناسب خویش را در مطالعه­ها و پژوهش­های محیطی به دست می­آورد. روانشناسی محیطی همچنین نظریه­های گوناگون را در ارتباط با تاثیر محیط بر بشر و چگونگی ارتباط و تعامل ما بین محیط کالبدی و تجربه بشر از آن آفریدهو سوالات مناسب را در این ارتباط مطرح ساخته می باشد تا بتواند پژوهش های تجربی متناسب با آن نظریه ها را به اجرا در آورد. لذا روانشناسی محیطی در حقیقت در جهت خلق نظریه­های تجربی می باشد که حاصل مشاهدات رفتارهای بشر در محیط روزمره و بوم او می باشد، به گونه­ای که این نظریه­ها بتواند در طراحی محیطی مورد بهره گیری قرار گیرند.

همان گونه که در بالا تصریح گردید یکی از مهمترین مباحث نظریه­های محیطی تأثیر محیط در شکل دهی به رفتار بشر می باشد که می­تواند در سطوح مختلف مورد مطالعه و توجه قرار گیرد، در یک معنا رفتار بشر در مقیاسی جهانی تحت تاثیر نیروهای اکولوژیکی می باشد، این نیروها آن چیز که را بشر می­تواند به آن دست یابد بدون در نظر داشتن اهداف و انگیزه­های انسانی محدود می­سازد. در حقیقت رفتار بشر در چنبره یک اکوسیستم محیطی و در چرخه آن معنا می­یابد لذا بشر در این دیدگاه به مثابه موجودی بی­اختیار می باشد که مقهور آن اکوسیستم می­باشد. این دیدگاه امروزه به علت تحلیل محدودی که از ماهیت بشر دارد طرفداران کمی دارد و نمی­توان آن را به عنوان یک نظریه معتبر جدی گرفت. آن چیز که روان شناسان امروزه و در این راستا، بیشتر علاقه مند به مطالعه آن هستند این می باشد که به واقع کدام رفتار بشر تحت تاثیر نیروهای ژنیتیک و وراثت و کدام یک تحت تاثیر شرایط جغرافیایی شکل می­گیرد. به هر حال آن چیز که اینجا مورد بحث ما می باشد مفهومی می باشد که در ارتباط با محیط کالبدی (معماری و طراحی شهری، طراحی فضای باز و غیره) مورد توجه می باشد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  1. آیا بین اندازه دسترسی به خدمات و کیفیت محیط مسکونی روستاهای ادغام شده در شهر سنندج ارتباط معناداری هست؟
  2. آیا اندازه مطلوبیت کیفیت محیط مسکونی براساس ویژگی­های اجتماعی- اقتصادی افراد متفاوت می باشد؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه